فارسی
چهارشنبه 06 مرداد 1400 - الاربعاء 17 ذي الحجة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

خطبه 112 - خطبه در نكوهش دنيا


مطلب قبلی خطبه درباره ملكالموت و قبض روح مردم
خطبه در پند و اندرز مردم مطلب بعدی


نحوه نمایش
متن عربی متن ترجمه
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
از خطبه های‌ آن حضرت است
در نکوهش دنیا
وَ اُحَذِّرُكُمْ الدُّنْيا فَاِنَّها مَنْزِلُ قُلْعَة، وَلَيْسَتْ بِدارِ نُجْعَة.
شما را از دنیا می‌ ترسانم که منزل کوچ است نه جای‌ اقامت.
قَدْ تَزَيَّنَتْ بِغُرُورِها، وَ غَرَّتْ بِزينَتِها. دارٌ هانَتْ عَلى
به امور فریبنده خود را آراسته، و با آرایشش به فریفتن برخاسته. سرایی‌ است که نزد پروردگارش
رَبِّها، فَخَلَطَ حَلالَها بِحَرامِها، وَ خَيْرَها بِشَرِّها، وَ حَياتَها بِمَوْتِها،
بی‌ مقدار است، حلالش را به حرام، و خیرش را به شرّ، و حیاتش را به مرگ،
وَ حُلْوَها بِمُرِّها. لَمْ يُصَفِّهَا اللّهُ تَعالى لاَِوْلِيائِهِ، وَلَمْ يَضِنَّ
و شیرینش را به تلخی‌ درآمیخته. خداوند آن را برای‌ دوستانش خالص و گوارا نکرده، و از پرداخت
بِها عَلى اَعْدائِهِ. خَيْرُها زَهيدٌ، وَ شَرُّها عَتيدٌ، وَجَمْعُها يَنْفَدُ،
آن به دشمنانش مضایقه ننموده است. خوبی‌ اش اندک، شرّش حاضر، گردآمده اش فانی‌ شونده،
وَ مُلْكُها يُسْلَبُ، وَ عامِرُها يَخْرَبُ. فَما خَيْرُ دار تُنْقَضُ
دولتش در معرض ربوده شدن، و آبادش در معرض خراب شدن است. چه خیری‌ است در سرایی‌ که مانند خراب
نَقْضَ الْبِناءِ، وَ عُمُر يَفْنى فيها فَناءَ الزّادِ؟ وَ مُدَّة
شدن ساختمان خراب می‌ گردد؟ و عمری‌ که چون تمام شدن توشه در آن خانه به پایان می‌ رسد؟ و مدتی‌ که
تَنْقَطِعُ انْقِطاعَ السَّيْرِ؟! اِجْعَلُوا مَا افْتَرَضَ اللّهُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلِبَتِكُمْ،
چون تمام شدن راه به آخر خواهد رسید؟! واجبات خدا را از خواسته های‌ خود قرار دهید،
وَ اسْأَلُوهُ مِنْ اَداءِ حَقِّهِ ما سَأَلَكُمْ، وَاَسْمِعُوا دَعْوَةَ الْمَوْتِ آذانَكُمْ
و در ادای‌ حقّش و خواسته هایش از او بخواهید شما را یاری‌ دهد، و دعوت مرگ را به گوشهای‌ خود
قَبلَ اَنْ يُدْعى بِكُمْ. اِنَّ الزّاهِدينَ فِى الدُّنْيا تَبْكى قُلُوبُهُمْ وَ اِنْ
بشنوانید پیش از آنکه شما را دعوت کنند. زاهدان در دنیا دلشان می‌ گرید گرچه به ظاهر
ضَحِكُوا، وَيَشْتَدُّ حُزْنُهُمْ وَ اِنْ فَرِحُوا، وَ يَكْثُرُ مَقْتُهُمْ اَنْفُسَهُمْ وَ اِنِ
بخندند، و اندوهشان شدید است گرچه شاد باشند، و خشمشان بر خود زیاد است گرچه در میان مردم
اغْتُبِطُوا بِما رُزِقُوا.
به خاطر آنچه از آن بهره مندند مورد غبطه اند.
قَدْ غابَ عَنْ قُلُوبِكُمْ ذِكْرُ الاْجالِ، وَ حَضَرَتْكُمْ كَوَاذِبُ الاْمالِ،
یاد مرگ از دلتان پنهان شده، و آرزوهای‌ دروغ نزد شما حاضر گشته،
فَصارَتِ الدُّنْيا اَمْلَكَ بِكُمْ مِنَ الآخِرَةِ، وَالْعاجِلَةُ اَذْهَبَ بِكُمْ مِنَ
از این رو دنیا بیش از آخرت مالک شما شده، و متاع فعلی‌ دنیا شما را از توجه به متاع آخرت
الاْجِلَةِ. وَ اِنَّما اَنْتُمْ اِخْوانٌ عَلى دينِ اللّهِ، ما فَرَّقَ بَيْنَكُمْ اِلاّ خُبْثُ
بازداشته است. شما بر مبنای‌ دین خدا برادر هستید، چیزی‌ جز آلودگی‌
السَّرائِرِ، وَ سُوءُ الضَّمائِرِ، فَلاتَوازَرُونَ وَ لا تَناصَحُونَ،
درونها، و بدی‌ نیّت ها شما را از هم جدا نکرده، به این لحاظ یکدیگر را یاری‌ نمی‌ دهید، و خیرخواهی‌ نمی‌ کنید،
وَ لاتَباذَلُونَ وَ لاتَوادُّونَ. ما بالُكُمْ تَفْرَحُونَ بِالْيَسيرِ مِنَ
و به هم بذل و بخشش ندارید و با یکدیگر دوستی‌ نمی‌ کنید. شما را چه شده که به اندکی‌ از دنیا که
الدُّنْيا تُدْرِكُونَهُ، وَ لايَحْزُنُكُمُ الْكَثيرُ مِنَ الاْخِرَةِ تُحْرَمُونَهُ؟!
به دست می‌ آورید شاد می‌ شوید، و به بسیاری‌ از آخرت که از دست می‌ دهید غصه دار نمی‌ گردید؟!
وَ يُقْلِقُكُمُ الْيَسيرُ مِنَ الدُّنْيا يَفُوتُكُمْ، حَتّى يَتَبَيَّنَ ذلِكَ فى
چون اندکی‌ از دنیا از دستتان برود شما را پریشان می‌ کند، تا جایی‌ که آثار پریشانی‌ در چهره شما
وُجُوهِكُمْ وَ قِلَّةِ صَبْرِكُمْ عَمّا زُوِىَ مِنْها عَنْكُمْ، كَاَنَّها دارُ مُقامِكُمْ،
آشکار می‌ گردد و در برابر آنچه از دستتان رفته بیتابی‌ می‌ کنید، و گویی‌ دنیا جای‌ اقامت همیشگی‌ شماست،
وَ كَاَنَّ مَتاعَها باق عَلَيْكُمْ! وَ ما يَمْنَعُ اَحَدَكُمْ اَنْ يَسْتَقْبِلَ اَخاهُ بِما
و گویی‌ متاع آن برای‌ شما دائمی‌ است! چیزی‌ شما را از گفتن عیب برادر خود به صورت رویاروی‌ بازنمی‌ دارد
يَخافُ مِنْ عَيْبِهِ اِلاّ مَخافَةُ اَنْ يَسْتَقْبِلَهُ بِمِثْلِهِ. قَدْ تَصافَيْتُمْ عَلى
جز ترس از اینکه او هم به مانند آن عیب را برای‌ شما بگوید. در ترک آخرت و محبّت به
رَفْضِ الاْجِلِ وَ حُبِّ الْعاجِلِ، وَصارَ دينُ اَحَدِكُمْ لُعْقَةً عَلى لِسانِهِ.
دنیا با هم خالصانه دوستی‌ می‌ورزید، و دین هر یک از شما بازیچه زبان اوست.
صَنيعُ مَنْ قَدْ فَرَغَ مِنْ عَمَلِهِ، وَ اَحْرَزَ رِضا سَيِّدِهِ!
به کسی‌ می‌ مانید که کارش را انجام داده، و خشنودی‌ مولای‌ خود را به دست آورده است!



پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا