فارسی
پنجشنبه 08 آبان 1399 - الخميس 12 ربيع الاول 1442
  88
  0
  0

استاد انصاریان الگوی رفتاری امام مجتبی(ع) را تببین کردند

دارالعرفان/ مفسر، محقق و پژوهشگر علوم و معارف اهل‌بیت(ع) الگوی رفتاری و سیره علمی و عملی امام حسن مجتبی(ع) را تببین کردند.
استاد انصاریان الگوی رفتاری امام مجتبی(ع) را تببین کردند

به گزارش روابط عمومی و اموربین الملل مؤسسه علمی فرهنگی دارالعرفان، استاد حسین انصاریان در فصلی از کتاب ارزشمند «اهل‌بيت عليهم السلام عرشيان فرش‌نشين» به تبیین سیره علمی و عملی کریم اهل‌بیت امام حسن مجتبی(ع) پرداخته‌اند.

ایشان آورده است: حضرت امام صادق(ع) مى‌فرمايد: پدرم از پدرش نقل مى‌كرد كه حسن بن على بن ابى‌طالب در زمان خودش عابدترين و زاهدترين و برترينِ مردم بود. هنگامى كه به حج مى‌رفت پياده مى‌رفت و چه بسا با پاى برهنه به سوى حرم امن حركت مى‌كرد.

استاد اخلاق حوزه‌های علمیه افزود: هنگامى كه ياد مرگ و قبر و برانگيخته شدن در قيامت و عبور بر صراط مى‌افتاد، گريه مى‌كرد و چون ياد عرضه شدن بر خدا مى‌كرد، فريادى مى‌كشيد و غش مى‌نمود و هنگامى كه در نماز قرار مى‌‌‌گرفت گوشت بدنش در پيشگاه خدا مى‌لرزيد و زمانى كه ياد بهشت و دوزخ مى‌كرد چون مار گزيده به خود مى‌پيچيد و از خدا درخواست بهشت مى‌نمود و از دوزخ به حق پناه مى‌برد«1».

 

كمک و بخشش

این محقق و پژوهشگر علوم و معارف قرآن کریم در بخش دیگری از این کتاب ارزشمند به تفصیل آورده است: حضرت امام صادق(ع) مى‌فرمايد: مردى به عثمان بن عفان در حالى كه در مسجد نشسته بود گذشت، از او درخواست كمک كرد. به دستور عثمان، پنج درهم به او پرداختند، مرد به عثمان گفت: مرا به جايى كه دردم را دوا كنند راهنمايى كن، عثمان گفت: نزد آن جوانمردان كه آنان را مى‌بينى برو و با دستش اشاره به ناحيه‌اى از مسجد كرد كه حضرت امام حسن(ع) و امام حسين(ع) و عبداللّه بن جعفر در آن قرار داشتند.

آن مرد به سوى آنان رفته، سلام كرد و از آنان درخواست كمک نمود.

امام حسن(ع) به او فرمود: سؤال از ديگران جز در سه مورد جايز نيست يا براى ديه‌اى كه دل سوختگى دارد، يا وامى كه دل شكستگى آرد، يا فقرى كه غير قابل تحمل است؛ تو دچار كدام يک از اين سه موردى؟

گفت: دچار يكى از آنها هستم. امام مجتبى(ع) فرمان داد پنجاه دينار به او بپردازند و حضرت امام حسين(ع) دستور به چهل و نه دينار داد و عبداللّه بن جعفر فرمان به چهل و هشت دينار.

آن مرد پس از دريافت دينارها برگشت و بر عثمان گذر كرد، عثمان گفت: چه كردى؟ مرد گفت: بر تو گذشتم، جهت كمک به من به پنج دينار فرمان دادى و چيزى هم از من نپرسيدى ولى آن بزرگوارى كه گيسويى پرپشت دارد چيزهايى را از من پرسيد و پنجاه دينار به من عطا كرد و دومى آنان چهل و نه دينار و سومى چهل و هشت دينار؛ عثمان گفت: چه كسى براى دواى درد تو مانند اين جوانمردان است؟ اينان دانش و آگاهى را به خود اختصاص داده‌اند و خير و حكمت را در خود جمع كرده‌اند«2».

 

فروتنى شگفت

فروتنى حضرت امام حسن(ع) و تواضع آن انسان الهى چنان بود كه: روزى بر گروهى تهيدست مى‌گذشت و آنان پاره‌هاى نان را بر زمين نهاده، روى زمين نشسته بودند و مى‌خوردند، چون حضرت امام حسن(ع) را ديدند گفتند: اى پسر رسول خدا! بيا و با ما هم غذا شو! به شتاب از مركب به زير آمد و گفت: خدا متكبران را دوست ندارد و با آنان به خوردن غذا مشغول شد. سپس همه آنان را به ميهمانى خود دعوت فرمود، هم به آنان غذا داد و هم لباس«3».

 

حاجتت را بنويس

مردى به محضر حضرتش حاجت آورد، آن بزرگوار به او فرمود: حاجتت را بنويس و به ما بده، چون نامه‌اش را خواند دو برابر خواسته‌اش به او مرحمت فرمود. يكى از حاضران گفت: اين نامه چقدر براى او پربركت بود! فرمود: بركت آن براى ما بيشتر بود زيرا ما را اهل نيكى ساخت، مگر نمى‌دانى كه نيكى آن است كه بى‌خواهش به كسى چيزى دهند، اما آنچه پس از خواهش مى‌دهند بهاى ناچيزى است در برابر آبروى خواهنده، شايد آن‌كس كه شبى را با اضطراب ميان بيم و اميد به سر برده و نمى‌دانسته كه آيا در برابر عرض نيازش دست رد به سينه او خواهى زد يا شادى قبول به او خواهى بخشيد و اكنون با تن لرزان و دل پرتبش نزد تو آمده، آنگاه تو فقط به اندازه خواسته‌اش به او ببخشى در برابر آبرويى كه نزد تو ريخته بهاى اندكى به او داده‌اى«4».

 

اوج جود و عطا

مردى از او چيزى خواست پنجاه هزار درهم و پانصد دينار به او عطا فرموده، گفت: كسى را براى حمل اين بار حاضر كن، چون كسى را حاضر كرد، رداى خود را به او داد و گفت: اين هم اجرت باربر«5».

 

بخشيدن همه ذخيره

عربى به محضر امام حسن(ع) آمد. فرمود: هرچه ذخيره داريم به او بدهيد، بيست هزار درهم بود، همه را به عرب دادند، گفت: مولاى من! اجازه ندادى كه حاجتم را بگويم و مديحه‌اى در شأنت بخوانم، حضرت در پاسخ اشعارى انشا كرد به اين مضمون: بيم فروختن آبروى آن‌كس كه از ما چيزى مى‌خواهد موجب مى‌شود كه ما پيش از درخواست او بدو ببخشيم«6».

 

عطاى كم‌نظير

حضرت امام حسن(ع) و امام حسين(ع) و عبداللّه بن جعفر به راه حج مى‌رفتند، توشه آنان گم شد، گرسنه و تشنه به خيمه‌اى رسيدند كه پيرزنى در آن زندگى مى‌كرد. از او آب خواستند كه در جواب گفت: اين گوسپند را بدوشيد و شيرش را با آب بياميزيد و بياشاميد. چنين كردند، سپس از او غذا خواستند كه گفت: همين گوسپند را داريم، بكشيد و بخوريد. يكى از آنان گوسپند را ذبح و از گوشتش مقدارى بريان كرد، همه خوردند و سپس همانجا به خواب رفتند. هنگام رفتن به پيرزن گفتند: ما از قريشيم و به حج مى‌رويم، اگر بازگشتيم نزد ما بيا، با تو به نيكى رفتار خواهيم كرد و رفتند.

شوهر زن كه آمد و از جريان خبر يافت، گفت: واى بر تو! گوسپند مرا براى مردمى ناشناس مى‌كشى آنگاه مى‌گويى از قريش بودند؟! روزگارى گذشت و كار بر پيرزن سخت شد، از آن محل كوچ كرده، عبورش به مدينه افتاد، حضرت امام حسن(ع) او را ديد و شناخت. پيش رفت و گفت: مرا مى‌شناسى؟ گفت: نه، فرمود: من همانم كه در فلان روز مهمان تو شدم و دستور داد تا هزار گوسپند و هزار دينار زر به او دادند، آنگاه او را نزد برادرش حسين(ع) فرستاد، آن حضرت نيز به همان اندازه به او بخشيد و او را نزد عبداللّه بن جعفر فرستاد و او نيز عطايى همانند آنان به او داد«7».

 

خدمت به حيوان گرسنه

روزى غلام سياهى را ديد كه گرده نانى در پيش نهاده يک لقمه مى‌خورد و يک لقمه به سگى مى‌دهد، از او پرسيد: چه چيز تو را به اين كار وا مى‌دارد؟ گفت: شرم مى‌كنم كه خود بخورم و به او ندهم، حضرت امام حسن(ع) فرمود: از اينجا حركت نكن تا من برگردم. خود نزد صاحب آن غلام رفت، او را خريد، باغى را هم كه در آن زندگى مى‌كرد خريد، غلام را آزاد كرد و باغ را بدو بخشيد«8».

 

پی نوشت:

------------------------------

1) الأمالى، صدوق: 178، المجلس الثالث والثلاثون، حديث 8؛ عدة الداعى: 151؛ بحارالأنوار 43/ 331، باب 16، حديث 1.

2) الخصال 1/ 135، حديث 149؛ بحارالأنوار 43/ 332، باب 16، حديث 4.

3) المناقب 4/ 23؛ بحارالأنوار 43/ 351، باب 16، حديث 28.

4) صلح حسن: 42- 43.

5) المناقب 4/ 16؛ بحارالأنوار 43/ 341، باب 16، حديث 14؛ صلح حسن: 42- 43.

6) المناقب 4/ 16؛ بحارالأنوار 43/ 341، باب 16، حديث 14؛ صلح حسن: 42- 43.

7) المناقب 4/ 16؛ بحارالأنوار 43/ 341، باب 16، حديث 15.

8) بحارالأنوار 43/ 352، باب 16، حديث 29؛ مستدرک الوسائل 8/ 295، باب 37، حديث 9485 (با كمى اختلاف).

 

انتهای پیام /

 

  • استاد انصاریان
  • دارالعرفان
  • مفسر قرآن کریم
  • کریم اهل‌بیت(ع)
  • عطای کم‌نظیر
  • مترجم قرآن و نهج البلاغه
  • فروتنی شگفت
  •   88
      0
      0
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

    گزارش تصویری/ سخنرانی استاد انصاریان در روز شهادت امام ...
    مراسم عزاداری شهادت امام حسن عسگری(ع) با سخنرانی استاد ...
    انسان کامل از تمام ارزش‌ها و کمالات برخوردار است
    با چشم دل و نور عقل می‌توان عظمت پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) ...
    استاد انصاریان الگوی رفتاری امام مجتبی(ع) را تببین ...
    برای دیدن چهره آسمانی امام حسین(ع)، باید با چشم دل و عقل ...
    گزارش تصویری سخنرانی استاد انصاریان در قم
    زائران حسینی، شریک ثواب شهدای کربلا هستند
    مراسم عزاداری دهه سوم ماه صفر با سخنرانی استاد ...
    صندلی، ثروت نادرست و شهوت حرام لطمات بسیاری به دین ...

    بیشترین بازدید این مجموعه

    آخرين تحولات نبرد صعده؛ تداوم كشتار شيعيان و مقاومت ...
    برگزاری آيين سوگواری شهادت امام محمد باقر(ع) در ...
    مخالفت دولت انگلیس با ممنوع شدن ذبح حلال
    گزارش تصویری از یزد / سخنرانی استاد انصاریان در جوار ...
    گزارش تصویری/ مراسم عزاداری شهادت حضرت زهرا(س) در شهر ...
    ثبت نام قطعی کاروان های نوروزی عتبات آغاز شد
    برنامه‌های مسجد جمکران در نیمه شعبان تشریح شد
    استاد انصاریان: عصمت مقامی انحصاری نیست/ آنکه زلفش به ...
    دیدار حضرت استاد انصاریان از بیماران پروانه ای در خانه ...
    انسان کامل از تمام ارزش‌ها و کمالات برخوردار است

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز