فارسی
پنجشنبه 01 آبان 1399 - الخميس 5 ربيع الاول 1442
  70
  0
  0

منصفین امانتدار غدیر (قرن4)

منصفین امانتدار غدیر (قرن4)

 علماء قرن 4

چه کسانی از علماء سال 400 حاضر شدند منصفانه شرح ما وقع غدیر را با رعایت امانت به نسل بعد منتقل کنند؟

 

«میزان اعتبار و وثاقت آنان تماما از نظر رجالیون اهل سنت مورد تایید است»

 - حافظ عبد الله بن صقر بن نصر - ابوالعباس سكرى - بغدادى - متوفاى 302، خطيب در جلد 9 تاريخش صفحه 483 شرح حال او را ثبت و او را ثقه دانسته و دار قطنى صداقت او را تاييد كرده، حديث او باسناد صحيح كه رجال آن همگى ثقه هستند.

 

 - حافظ ابو عبد الرحمن احمد بن شعيب نسائى - صاحب سنن "در سال 303 در سن 88 سالگى در گذشته" ذهبى در جلد 2 " تذكره " صفحه 268 از دار قطنى حكايت نموده كه :

نسائى فقيه ترين استادان مصر و اعلم علماء عصر خود در حديث بوده، و از نيشابورى حكايت نموده كه : نسائى پيشوائى است بدون معارض، و سبكى در جلد 2 طبقات خود صفحه 84 از قول ابى جعفر طحاوى حكايت نموده كه :

 نسائى پيشوائى است از پيشوايان مسلمين، و ابن كثير در جلد 11 تاريخش ص 123 از قول ابن يونس حكايت نموده كه : نسائى پيشوائى بوده در فن حديث كه موصوف است به ثقه و دقت نظر و قوه حفظ، نامبرده "نسائى" حديث غدير را در " سنن " و در " خصايص " بطرق بسيار روايت نموده كه اغلب آنطرق صحيح و رجال آنها ثقه هستند.

 

 - حافظ حسن بن سفيان بن عامر - ابو العباس - شيبانى - نسوى - بالوزى صاحب مسند كبير متوفاى 303، سمعانى در " انساب " او را در فقه و علم و ادب مقدم داشته و در جاى ديگر او را به نام پيشوائى با اتقان و با ورع و حافظ ياد كرده، و سبكى در جلد 2 " طبقات " ص 210 از حاكم نقل كرده كه :

نامبرده محدث عصر و زمان خود در خراسان بوده كه در دقت نظر و كثرت احاطه و فهم و فقه و ادب بر همگان مقدم بوده، روايت او در داستان مناشده اميرالمومنين عليه السلام در روز جمل و در داستان مراسم تهنيت باسناد صحيح كه رجال آن همگى ثقه هستند وارد شده.

 

 - حافظ احمد بن على موصلى - ابويعلى - صاحب مسند كبير متوفاى 307، ابن حبان و حاكم و ذهبى در جلد 2 " تذكره " صفحه 274 او را توثيق نموده اند و ابن كثر در جلد 11 تاريخش ص 130 او را با اوصاف حفظ و نيك انديشى و داراى تصنيف پسنديده و رعايت عدالت در آنچه روايت ميكند، و داراى نيروى ضبط، در آنچه بدان حديث مينمايد، ذكر نموده است، روايت او در حديث مناشده و همچنين در داستان مناشده جوانى با ابى هريره باسناد صحيح كه رجال آن ثقه هستند و همچنين حديث تهنيت باسناد صحيح از او نقل شده.

 

 - حافظ محمد بن جريرى طبرى ابوجعفر صاحب تفسير و تاريخ مشهور متوفاى 310، خطيب شرح حال او را در جلد 2 تاريخش صفحات 169 - 162 نگاشته و گويد : نامبرده يكى از علمائى است كه بگفتارشان حكم ميشود و براى آنها رجوع ميشود، بسبب مراتب معرفت و فضل، و سپس نسبت باو تعريف و ستايش بسيار نموده، و ذهبى در جلد 1 " تذكره " صفحات 283 - 277 او را ذكر و باوصاف امامت و زهد و ترك دنيا او را ستايش نموده است، نامبرده كتاب جداگانه اى در موضوع غدير تاليف نموده.

 

 - ابو جعفر احمد بن محمد ضبعى - احول -، متوفاى 311، حديث از او در موضوع مناشده رحبه بلفظ عبد الرحمن از او نقل شده.

 

 - حافظ محمد بن جمعه بن خلف قهستانى، ابو قريش، صاحب مسند كبير، متوفاى 313، خطيب در جلد 12 تاريخش ص 169 گويد : نامبرده داراى نيروى ضبط و حفظ و اتقان است و بسيار بوقايع و اخبار گوش فرا داده و بسيار سفر كرده، و ذهبى در جلد 2 " تذكره " صفحه 328 از قول ابى على حافظ گويد :

خبر داد ما را ابو قريش حافظ ثقه و امين اشاره بحديث او روايت او در موضوع تهنيت باسناد صحيح كه رجال آن همگى ثقه هستند از او نقل شده.

 

- حافظ عبد الله بن محمد بغوى - ابوالقاسم - متوفاى 317، خطيب شرح حال او را در جلد 10 تاريخش ص 117 - 111 با اشعار باينكه نامبرده ثقه و داراى دقت نظر و آثار بسيار و داراى نيروى فهم و عرفان است - ثبت نموده، و از موسى بن هارون نيز حكايت كرده كه : هر گاه روا باشد كه بانسانى گفته شود : ما فوق ثقه، هر آينه درباره ابوالقاسم گفته ميشد، نامبرده در كتاب خود "معجم" داستان ركبان را روايت نموده.

 

 - ابو بشر محمد بن احمد دولابى، در سال 224 ولادت يافته و در 320 در گذشته، بطوريكه ابن خلكان در جلد 2 تاريخش ص 85 قيد نموده، روايت نامبرده مورد اعتماد است.

 

 - ابو جعفر احمد بن عبد الله بن احمد بزاز معروف به، ابى النيرى، در سال 232 ولادت يافته و در 320 درگذشته است، خطيب در جلد 4 تاريخش ص 226 شرح حال او را ثبت و گفته كه : نامبرده ثقه است، حديث از او در موضوع آيه اكمال دين و در داستان تهنيت خواهد آمد كه اسناد آن صحيح و رجال آن همگى ثقه هستند.

 

 - حافظ ابوجعفر احمد بن محمد ازدى طحاوى حنفى - مصرى - در سال 229 ولادت يافته و در 321 درگذشته است، استاد فقه و حديث است و رياست دينى در مصر باو منتهى ميشود، ابن كثير در جلد 11 تاريخش ص 174 شرح حال او را نگاشته و گفته كه : نامبرده يكى از علماء ثقه و داراى دقت نظر و نيروى حفظ و از افراد برجسته اين فن است، و ذهبى در جلد 3 " تذكره " ص 30 از ابن يونس حكايت نموده كه نامبرده ثقه و داراى دقت نظر و فقاهت است و خردمندى است كه چون او كسى جايگزين او نيست، حديث از او باسناد صحيح كه رجال آن ثقه هستند.

 

 - ابو اسحق ابراهيم بن عبد الصمد بن موسى هاشمى متوفاى 325 خطيب در جلد 6 تاريخش ص 137 شرح حال او را ثبت كرده، حديث بطريق او در داستان مناشده مردى عراقى بر جابر انصارى بحديث غدير از او نقل شده.

 

 - حافظ حكيم، محمد بن على ترمذى - صوفى - شافعى - صاحب كتاب " فروق " و " نوادر الاصول " بطوريكه در شرح حال او مذكور است، در كتاب خود " نوادر الاصول " از بعضى استادان خود روايت ميكند، حافظ ابو نعيم در " حليه " او را ستوده و شرح حال او را سبكى در جلد 2 طبقاتش صفحه 20 ثبت نموده.

 

 - حافظ، ابن الحافظ، عبد الرحمن بن ابى حاتم محمد بن ادريس تميمى حنظلى رازى، متوفاى 327، ذهبى در جلد 3 " تذكره " ص 48 شرح حال او را ثبت و نامبرده را بسمت پيشوائى و نيروى حفظ و تشخيص ستوده و موثق بودن او را از ابن وليد باجى حكايت نموده، سبكى نيز در جلد 2 طبقاتش ص 237 شرح حال او را  ثبت كرده و از ابى يعلى خليلى حكايت نموده كه نامبرده مرد زاهدى بوده و از ابدال شمرده ميشد، حدیث نزول آيه تبليغ در شان على عليه السلام نيز از او نقل شده. 

 

 - ابو عمرو، احمد بن عبد ربه قرطبى متوفاى 328، ابن خلكان در جلد 1 تاريخش ص 34 شرح حال او را ثبت و گفته : نامبرده از علمائى است كه داراى محفوظات بسيار و اطلاع زياد بر اخبار مردم بوده و كتاب " العقد الفريد " را كه از كتب سودمند است، او تصنيف نموده، نامبرده در جلد 2 كتاب خود " عقد الفريد " ص 275 چنين نگاشته :

على عليه السلام در سن پانزده سالگى اسلام آورد و او اولين كسى است كه شهادت بوحدانيت خداوند و رسالت محمد صلى الله عليه و آله داد، و پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وآل من والاه و عاد من عاداه و روايت از او در داستان احتجاج مامون بر چهل تن از فقهاء باحاديثى كه از جمله آن حديث غدير است، از او نقل شده.

 

 - فقيه ابو عبد الله حسين بن اسمعيل بن سعيد محاملى ضبى "در سن 95 سالگى در سال 330 در گذشته، سمعانى در انسابش نامبرده را فاضل و صادق و متدين و ثقه معرفى نموده، و ابن كثير در جلد 3 تاريخش صفحه 203 او را موصوف بصدق و تدين و فقيه و محدث اعلام كرده و اشعار نموده كه شصت سال قضاوت در كوفه بعهده او بوده و قضاوت فارس و توابع آن نيز باو محول گشته، سپس از مقام مزبور بكلى استعفا كرده و ملازم خانه خود شده و اكتفاء بشنيدن و بيان حديث نموده، روايت از او در ص 98 و 103 باسناديكه صحت آنرا در امالى خود تصديق نموده گذشت، و روايت ديگر او در حديث مناشده بلفظ زيد بن يثيع باسناد صحيح كه رجال آن ثقه هستند، از او نقل شده.

 

 - ابو نصر حبشون بن موسى بن ايوب خلال - در سال 234 متولد و در 331 درگذشته، نامبرده استاد - حافظ دار قطنى و امثال او است، خطيب در جلد 8 تاريخش صفحه 290 شرح حال او را ثبت نموده و گفته : نامبرده ثقه است.

 

 - حافظ ابو العباس احمد بن عقده متوفاى 333، بهر يك از كتب تذكره و شرح حال دست بيابيد، شرح حال و ستايش نسبت باو را خواهيد يافت، نامبرده يك كتاب تاليف و اختصاص بداستان غدير داده و قريبا در تعداد مولفين كتب در موضوع غديرخم از تاليف مزبور بتفصيل آگاه خواهيد شد، نامبرده داستان غديرخم را بطرق بسيار روايت نموده كه قسمتى از آن قبلا ذكر شده .

 

 - ابو عبد الله بن على بن خلف عطار كوفى مقيم بغداد، خطيب شرح حال او را در جلد 3 تاريخش در ص 57 ثبت و از قول منصور كه خود از او شنيده نقل كرده كه : محمد بن على بن خلف ثقه و متصف بامانت و حسن عقل و خرد است.

 

 - حافظ هيثم بن كليب ابو سعيد شاشى - متوفاى 335 صاحب مسند كبير، دهبى در جلد 3 " تذكره " ص 66 شرح حال و توثيق او را ثبت نموده، و كنجى اشعار نموده كه حديث مزبور حسن و اطراف آن صحيح است.

 

 - حافظ محمد بن صالح بن هانى ابوجعفر وراق نيشابورى متوفاى 340 ابن كثير در جلد 11 تاريخش " البدايه و النهايه " ص 225 شرح حال او را ثبت نموده و گفته : نامبرده ثقه و زاهد بوده و از خصوصيات زهد او اين بوده كه فقط از دسترنج خود امرار زندگى ميكرد و تهجد "نافله شب" خود را قطع و ترك نكرد، سبكى نيز در جلد 2 طبقاتش در س 164 شرح حال او را نگاشته و او را ستايش كرده .

 

 - حافظ ابو عبد الله محمد بن يعقوب بن يوسف شيبانى نيشابورى، معروف به " ابن اخرم " "در سال 250 متولد شده و در 344 درگذشته"، - صاحب مسند كبير - ذهبى در جلد 3 " تذكره " ص 82 شرح حال او را ثبت و نامبرده را مورد ستايش قرار داده گويد : ابن خزيمه پيوسته ابا عبد الله بن يعقوب را بر تمام اقرانش مقدم ميداشت و در آنچه كه بر او وارد ميشد بگفتار نامبرده اعتماد داشت و هر زمان در چيزى شك ميكرد آنرا باو عرضه مينمود، حافظ ابوبكر بيهقى روايت او را كه در ص 71 ذكر شده از حافظ حاكم نيشابورى روايت كرده كه اسناد آن صحيح و رجال آن همگى ثقه هستند.

 

 - حافظ يحيى بن محمد بن عبد الله - ابو زكريا العنبرى - البغيانى در سن هفتاد و شش سالگى سال 344 وفات يافته، سمعانى در " انساب " شرح حال او را ثبت و نامبرده را ستوده، و سبكى در جلد 2 " طبقات " ص 321 او را بعنوان يكى از پيشوايان ذكر نموده، و حاكم او را بوصف عدل. اديب. مفسر يگانه بين اقرانش - معرفى نموده، و از قول ابو على حافظ گويد :

مردم از حفظ ما نسبت باين اسانيد و طرق روايات تعجب ميكنند، در حاليكه : ابو زكريا عنبرى بحدى در حفظ علوم پيش رفته كه چنانچه حفظ قسمتى از آن بما تكليف شود، از آن عاجز خواهيم بود و من ياد ندارم كه نظر او را ديده باشم.

 

 - مسعودى - على بن حسين بغدادى - مصرى - متوفاى 346، نسب او منتهى ميشود بعبد الله بن مسعود، سبكى در جلد 2 " طبقات الشافعيه " ص 307 شرح حال او را نگاشته و گويد : نامبرده اخبارى و مردى پرهيزكار و بسيار دانشمند "علامه" بوده، و گفته شده كه : از حيث عقيده معتزلى بوده، حديث از او در احتجاج امير المومنين عليه السلام طلحه بحديث غدير در روز جمل از او نقل شده.

 

 - ابو الحسين محمد بن احمد بن تميم خياط - قنطرى - حنظلى و در سال 259 متولد و در 340 وفات يافته"، خطيب در جلد 1 تاريخش ص 283 شرح حال او را ثبت نموده.

 

 - حافظ جعفر بن محمد بن نصير - ابو محمد خواص - معروف بن خلدى - متوفاى 347، خطيب در جلد 7 تاريخش صفحه 226 و 231 شرح حال او را ثبت نموده و گفته : نامبرده ثقه و صادق و متدين و فاضل بوده، حديث او در باب نزول آيه اكمال درباره على عليه السلام باسناد صحيح كه رجال آن همگى ثقه هستند از او نقل شده.

 

 - ابو جعفر محمد بن على شيبانى كوفى، از جمله علمائى است كه درباره حديث غديرخم داراى تصنيف هستند، حاكم در " مستدرك " و ذهبى در " تلخيص " در موارد عديده صحت حديث او را تصريح نموده اند، حديث او در صفحه 48 باسناد صحيح كه رجال آن ثقه هستند.

 

 - حافظ دعلج بن احمد بن دعلج بن عبد الرحمن - ابو محمد سجستانى معدل، متوفاى 341، خطيب در جلد 8 تاريخش صفحه 392 / 387 شرح حال او را نگاشته و گفته : نامبرده ثقه و داراى دقت نظر بوده و حكام شهادت او را پذيرفته اند و عدالت او را اثبات كرده اند، و براى او " مسند " ترتيب داده اند، "يعنى روايت هاى مسند او را جمع كرده اند"، دار قطنى گويد :

 در ميان اساتيد خود چون او داراى دقت نظر نيافتيم او ثقه و امين بود، و عمر بصرى گويد : در بغداد در ميان كسانى كه انتخاب نمودم كسى نيافتم كه در صحت كتابت و نيكوئى سماع "سماع احاديث" از دعلج بهتر باشد حديث او باسنادى كه حاكم صحت آنها را در جلد 3 " مستدرك " صفحه 109 تصريح نموده.

 

 - ابوبكر محمد بن حسن بن محمد نقاش - مفسر موصلى - بغدادى - متوفاى 351، ابن كثير در جلد 11 تاريخش صفحه 241 شرح حال او را نگاشته و گفته : نامبرده مردى است داراى صلاحيت نفسانى و عابد و ملتزم باداب، تفسير موسوم به " شفاء الصدور " از اوست، حديث او در باب نزول آيه سال سائل در پيرامون نص غدير از او نقل شده.

 

 - حافظ محمد بن عبد الله شافعى - بزاز - بغدادى، متوفاى 354 "در سال 260 متولد شده"، خطيب در جلد 5 تاريخش ص 456 شرح حال او را ثبت و گفته : نامبرده ثقه و داراى دقت نظر و حديث بسيار و تصنيف پسنديده و نيكو است، و از دار قطنى حكايت نموده كه :

نامبرده ثقه و امين بوده و ذهبى در جلد 3 " تذكره " ص 96 از او ياد نموده و گويد : نامبرده ثقه و امين است و در زمان او كسى از او موثق تر نبوده، و ابن كثير در جلد 11 تاريخش صفحه 260 گفته : نامبرده ثقه و داراى دقت نظر و داراى روايت بسيار است، حديث او در داستان "مناشده" رحبه بلفظ زيد بن ارقم باسناد صحيح از او نقل شده.

 

 - حافظ ابو حاتم - محمد بن حبان بن احمد تميمى - بستى متوفاى 354، ذهبى در جلد 3 " تذكره " ص 133 شرح حال او را نگاشته و گفته : نامبرده از فقهاء دين و حافظين آثار بوده و حاكم گويد : او از علم فقه و لغت و وعظ پر و از مردان خردمند بوده، و خطيب گويد :

ثقه و بزرگوار و داراى فهم بوده و ابن كثير در جلد 11 تاريخش صفحه 259 از او ياد نموده و گويد ؟ نامبرده يكى از حفاظ بزرگوار و از مصنفين و مجتهدين عاليمقدار است حافظ محب الدين طبرى در جلد 2 " رياض النضره " ص 169 حديث مناشده در رحبه را كه بلفظ ابى الطفيل آمده، روايت نموده، سپس گفته : اين حديث را ابو حاتم با بررسى در اسناد روايت كرده

 

 - حافظ سليمان بن احمد بن ايوى لخمى - ابوالقاسم طبرانى "در سال 260 متولد و در 360 وفات يافته" ذهبى در جلد 3 " تذكره " ص 131 - 126 شرح حال او را نگاشته و درباره او گويد : امام علامه حجت - يگانه صاحب مسند دنيا، از هزار استاد و بيشتر حديث نموده و با وصف صداقت و امانت از مردان زبده اين امر "امر حديث" بوده، ابو العباس شيرازى موثق بودن او را اعلام داشته، نامبرده حديث غدير را بطرق بسيار روايت نموده كه اغلب آن صحيح و رجال اسنادش ثقه هستند،  و روايت او در حديث مناشده بلفظ زيد بن يثيع باسناد صحيح كه رجال آن همگى ثقه هستند از او نقل شده.

 

 - احمد بن جعفر بن محمد بن مسلم، ابوبكر حنبلى، صاحب مسند كبير، متوفاى 365، ابن كثير در جلد 11 تاريخش ص 283 گويد : نامبرده ثقه است، نزديك نود سال زندگى كرده،

 

 - ابوبكر - احمد بن جعفر بن حمدان بن مالك قطيعى "در سن 96 سالگى در سال 367 وفات يافته"، خطيب در جلد 4 تاريخش ص 74 شرح حال او را نگاشته و از ابن مالك حكايت نموده كه : نامبرده استادى بوده با صلاحيت و از ديگرى حكايت نموده كه : نامبرده متصف بصدق بوده، و از برقانى حكايت نموده كه :

 قسمتى از نوشتجات او در آب غرق و تلف شد و او آنقسمت را از نوشته اى استنساخ كرد كه "ميگفتند" مسموعات او در آن نبوده، و بهمين مناسبت او را مورد نكوهش قرار دادند، وگرنه، نامبرده ثقه است و ابن كثير در جلد 11 تاريخش ص 293 نوشته كه :

نامبرده ثقه و داراى حديث بسيار است، و حاكم در " مستدرك " و ذهبى در تلخيص خود صحت حديث او را تصريح نموده اند، حديث مناشده در رحبه بطريق او از عبد الرحمن بن ابى ليلى و ابى الطفيل باسناد صحيح و رجالى كه همگى ثقه هستند، وارد شده، و حاكم در جلد 3 " مستدرك " ص 132 گويد :

خبر داد ما را، ابوبكر احمد بن جعفر بن حمدان قطيعى در بغداد از اصل نوشته خود، حديث از عبد الله بن حنبل و او از پدرش - از يحيى بن حماد از ابو عوانه - از ابو بلج از - عمرو بن ميمون كه گفت : من نزد عبد الله بن عباس نشسته بودم : در اين هنگام نه گروه بر او وارد شدند... تا آخر حديث و اسناد آن صحيح و رجال آن همگى ثقه هستند.

 

- ابو يعلى زبير بن عبد الله بن موسى بن يوسف بغدادى، توزى مقيم نيشابور، متوفاى 370، خطيب در جلد 8 تاريخش ص 473 شرح حال او را ثبت نموده و ابن اثير در جلد 9 " كامل " - ص 4 او را ذكر كرده، حديث تهنيت باسناد صحيح از او نقل شده.

 

 - ابو يعلى - ابوبكر - محمد بن احمد بن بالويه - نيشابورى - معدل "در سال 374 در سن 94 سالگى وفات يافته" خطيب در جلد 1 تاريخش ص 282 شرح حال او را ثبت و موثق بودن او را از برقانى حكايت كرده، و حاكم در " مستدرك " روايت بسيار از او نقل نموده و صحت حديث او را تصريح كرده، ذهبى نيز در تلخيص خود از او ياد نموده، حديث او راجع به غديرخم باسناديكه رجال آن همگى ثقه هستند.

 

 - حافظ - على بن عمر بن احمد دار قطنى - متوفاى 385، در بسيارى از كتب تذكره و تاريخ شرح حال او يافت ميشود، خطيب در جلد 12 تاريخش ص 34 گويد : نامبرده يگانه زمان و نادره عصر خود و پرورش يافته بفطريات منحصر بخود و پيشواى زمان خود بوده، علم باثار پيشين و شناسائى نسبت بعلل حديث و نام مردان حديث و احوال راويان با التزام بصداقت و امانت و با وصف فقه و عدالت و قبول شهادت در صحت اعتقاد و سلامت مذهب و در برداشتن و احاطه بسيار انواع علوم، تمامى باو منتهى ميشود، حديث او در موضوع روزه روز غدير و همچنين در باب مناشده رحبه نقل شده. كه هر دو باسناد صحيح و با رجال ثقه ميباشد.

 

 - حافظ - حسن بن ابراهيم بن حسين - ابو محمد مصرى مشهور به "ابن زولاق" "در سال 387 در سن 81 سالگى وفات يافته"، ابن خلكان در جلد 1 تاريخش ص 146 و ابن كثير در جلد 11 "البدايه و النهايه "، ص 321 شرح حال او را ثبت كرده اند، نامبرده بطوريكه مقريزى در جلد 2 " خطط " ص 222 متعرض است حديث غدير را در تاريخ خود روايت نموده است.

 

 - حافظ - عبيد الله بن محمد عكبرى - ابو عبد الله بطى - حنبلى - مشهور بن " ابن بطه " متوفاى 387، سمعانى در انسابش او را ذكر نموده و به پيشوائى و فضل و علم و حديث و فقه و زهد او را ستوده، حديث تهنيت  از او نقل شده که بلفظ براء بن عازب با ذكر سند روايت نموده است.

 

 - حافظ محمد بن عبد الرحمن بن عباس - ابو ظاهر مشهور به "مخلص الذهبى" متوفاى. 388 ابن كثير در جلد 11 تاريخش ص 333 شرح حال او را ثبت و درباره او گفته : نامبرده استاديست كثير الروايه، و ثقه و از افراد صالح، محب الدين طبرى در جلد 2 " رباض النضره " ص 169 حديث غدير را بلفظ حبشى مذكور در ص 55 روايت نموده و گفته : اين روايت را با بررسى و ذكر اسناد - مخلص الذهبى ذكر نموده است.

 

 - حافظ - احمد بن سهل - فقيه بخارى - يكى از استادان حاكم كه روايات بسيار در " مستدرك " از او نقل كرده و صحت حديث او را در آنجا تصريح نموده .

 

 - عباس بن على بن عباس نسائى، خطيب در جلد 12 تاريخش ص 154 شرح حال او را ثبت و او را ثقه دانسته، حديث او در ص 120 باسناد صحيح كه رجال آن ثقه هستند.

 

 - يحيى بن محمد اخبارى - ابو عمر بغدادى، خطيب در جلد 14 تاريخش ص 236 شرح حال او را ثبت و حديث مناشده رحبه را در آنجا بطريق او و بلفظ عبد الرحمن باسناد حسن آورده.

  70
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

غدیر خم در مُسند أحمد بن حنبل
ناکام از محو غدیر (راویان قرن2) 
منصفین امانتدار غدیر (قرن4)
غدیر راست بود یا دروغ؟!!!!
غدیر و گوساله سامری      
۱۱۰ سند غدير از کتب اهل سنت 
حیات غدیر در300هجری(قرن3) 
استناد به غدیر در روز شورا 
راویان حدیث غدیر (بخش سوم)
راویان حدیث غدیر (بخش دوم)

بیشترین بازدید این مجموعه


آخرین مطالب

غدیر خم در مُسند أحمد بن حنبل
ناکام از محو غدیر (راویان قرن2) 
منصفین امانتدار غدیر (قرن4)
غدیر راست بود یا دروغ؟!!!!
غدیر و گوساله سامری      
۱۱۰ سند غدير از کتب اهل سنت 
حیات غدیر در300هجری(قرن3) 
استناد به غدیر در روز شورا 
راویان حدیث غدیر (بخش سوم)
راویان حدیث غدیر (بخش دوم)

بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز