فارسی
شنبه 29 خرداد 1400 - السبت 8 ذي القعدة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
1636
0
نفر 9
73% این مطلب را پسندیده اند

پناه بردن حضرت سيّدالشهدا(ع) به حضرت عباس(ع)

پناه بردن حضرت سيّدالشهدا(ع) به حضرت عباس(ع)

يكي از ذاكرين اهل بيت(ع) به نام شیخ رضا سراج در روز تاسوعا در حال روضه خواني بود و پناه بردن حضرت سيّدالشهدا(ع) به برادرشان را براي مردم بازگو می‌نمود. عالمي كه در مجلس حضور داشت به شدّت خشمگين شد و به او گفت: «اين چه روضه‌اي است كه مي‌خواني؟ آيا متوجه هستی چه مطلبی مي‌گويي؟» آن ذاكر كه انسان مؤدبي بود از منبر پايين آمد و روضه را به پايان رساند.

در همان شب كه شب عاشورا بود، آن عالم حضرت سيّدالشهدا(ع) را در خواب مي‌بيند كه ناراحت و نگران است. حضرت در عالَم رؤيا به آن عالِم فرمود: «روضة آن ذاكر بر اساس حقيقت بود، من در روز عاشورا به حضرت ابوالفضل(ع) پناه آوردم.»[1]

یکی از مصادیق بارز پناه بردن سیدالشهدا(ع) به حضرت عباس(ع) خطاب «بنفسی أنت» است. واقعة عاشورا روز جمعه اتفاق افتاده است[2] و عصر پنج‌شنبه که روز تاسوعا بود امام حسین(ع) از زینب کبری(س) خواست که برادرش را خبر کند تا حضرت از او بخواهد به نزد دشمن رود و جنگ را برای یک شب به تأخیر بیندازد. در این زمان قمر بنی هاشم جوان سی و سه ساله‌ای بود و هنگامی که به مقابل اباعبدالله(ع) رسید، آن حضرت تمام قد از جا برخاست و با یک دنیا ادب، به عباس فرمود: «بنفسی انت»[3]؛ یعنی خدا من را قربانت کند. ما که نمی‌توانیم معنای این جمله را بفهمیم و فقط به ما نشان داده‌اند که این شخصیت، یک شخصیت ممتاز و یگانه و بی‌‌نظیری است.

 

--------------------------------------------------------------------

[1]. وقایع الایام خیابانی: 418؛ معالی السبطین: 2/44.

[2]. کشف الغمة: 2/40، العاشر فی عمره 7؛ بحارالأنوار: 44/201، باب 26 .

[3]. الإرشاد: 2/89 .

 

برگرفته از کتاب آئین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا(ع) نوشته استاد حسین انصاریان


منبع : پایگاه عرفان
1636
0
73% (نفر 9)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
تأخير اجابت دعا
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
حكايت انوشيروان و وزير
خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
حکایت ثعلبة بن حاطب‏
حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
حکایتی از لقمه حرام‏
شب قدر شب گناه نيست!‏
من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد

بیشترین بازدید این مجموعه

طى اللسان عارف وارسته شيخ نخودكى
جلد بحار سالم است
حكايت تلخ‏
حكايت ابراهيم ادهم‏
حكايت انوشيروان و وزير
اداى دين‏
سبك شمردن نماز
در راه خدمت به خلق‏

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا