فارسی
سه شنبه 12 مرداد 1400 - الثلاثاء 23 ذي الحجة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
244
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

در روايات پيامبر و اهل بيت امامت چگونه تصوير شده و بر چه نكاتى تأكيد شده است؟

در روايات پيامبر و اهل بيت امامت چگونه تصوير شده و بر چه نكاتى تأكيد شده است؟

روايات شريف نبوى كه در كتب شيعه و اهل سنت فراوان نقل شده و نيز آنچه از امامان اهل بيت در اين زمينه رسيده فراوان است و آموزه هاى بسيارى در بردارد. از امورى كه در اين نصوص مورد اهتمام است اين است كه امامت با چنان جايگاه رفيعى در شأن هر كسى نتواند بود.

از اين رو نصوص دينى به ويژگى ها و شرايط امام و وظايف امام و امت در برابر يكديگر توجه شايانى كرده اند. اكنون با رعايت اختصار به گوشه اى از اين روايات كه قطراتى از درياى بيكران معارف اهل بيت است مى پردازيم:

 

يك- امامت ركن ديانت

در روايت از پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله عدم شناخت و پيروى امام مساوى با جاهليت و بى دينى تلقى شده است: «من مات و هو لايعرف امامه مات ميتة جاهليه»[1]؛ «كسى كه بميرد و امام خود را نشناخته باشد به مرگ جاهلى مرده است».

نيز از آن حضرت است: «هر كه بدون داشتن امام بميرد به مرگ جاهلى مرده است».[2]

 

دو- امام راهنماى خدا در ميان خلق

امام صادق عليه السلام فرمودند: «الامام علم بين الله و بين خلقه فمن عرفه كان مؤمنا و من انكره كان كافرا»[3]؛ «امام راهنماى ميان خدا و آفريدگان اوست؛ هر كه او را بشناسد مؤمن است و هر كه منكرش شود كافر است».

مفاد اين روايت با آنچه از پيامبر نقل شد كاملًا هماهنگ و هم آوا است.

 

سه- امامت حق شرط قبولى اعمال

از منظر روايات پيروى و اطاعت از امام حق تأثير مستقيم در پذيرش اعمال صالح دارد.

امام صادق عليه السلام فرمود: «اگر بندگان، پيشواى ستمگر را كه از جانب خدا نيست به زمامدارى گيرند، خداوند كارهاى شايسته اى را كه انجام مى دهند نخواهد پذيرفت»[4].

 

راز اين نكته آن است كه عمل نيك در حكومت باطل عمدتاً به رفتارى شخصى و عزلت جويانه تبديل مى شود، و به قطرات آبى در بيابان خشك مى ماند كه به زودى مى خشكد و در مقابل نظام حاكم عملًا در جهت بسط فساد و تباهى مى كوشد؛ اما در پرتو امام بر حق و پيروى از او اعمال صالح جايگاه مناسب خود را در اجتماع بازيافته و بسط و گسترش مى يابند و چون جريانى جارى و پر مايه همه جا را سيراب مى كنند.

از اين رو امام باقر عليه السلام فرمود: «خداوند تبارك و تعالى فرموده است:

بى گمان هر شهروندى در اسلام كه ولايت پيشواى ستمگر غيرالهى را بپذيرد عذابش خواهم كرد».[5]

 

افزون بر آنچه گذشت نصوص روايى آموزه هاى فراوان ديگرى دارند كه به جهت اختصار تنها به ذكر عناوين پاره اى از آنها اشاره مى شود:

1- امامت مايه كمال دين است؛

2- امامت، بنيان اسلام است؛

3- امامت ريشه همه خوبى هاست؛

4- امامت جامع وحدت و رشته پيوند امور است؛

5- امامت نور الهى است؛

6- امامت راه خدا است؛

7- امامت نيازى گريزناپذير است؛

8- امامت برتر از نبوت است؛

9- امامت راز پايدارى زمين است؛

10- خداشناسى و امام شناسى پيوند ناگسستنى دارند. و ...[6]

 

اكنون جهت حسن ختام در ميان انبوه روايات وارد به فرازهايى چند از روايتى طولانى از امام رضا عليه السلام اشاره مى كنيم:

1- همانا امامت زمام دين و نظام مسلمانان و صلاح دنيا و عزت مؤمنان است.

2- امامت بنيان اسلام بالنده و شاخه برافراشته آن است.

3- به وسيله امام نماز و زكات و روزه و حج و جهاد جامه عمل مى پوشد، صدقات و غنايم گردآورى مى شود، حدود و احكام به اجرا در مى آيد و از مرزها پاسدارى مى گردد.

4- امام حلال خدا را آزاد و حرام خدا را ممنوع مى گرداند. حدود الهى را به پا مى دارد، از دين خدا پاسدارى مى كند و با حكمت و اندرز و حجت رسا مردم را به سوى دين خدا فرا مى خواند.

5- امام خورشيد تابنده اى است كه با آنكه در افق قرار دارد و دست كسى به او نمى رسد، اما جهان را به نور خود نور باران كرده است.

6- امام ماه تابان، چراغ نور افشان، ستاره راهنما در شدت تاريكى ها در گذر كويرها و آبادى ها و گرداب درياهاست.

7- امام آب گورا براى تشنه كامان و نشانگر راه هدايت و نجات دهنده از گمراهى است.

9- امام آتشى بر بلندى را مى ماند كه گرما جويان را حرارت بخشد و راه نجات را از هلاكت باز نمايد، پس آن كه از او بگريزد به هلاكت گرفتار آيد.

10- امام براى مردم همدمى است رفيق، پدرى مهربان، برادرى دلسوز، مادرى خدمتگذار فرزند خردسال خويش و پناه بندگان در گرفتارى هاى وحشتناك.

11- امام امين خدا در ميان خلق، حجت خدا بر بندگان، جانشين خدا در سرزمين ها، دعوت كنده به سوى او و پاس دارنده احكام و محُرّمات الهى است.

12- امام گسسته از گناهان و پيراسته از عيب ها است، دانش به او اختصاص يافته و با حلم و خويشتن دارى شناخته شده. او نظام دين، عزّت مؤمنان، سبب خشم منافقان و نگونسارى كافران است.

13- امام يگانه روزگار خويش است، كسى همطراز او نباشد، دانشمندى با او برابرى نكند، وى را بديل و نظير و مانندى نباشد ...[7].

 

-------------------------------------------
پی نوشتها:

[1] . بحارالانوار، ج 8، ص 10 و ج 23، ص 76.

[2] . كنزالعمال، ص 464.

[3] . بحارالانوار، ج 23، ص 88.

[4] . نور الثقلين، ج 4، ص 104.

[5] . اصول كافى، ج 1، ص 376.

[6] . جهت آگاهى بيشتر بنگريد: محمدمحمدى رى شهرى، ميزان الحكمه،( با ترجمه فارسى)، ج 1، ص- 206 238، قم، دارالحديث، ويرايش سوم، 1377 ه. ش.

[7] . اصول كافى، ج 1، كتاب الحجة، باب نادر جامع، فى فضل الامام و صفاته، ج 1، صص 290- 283، تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل بيت عليهم السلام.

 

 

منبع: پرسش ها و پاسخ هاى دانشجويى، دفتر چهارم(امام شناسى) دفتر نشر معارف - قم، چاپ: دهم، 1389.

 

 

 

244
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

شبهه لشکر یمن و حدیث غدیر (1)
شفاعت از منظر وهابیّت ونقد آن (2)
شفاعت از منظر وهابیّت ونقد آن (1)  
سوگواری بر مردگان
دیدگاه وهابیت در باره عزاداری
اسناد زیارت عاشورا؛ یادگار امام باقر(ع)  
نذر براي صلحا و مؤمنان
گريه رسول خدا (ص) در عزاي امام حسين (ع)
پاسخ به یک کج فهمی (قسمت دوم)
مخفی نبودن امامت

بیشترین بازدید این مجموعه

توسل ابن عمر

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا