به گزارش خبرگزاری فارس، استاد حسین انصاریان از اساتید اخلاق شهر تهران شب‌های ماه مبارک رمضان در حسینیه همدانی‌ها جلسات سخنرانی و موعظه دارد که از این پس هر یک از این جلسات تقدیم علاقه‌مندان می‌شود:

کتاب خدا برای رشد ما و رسیدن ما به کمالاتی که مقرر شده سه معلم معرفی کرده است؛ خدا، انبیا، اهل ذکر.

کلمه «ذکر» یکی از نام‌های قرآن است، اهل ذکر در مهمترین روایات شیعه و در مهمترین کتاب‌ها از جمله کتاب «کافی» عالم به ظاهر کتاب، باطن کتاب، حقایق کتاب، بشارات کتاب، لطائف کتاب و اسرار کتاب هستند و کسی نمی‌تواند این  ادعا را داشته باشد که من نسبت به قرآن مجید چنین علم گسترده‌ای را دارم. با عقل محدود با روح محدود، با سواد مختصر، امکان اشراف به این همه مسائل قرآنی وجود ندارد.

این سه معلم سخن دارند کلام دارند، حرف دارند، در تاریخ انسان از زمان آدم تا امروز همه افراد بشر با همه تفاوت‌هایی که با هم داشتند سخن دارند، کلام دارند. اما در بین این مجموعه سخن‌ها و کلام‌ها، کلام این سه نفر از چه صفتی برخوردار است؟

باز طبق قرآن و معارف الهیه، کلام این سه نفر در بین همه کلام‌ها احسن کلام است. یعنی سخنشان چه از نظر ظاهر چه از نظر محتوا، چه از نظر باطن نیکوترین، زیباترین، پرمعناترین کلام است. حتما می‌دانید یکی از خواسته‌های امیرالمؤمنین(ع) در دعای کمیل این خواسته را دارد؛ «وَاجْعَلْنی مِنْ اَحْسَنِ عَبیدِکَ نَصیباً عِنْدَکَ»، در این بندگانی که پیش تو سهم دارند، نصیب یعنی سهم، البته منظور امیرالمؤمنین از این سهم، سهم مادی نیست، اگر بخواهیم بگوییم خواسته امیرالمؤمنین سهم مادی است معنایش این می‌شود که من را از همه ثروتمندان دوره تاریخ ثروتمندتر قرار بده این جمله دعای امیرالمؤمنین اصلاً جنبه مادی ندارد.

این که حضرت امیر(ع) می‌فرماید خدایا من را از نظر سهم گرفتن از خودت بهترین بندگانت قرار بده، بهترین بنده تو چه سهمی دارد پیش تو؟ مثل نوح، مثل ابراهیم، مثل اسماعیل، مثل موسی، مثل مسیح، مثل پیغمبر، مثل فرشتگان مقرب، مرا در بین همه اینها در سهم‌بری از بهترین‌ها قرار بده، گروه بهترینت چه کسانی هستند؟ من را جزو آنها بگذار. آن سهمی که بهترین‌ها از تو می‌برند من هم آن سهم را ببرم. سهم عقل، سهم فطرت، سهم اخلاق، سهم عمل، سهم ایمان، نصیبم بشود مثل نصیبی که بهترین بندگانت بردند.

خب امیرالمومنین احسن شد در همه چیز، ولی به چه وسیله‌ای احسن شد؟ کلام، سخن، سخن خدا، سخن پیغمبر، نکته مهم مطلب این است که سخن احسن در عالم از خدا و انبیا و پیغمبر و ائمه صادر شده، آنی که این سخن احسن را بگیرد خود امیرالمومنین(ع) می‌فرماید خیلی کم است اگر فرد گیرنده سخن احسن باشد، باوردارنده سخن احسن باشد یقینا در حد خودش از احسن عبادات خواهد شد در هر زمان و در هر شرایطی.

وقتی انسان به قول حضرت صادق(ع) گوشش را تبدیل به گوش قبول بکند و بعد به آن حرف‌هایی که قبول کرده تن بدهد، به تدریج می‌شود آدم  احسن. حسن هم نه، «وَاجْعَلْنی مِنْ اَحْسَنِ عَبیدِکَ نَصیباً عِنْدَکَ».

خب حالا سخن پروردگار سخن احسن است، چرا؟ چون برخواسته از علم و حکمت و بصیرت و رحمت بی‌نهایت است نمی‌شود احسن نباشد، وقتی علم بی‌نهایت تجلی در کلام می‌کند حکمت بی‌نهایت تجلی در کلام می‌کند، عدل بی‌نهایت رحمت بی‌نهایت، رأفت بی‌نهایت، کلام می‌شود احسن کلام.

سوره بقره می‌فرماید: «صبغة الله» یک رنگی را خدا برای شما تدارک دیده، رنگ یکی از اصول زیبایی است رنگ چشم رنگ مو، رنگ لباس، رنگ پرده، رنگ فرش، زیبایی می‌آورد رنگ گلها، رنگ گیاهان، رنگ پرندگان، رنگ طاووس که امیرالمؤمنین یک خطبه کامل در توضیح رنگ طاووس دارد حالا در سوره بقره می‌فرماید رنگی را خدا برای شما تهیه دیده، خودتان را با این رنگ رنگ بزنید رنگی است که خدا تهیه دیده، خدا.

رنگی که خدا تهیه ببیند معلوم است چه رنگی است، بعد از اینکه می‌فرماید «صبغةالله» پشت این جمله می‌فرماید «و من احسن من الله صبغه» چه رنگی در این دنیا از رنگ خدا نیکوتر است؟ ما رنگهای مادی را که داریم می‌بینیم و نمی‌توانیم هم وصف کنیم کی می‌تواندرنگ گلها را وصف بکند بگوید این گل رز، گل مریم، شکوفه درخت سیب، شکوفه درخت  گیلاس، شکوفه درخت آلبالو این مقدار معیار رنگش است اصلا رنگ قابل توصیف نیست، تمام مردم دنیا رنگها را که می‌بینند فقط می‌گویند چه زیباست همین بیشتر نمی‌توانند توصیف بکنند.

ما رنگبندی خدا را در این عالم می‌بینیم؛ خورشید، اگر غیر از این رنگ را داشت به عمر دیدن تمام چشم‌های انسان‌ها و حیوانات چشم‌دار خاتمه داده می‌شد بلد است چطوری رنگ‌آمیزی کند خورشید را که هیچ چشمی از موجودات زنده لطمه نبیند، بلد است ماه را چگونه رنگ آمیزی کند آب را چگونه رنگ آمیزی کند درختان و حیوانات را چگونه رنگ آمیزی کند ما داریم رنگ ظاهری را می‌بینیم در جهان، این رنگی که می‌گوید رنگ باطنی است، این رنگ را آماده کردم برایتان برای اینکه زیباترین‌ها بشوید، چون بدون این رنگ یک آدم معمولی و طبیعی هستید اگر اهل دین هم نباشید مثل حیوانات هستید چه بسا که بدتر از آنها باشید.

بعد خودش می‌گوید «و من احسن من الله صبغه»، از منظر خدا چه کسی از نظر رنگ نیکوتر است؟ در ساختن رنگ، این «صبغة الله» یعنی چی؟ این رنگی که خودش می‌گوید رنگ یعنی چه «صبغة الله»؟! من روایات را که  امروز بررسی می‌کردم چند تا روایت در یکی از مهمترین کتابهایمان کتاب شریف واقعا با عظمت نور الثقلین جلد اول دیدم، راویان شیعه از حضرت باقر آنهایی که زمان امام باقر بودند از حضرت صادق آنهایی که زمان امام صادق بودند نقل کردند که معنای رنگ در این آیه شریفه هو الاسلام، این رنگ منظور دین خداست.

این دین خدا را باید یک کسی درباره‌اش حرف بزند که ما بشناسیم دین را، آنی که کلامش از همه زیباتر است و برای معرفی اسلام حرف زده پروردگاراست، زبان پروردگار در بین ما برای سخن گویی قرآن مجید است. خودشما هم اکثراً می‌گویید قرآن کلام الله است، اگر امیرالمومنین(ع) «اَحْسَنِ عَبیدِکَ نَصیباً عِنْدَکَ» شده با کلام الله شده است.

قبول کلام الله، عمل به کلام الله، ما را تبدیل می‌کند به آدمی که رنگ خدا بهش زده شده است قرآن مجیدچه کلامی است؟ در سوره زمر می‌فرماید وَ اِتَّبِعُوا أَحْسَنَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ؛ از این قرآنی که زیباترین کلام در این عالم است به شما نازل کرده پروردگارتان پیروی کنید، پس کلام خدا احسن کلام است بالاترش نیست و این بی‌خردی است که انسان احسن کلام را رها کند برود سراغ کلام‌ها و زبان‌ها و سخنان سخیف، باطل، بیهوده، کفرآور، قاتل عقل، قاتل وجدان، قاتل روح، قاتل فطرت، قاتل سعادت دنیا و آخرت. این کمال بی‌خردی است.

ولی کمال عقل این است که آدم بین این همه سخنانی که در دنیا پخش است سخن احسن را بگیرد «اَلَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ»؛ به بندگان من که سخن را  می‌شنوند، از جانب من بشارت بده به این بندگان شنوای سخن که «فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» زیباترینش را پیروی می‌کنند بشارت به چی بدهد؟ به لقاء من به قرب من، به رضایت من، به بهشت من، به رضایت انبیا، به رضایت ملائکه، مژده بهشان بده از قبر که درمیایند از قبر که بیرون می‌آیند «وَ اَلْمَلاٰئِکَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ کُلِّ بٰابٍ» اینهایی که زیباترین کلام را پیروی کردند به محض اینکه قیامت لحظه اول از قبر در می‌آیند ملائکه من وارد بر آنها می‌شوند «یدخلون علیهم من کل باب»، از دست راستشان دست چپشان روبرویشان پشت سرشان بالای سرشان، وارد می‌شوند چه می‌گویند؟ می‌گویند «سلام علیکم» به شما اعلام امنیت می‌کنیم در این محشر ذره‌ای ترس نداشته باشید «سَلاٰمٌ عَلَیْکُمْ بِمٰا صَبَرْتُمْ» شما مردمی بودید که در دنیا هزار جور باد وزید و شما را نبرد، هزار جور از شرق و غرب طوفان وزید و شما را نبرد، هزار نوع مجله و روزنامه و رادیو تلویزیون و سایت تبلیغ ضد خدا کردند و شما گوش ندادید قبول نکردید، «سَلاٰمٌ عَلَیْکُمْ بِمٰا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى اَلدّٰارِ»؛ فرجام نیکی برایتان رقم زدم، بشارت بده به این بندگان من که «یستمعون القول و یتبعون احسنه» هستم.