فارسی
شنبه 27 دى 1399 - السبت 2 جمادى الثاني 1442

41
0
0%

 دورى و نزديكى عارفان‏

عارفى وارسته گفت:
جوان عربى را در طواف كعبه با تنى نزار و زرد و ضعيف ديدم كه گويى استخوان‌هايش را گداخته بود. نزديك رفتم و به او گفتم: گمانم اين است كه تو محبّى و از محبّت بدين‌سان سوخته‌اى. گفت: آرى. گفتم: محبوب به تو نزديك است يا دور؟ گفت: نزديك، گفتم:
مخالف است يا موافق؟ گفت: موافق و مهربان. گفتم: «سبحان اللّه!» محبوب به تو نزديك و موافق و مهربان و تو بدين‌سان زار و نحيف؟ گفت:
اى بطّال! مگر تو ندانسته‌اى كه آتش قربت و موافقت بسى سوزنده‌تر از آتش دورى و مخالفت است؟ چه، در قرب او بيم فراق است و زوال و در بُعد او اميد وصال. مرا از گفته وى تغيير حالت پديد گشت.
اين حكايت مى‌خواهد بگويد: انسان ممكن است بعد از رسيدن به مقامات الهيّه، خداى ناخواسته دچار غرور و عجب شود و به سراشيبى سقوط افتد و آنچه را به دست آورده از دست بدهد !!


منبع : پایگاه عرفان
  • عارفان
  • دورى و نزديكى عارفان‏
  • دورى عارفان‏
  • 41
    0
    0%
     
    نظر شما در مورد این مطلب ؟
     
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

    گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
    حکایتی از لقمه حرام‏
    رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
    سعادت ابدى‏
    داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
    تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
    زن بدكاره‏ در خانه عابد
    جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
    راست‏ ترين كلام عرب‏
    من دختر رئيس قبيله هستم

    بیشترین بازدید این مجموعه

    آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
    دعاى سه گرفتار
    پيروى نكردن از غافلان
    حكايت فروش نخلستان و انفاق آن‏
    حکایت صبر ديندارن بر مصائب‏
    زكات بدن‏
    فقط به خاطر خدا
    اين را مى‏توان باور كرد؟
    كداميك بهتر است؟
    حکایت پیرمرد آتش‌پرست با حضرت موسی(ع)

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز

    گزارش خطا