فارسی
چهارشنبه 12 آذر 1399 - الاربعاء 16 ربيع الثاني 1442

  481
  0
  0

آيا تو با من راست بوده‏اى؟

مجاهد مقرى گويد:
پيش ابو عمرو بن علاء بودم و او هرگز به اختيار خود امامت در نماز نكردى، در روزى او را به زور به امامى داشتند و پيش فرستادند، چون پيش اندر آمد و مردم را گفت:
«اسْتَووا» چنان كه بر شريعت آمده است كه مصطفى صلوات اللّه عليه وآله فرمود: چون صف گيريد راست بايستيد كه هرگاه مخالف ايستيد دل‌هاتان مخالف گردد و كتف‌ها اندر دوزيد تا ديو ميان شما راه نيابد و چشم‌ها به سجده‌گاه داريد تا دل‌هاتان پراكنده نگردد.
پس چون ابوعمرو گفت: «استووا» بيهوش گشت و بيفتاد و تا ديگر روز به هوش نيامد، پرسيدند كه تو را چه افتاده؟ گفت: من شما را گفتم كه راست بايستيد، بر دل من خاطرى آمد از حق تعالى كه اى بنده! تو با من طرفة العينى راست بوده‌اى تا خلق مرا همى گويى كه راست باشيد؟!


منبع : پایگاه عرفان
  481
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

حکایتی از لقمه حرام‏
من دختر رئيس قبيله هستم
حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
گردنبند با برکت حضرت زهرا (س)
توبه جوانی که خیاط زنانه بود
تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
اثر بی‌حجابی
داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
تأثير دعاهاى صحيفه سجاديه‏

بیشترین بازدید این مجموعه

حقیقتى عالى از زبان جابر بن عبداللّه انصارى
حکایتى عجیب
داستان شگفت انگیز حاتم اصم
حکایتی از لقمه حرام‏
حكايتى از اميرالمؤمنين (ع)
وقتى حكومت از تشيع من با خبر شد، مرا از اداره بيرون كرد
داستان تأسف‏بار عقبة بن ابى معيط
فقط خدا
من دختر رئيس قبيله هستم
سهولت عفو امام رضا(ع)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز