فارسی
شنبه 02 مرداد 1400 - السبت 13 ذي الحجة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
302
0
نفر 19
66% این مطلب را پسندیده اند

شاید عمل‌های من هم مثل این پارچه پر از عیب باشد!

شاید عمل‌های من هم مثل این پارچه پر از عیب باشد!

از عطای سلمی که یکی از مشاهیر اهل حال است نقل شده که: در اوایل حال، نساجی داشته و از آن شغل کسب معاش می‌نموده.
روزی پارچه‌ای بافت، پارچه‌ای که برای بافت آن وقت بسیار صرف کرده بود و نهایت دقّت را در آن به کار برده بود و اعتقاد داشت در نهایت محکمی و خوبی است.
پارچه را به بازار می‌برد و به بزّازی که متخصّص پارچه و قیمت بود ارائه می‌کند، بزّاز از قیمتی که عطا در نظر داشت کم‌تر قیمت می‌کند؛ زیرا عیوبی در پارچه بود که بزاز به آن اشاره می‌کند در حالی که آن عیوب از دید عطا دور مانده بود.


عطا پس از علم به عیوب، در وسط بازار، شروع می‌کند به بلند گریه کردن، بزّاز از کرده پشیمان می‌شود و به عطا می‌گوید: مرا ببخش به هر قیمتی که می‌خواهی از تو می‌خرم، عطا می‌گوید: گریه من از کمی قیمت پارچه نیست، بلکه از این است که من با وجود سعی بسیاری که در بافت این پارچه کرده‌ام و به اعتقاد خود آن را بی‌عیب می‌دانستم، معیوب از آب در آمد و من از عیب آن غافل بودم، شاید عمل‌های من هم مثل این پارچه پر از عیب باشد و چون روز قیامت به نظر خبیر بصیر برسد، عیب‌هایش ظاهر گردد، در حالی که من از آن غافل بودم و آن روز چه کنم؟!

 

برگرفته از کتاب عرفان اسلامى، ج 13 نوشته استاد حسین انصاریان


منبع : پایگاه عرفان
  • قیامت
  • تشبيه عمل به پارچه‏
  • نساجی
  • بزاز
  • عیب
  • معیوب
  • غافل
  • 302
    0
    66% (نفر 19)
     
    نظر شما در مورد این مطلب ؟
     
    امتیاز شما به این مطلب ؟
    اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

    آخرین مطالب

    حکایت پیرمرد آتش‌پرست با حضرت موسی(ع)
    تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
    تأخير اجابت دعا
    رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
    حكايت انوشيروان و وزير
    خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
    حکایت ثعلبة بن حاطب‏
    حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
    حکایتی از لقمه حرام‏
    شب قدر شب گناه نيست!‏

    بیشترین بازدید این مجموعه

    چه كسى با من پيمان مى‏بندد
    حكايتى عجيب در صدقه و انفاق‏
    حکایتی از لقمه حرام‏
    رفتار آموزنده ابوسعيد ابوالخير با شاگردان
    ازدواجى نورانى‏
    حکایت ثعلبة بن حاطب‏
    محكم‏ترين دستاويز ايمان‏
    هرجا كه رفتم حق تعالى مى‏ديد
    خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
    ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز

    گزارش خطا