فارسی
جمعه 18 آذر 1401 - الجمعة 15 جمادى الاول 1444
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
0
نفر 0

مجادله نقاشان رومى و چينى‏


قصه پندآموز مجادله نقاشان رومى و چينى را نشنيده‌ايد كه هر دسته مدعى شدند كه ما هنرمندتريم.
امير مملكت براى امتحان به هر دسته اطاقى داد كه نقاشى كنند، تا از روى كار آن‌ها قضاوت شود.
اين دو اطاق مقابل و رو به روى يكديگر بودند، دو دسته مزبور مشغول كار شدند.
نقاشان چينى هر روز انواع و اقسام رنگ‌ها، از امير مى‌گرفتند و نقاشى مى‌كردند، ولى نقاشان رومى در به روى خود بسته بودند و به هيچ رنگى توسل نجستند و فقط ديوار را صيقل مى‌زدند. چون روز موعود و زمان امتحان فرا رسيد، امير حاضر شد. نقاشى چينى‌ها را ديد، ولى بهتر از آن عكس‌هاى تصاويرى بود كه روميها بر ديوارهاى صيقل خورده و صاف شده پديدار ساخته بودند.
مولانا در اين زمينه مى‌گويد:
روميان آن عارفانند اى پسر نى ز تكرار و كتاب و نى هنر
ليك صيقل كرده‌اند آن سينه‌ها پاك از آز و حرص و بخل و كينه‌ها
اهل صيقل رسته‌انداز بوى و رنگ دمى بينند خوبى بى‌درنگ‌
نقش و قشر و علم را بگذاشتند رايت عين اليقين افراشتند


منبع : پایگاه عرفان
  • قضاوت
  • مجادله نقاشان رومى و چينى‏
  • امير مملكت
  • امتحان
  • صيقل
  • 0
    0% (نفر 0)
     
    نظر شما در مورد این مطلب ؟
     
    امتیاز شما به این مطلب ؟
    اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

    آخرین مطالب

    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
    ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت
    حكايتى از اميرالمؤمنين (ع)
    داستان قارون و ثروتش
    داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
    حکایتی از لقمه حرام‏
    توبه جوانی که خیاط زنانه بود
    طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) ...
    حكايت ابراهيم ادهم‏
    گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)

    بیشترین بازدید این مجموعه

    طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) ...
    داستان زنى که با شنیدن آیه عذاب بیهوش شد
    اين همه بلا و مصيبت
    حكايت ابراهيم ادهم‏
    حكايتى از اميرالمؤمنين (ع)
    داستان قارون و ثروتش
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
    داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
    حضرت ابراهيم عليه السلام و نماز
    ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت

     
    نظرات کاربر




    گزارش خطا  

    ^