فارسی
سه شنبه 07 بهمن 1399 - الثلاثاء 12 جمادى الثاني 1442
70
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

 اين سخن را بگذار

 

اوزاعى، ابراهيم ادهم را ديد بسته‌اى هيزم بر گردنش گذاشته و براى فروش مى‌برد.

گفت: اى ابا اسحاق! تو كجا و هيزم‌كشى؟ تمام برادرانت حاضرند مخارج تو را به گردن گرفته و زندگيت را اداره كنند. ابراهيم گفت: اى اوزاعى! اين سخن را بگذار كه به من‌ رسيده، هركس براى طلب حلال خود را به ذلت افكند بهشت بر او واجب مى‌شود.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  • بهشت
  • ابراهیم ادهم
  • هیزم
  • طلب حلال
  • 70
    0
    0% ( نفر 0 )
     
    نظر شما در مورد این مطلب ؟
     
    امتیاز شما به این مطلب ؟
    اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

    آخرین مطالب

    حكايت فروش نخلستان و انفاق آن‏
    آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
    گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
    حکایتی از لقمه حرام‏
    رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
    سعادت ابدى‏
    داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
    تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
    زن بدكاره‏ در خانه عابد
    جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!

    بیشترین بازدید این مجموعه

    در نماز شب چهل گنه كار را دعا مى كرد
    تا صبح به نماز ايستادند
    سيد الحكما آقا ميرزا ابو الحسن جلوه
    جهانگير خان قشقايى يا اعجوبه مبارزه با نفس
    حكايت تمسخر حكم بن ابى العاص‏
    تأخير اجابت دعا
    تأثير غذا بر جوارح و جوانح‏
    مال دنيا
    بداند كه خودش را مسخره كرده‏
    پاى سخنان ابوذر

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز

    گزارش خطا