فارسی
سه شنبه 17 تير 1399 - الثلاثاء 16 ذي القعدة 1441

  1640
  0
  0

در حالى كه چشم‏ها به خواب است‏


عبداللّه بن حسن مى‌گويد:
كنيزى رومى داشتم كه از حالات او تعجّب مى‌كردم، بعضى از شب‌ها نزديك من مى‌خوابيد، چون بيدار مى‌شدم او را نمى‌يافتم، به دنبالش مى‌گشتم، مى‌ديدم در جايى از خانه سر به سجده گذاشته و مى‌گويد: به محبّتى كه بر من دارى مرا بيامرز. به او گفتم: نگو به محبّتى كه بر من دارى، بگو به محبّتى كه بر تو دارم. گفت: نه، او بود كه به محبّتش مرا از شرك نجات داد، او بود كه به عشقش بر من ديده‌ام را در اين دل شب بيدار نگاه داشت، در حالى كه چشم‌ها به خواب است!!


منبع : پایگاه عرفان
  • عبادت
  • نماز شب
  • عبادت در شب
  • محبت خدا
  •   1640
      0
      0
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

        چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
        داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
        وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
        توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد
        حکایت خدمت به پدر و مادر
        ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
        طلب مقام از حضرت رضا(ع)
        داستان تجارت دوست امام صادق‏ (ع)
        فروش خانه همسایه امام صادق(ع)
        من آرزو داشتم که این جعفر مثل امام جعفر صادق بشود!

    بیشترین بازدید این مجموعه

          جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
          چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
          داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
          حکایت خدمت به پدر و مادر
          محروم ماندن از سعادت ابدى‏
          دنيايى كه به آب و بولى از دست مى‏رود
          قطع طواف كرديد؟!
          علامت نياز
          سعادت ابدى‏
          حضرت اسحاق و يعقوب عليهما السلام و نماز

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز