فارسی
يكشنبه 15 تير 1399 - الاحد 14 ذي القعدة 1441

  1158
  0
  0

وضع عمومى جهان قبل از اسلام‏

 

هنگامى كه رسول گرامى اسلام مبعوث به رسالت شد؛ عالم گرفتار زلزله اقتصادى بود، كه اركان آن را به سختى مى‌لرزاند، و به طورى كه اگر در دنياى آن روز سرمايه‌اى بود قابل بهره‌بردارى نبود.

آن مرد الهى از همان دريچه نگاه انبيا؛ يعنى بدون توجه به مال و حب جاه و شهوت به جهان نگريست، و انسانيت را در بستر مرگ ديد. آن رادمرد آسمانى‌ مى‌ديد آدميزاد بر اثر ضعف فرهنگ عقلى بر سنگ، آب، درخت، چوب، ماه و ستاره، خورشيد، و چيزهاى ديگرى كه نمى‌تواند نفع و ضرر خود را كنترل كند سجده مى‌نمايد.

آن بيداركننده يگانه ديد انسان انديشه خود را از دست داده و بديهيات را درك نمى‌كند و مسائلى را كه احتياج به انديشه و تفكر دارد، در اثر تغيير برنامه‌هاى فكرى، محتاج به تفكر نمى‌داند، جايى كه بايد يقين كند شك و جايى كه بايد شك كند يقين مى‌نمايد.

ذائقه روح بشر عوض شده بود؛ به طورى كه تلخ را شيرين و بد را خوب و غذاى غير قابل هضم را قابل هضم مى‌دانست، و چون حس معنوى خود را از دست داده بود نسبت به دشمن ستمگر بدبين نبود و دوست اندرزگو را دوست نمى‌انگاشت.

در آن دنياى عجيب گرگان، چوپانِ گوسپندان، و دشمن‌هاى خونخوار قاضى و مجرمان و خيانتكاران آبرومند و اهل ثروت؛ اما افراد شايسته اجتماع از دنيا محروم و به ستمگرى معرفى شده بودند.

در جهان قبل از اسلام، منكرات، معروف جلوه مى‌كرد و عادت‌هاى زشت گريبان بشر را گرفته و نزديك بود انسانيت سقوط كند.

آن حضرت مى‌ديد شراب خوارى سرتاسر جامعه‌هاى آن روز را فرا گرفته، تجاوز به ناموس و قماربازى علنى شده، رباخوارى و غصب اموال ديگران و طمع به مال و ناموس مردم از قباحت و زشتى افتاده است.

رسول خدا صلى الله عليه و آله ديد شاهان و اميرانى بر ملت‌ها حكومت مى‌كنند كه زمين و طبيعت را ملك خود دانسته، و مردم ستمديده را بنده‌گان خود مى‌دانند، و به جاى خداى جهان‌آفرين، ديرنشين‌ها پرستش مى‌شوند.

آن حضرت مى‌ديد اربابان كليسا اموال مردم را بى‌جهت تصاحب مى‌كنند و انسان‌ها را از صراط مستقيم باز مى‌دارند.

در آن دوران شجاعت به خونريزى و كشته شدن، سخاوت به اسراف و تبذير، و مناعت طبع جاى خود را به غرور و تكبّر داده بود. قدرت فكرى بشر كه بايد معطوف مسائل معنوى مى‌شد صرف تردستى و خدعه شده و عقل وسيله ابتكار و اختراع جنايات و ايجاد وسايل شهوت‌رانى شده بود .

در چنين دنياى عجيبى، رسول بزرگ اسلام مأموريت يافت تا براى نجات نوع بشر به پا خيزد، و يك تنه كشتى طوفان‌زده بشريت را به ساحل نجات باز گرداند.

او مأموريت يافت تا روح آدميان را از آن همه آلودگى برهاند، و عقول انسان‌ها را از پس پرده اوهام ظاهر كند، و آدميان را از خواب سنگين غفلت بيدار كرده و با دميدن نسيم وحى، همه را از مستى به هشيارى بازگرداند.

نبى بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله به فرمان خداى متعال به وسيله مقررات عالى اسلامى، سازنده زندگى برتر و بهتر انسان بود، روح انسانيت را از آلودگى‌ها نجات داد، و تمام دشمنى‌ها و كينه‌توزى‌ها و قتل و غارتگرى‌ها را مبدل به دوستى، صلح و صفا نمود.

بنيان اسلام بر پايه برنامه‌هايى استوار بود كه توانست، عالم تاريك را به جهانى نورانى مبدل كند و بشر مرده را زنده نمايد. بديهى است كه اين سازندگى مخصوص به زمان معين و مكان مشخصى نيست؛ بلكه در تمام ادوار و اعصار، اسلام روشنگر محيط و سازنده انسان‌هاست.


منبع : پایگاه عرفان
  • جهان قبل از اسلام
  • بعثت پیامبر
  • جاهلیت
  •   1158
      0
      0
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

        بخشی از ایمان
        قرار با امام رضا(ع)
        رفتار شیعه
        تقوای شیعه
        مهار زبان
        عبادت فقط برای خداست
        زیارتی که بهشت پاداش آن است
        چله کریمیه
        شفاعت حضرت معصومه(س)
        برکت وجود حضرت معصومه(س)

    بیشترین بازدید این مجموعه

          رسالت پيامبر همراه با دو هدف اساسى‏
          چگونگى سخنان رسول خدا صلى الله عليه و آله‏
          چند گزارش و اعتراف‏
          تنها ادعا نيست‏
          فرمانروايان در قرآن و حديث‏
          القاب حضرت‏ محمد (ص)
          انتساب و انتخاب‏
          محافل كليسايى‏
          طلبكار دوم: پيغمبر اسلام‏
          فهم همراه با عمل‏

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز