فارسی
پنجشنبه 19 تير 1399 - الخميس 18 ذي القعدة 1441

  1034
  0
  0

شب اصحاب پيامبر


مردى از اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام مى‌گويد:
نماز صبح را با امام خواندم، پس از نماز از دست راست مردم رو كرد، در حالى كه افسرده و دل شكسته بود، آن قدر صبر كرد تا آفتاب طلوع كرد در حالى كه دست به دست مى‌زد گفت: من ياران پيامبر صلى الله عليه و آله را ديده بودم، امروز در بين شما چيزى كه شبيه آنان باشد نمى‌بينم، آنان صبح مى‌كردند در حالى كه پريشان و ژوليده و گرد و غبارآلوده و زرد رنگ بودند [كنايه از فعاليت شديد الهى و عبادت سنگين آنان‌] شب را به سجده و قيام براى خدا بسر مى‌بردند، كتاب خدا را آن طور كه بايد مى‌خواندند، با قدم و پيشانى غرق در بندگى بودند، هرگاه ذكر خدا مى‌گفتند همانند درخت در برابر باد از شدت اتصال به حق و مهابت حضرت او مضطرب مى‌شدند، ديدگان آنان اشك مى‌ريخت، آن چنان كه اشك آنان را لباسشان قطع مى‌كرد (لباسشان خيس مى‌شد)، اما اطرافيان امام جمعيتى غافل و بى‌توجه بودند


منبع : پایگاه عرفان
  • عبادات اسلامی
  • پیامبر اکرم
  • عبادت
  • شب زنده داری
  • شب زند داری اصحاب پیامبر
  • عبادت یاران امیرالمومنین علیه السلام
  •   1034
      0
      0
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

        خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
        سهولت عفو امام رضا(ع)
        چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
        داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
        وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
        توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد
        حکایت خدمت به پدر و مادر
        ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
        طلب مقام از حضرت رضا(ع)
        داستان تجارت دوست امام صادق‏ (ع)

    بیشترین بازدید این مجموعه

          طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
          چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
          داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
          حکایت خدمت به پدر و مادر
          چرا عذاب نازل نمى‏شود؟
          من تا هستم همينم
          سخط الهى‏
          برخورد مرحوم كلباسى با مرد مقدّس در حمام‏
          سعادت ابدى‏
          صابونى را بازگردانيد

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز