فارسی
سه شنبه 04 آبان 1400 - الثلاثاء 20 ربيع الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
186
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

شب اصحاب پيامبر


مردى از اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام مى‌گويد:
نماز صبح را با امام خواندم، پس از نماز از دست راست مردم رو كرد، در حالى كه افسرده و دل شكسته بود، آن قدر صبر كرد تا آفتاب طلوع كرد در حالى كه دست به دست مى‌زد گفت: من ياران پيامبر صلى الله عليه و آله را ديده بودم، امروز در بين شما چيزى كه شبيه آنان باشد نمى‌بينم، آنان صبح مى‌كردند در حالى كه پريشان و ژوليده و گرد و غبارآلوده و زرد رنگ بودند [كنايه از فعاليت شديد الهى و عبادت سنگين آنان‌] شب را به سجده و قيام براى خدا بسر مى‌بردند، كتاب خدا را آن طور كه بايد مى‌خواندند، با قدم و پيشانى غرق در بندگى بودند، هرگاه ذكر خدا مى‌گفتند همانند درخت در برابر باد از شدت اتصال به حق و مهابت حضرت او مضطرب مى‌شدند، ديدگان آنان اشك مى‌ريخت، آن چنان كه اشك آنان را لباسشان قطع مى‌كرد (لباسشان خيس مى‌شد)، اما اطرافيان امام جمعيتى غافل و بى‌توجه بودند


منبع : پایگاه عرفان
  • عبادات اسلامی
  • پیامبر اکرم
  • عبادت
  • شب زنده داری
  • شب زند داری اصحاب پیامبر
  • عبادت یاران امیرالمومنین علیه السلام
  • 186
    0
    0% (نفر 0)
     
    نظر شما در مورد این مطلب ؟
     
    امتیاز شما به این مطلب ؟
    اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

    آخرین مطالب

    داستان انگور
    نصيحت امام سجاد (عليه السلام) به دلقكى بيكار
    گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
    فروش خانه همسایه امام صادق(ع)
    خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
    من تا هستم همينم
    محروم ماندن از سعادت ابدى‏
    رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
    افشاگرى شجاعانه طِرِمّاح عليه باطل‏
    زن بدكاره‏ در خانه عابد

    بیشترین بازدید این مجموعه

    اقرار و اعتراف جوان گناهکار
    دعاى مستجاب (حکایتی از عظمت روح مرحوم کلباسی)
    قلّت عمل در برابر كثرت ثواب‏
    امر قرآن به سير و سفر
    من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز

    گزارش خطا