فارسی
دوشنبه 05 آبان 1399 - الاثنين 9 ربيع الاول 1442
  70
  0
  0

فرهنگ امروز، سازنده يا مخرّب‏

 

فرهنگى كه امروز بر جهان حاكم است و مورد ستايش تمام جهانيان است، با اين همه غرور و تكبر و با اين همه ادعاهاى عجيب و غريب، حتى قدرتى به اندازه يك فرد دلسوز به حال جامعه را ندارد.

شما مى‌توانيد در اوضاع روحى و عاطفى سران ملت‌ها و پايه‌گذاران دولت‌ها، در قرون اخير به ويژه پس از جنگ جهانى اول و آنچه از آنان به عنوان راه كارهاى علاج مشكلات و معضلات بشرى صادر شده و مى‌شود، مطالعه دقيق كنيد تا به بى‌پايه بودن فرهنگ حاكم بر جهان، اقرار و تصديق نماييد «1».

بدون ترديد بايد اقرار كرد كه دنيا با همه پيشرفت‌هايى كه در امور مادى نصيبش شده است، حقيقت تعليم و تربيت واقعى را درك نكرده و توجهى به اصول معنوى و روحى ندارد.

آنچه مايه تأسف است اين است كه بشريت با اين همه به اصطلاح پيشرفت‌ و ترقى در امور صنعتى و علمى، پس از اين همه شكست و اشتباه، به معنويت نگراييده است.

بنيانگذاران مكاتب گوناگون حاكم بر دنيا، خود مى‌دانند آن اصولى را كه فرهنگ امروز عالم، در تربيت و تعليم پيش گرفته، فقط با همان ترقيات مادى سازش دارد، و آن اصول هم بدون شك در پيشبرد هدف‌هاى عالى انسانى هيچ گونه تأثيرى ندارد؛ امّا اينان هرگز به مبانى اسلامى برگشت نمى‌كنند و به منطق دين رجوع نمى‌نمايند.

امروز قسمت بزرگى از تربيت شدگان فرهنگ جديد در غرب و شرق، چنان به خود گرفتارند و به خورد و خوراك و خواب و شهوت مشغول، كه وقتى براى فكر كردن در مسائل عالى انسانى را براى خود باقى نگذاشته‌اند، و اگر كسى از حظوظ و فوايد روحى صبحت كند، و يا از فيض روحانىِ تفكر در مناظر طبيعت در تنهايى دم بزند، او را گرفتار دام خيال، و گم گشته راه خرافات و اوهام مى‌شمارند و به حال او دلسوزى مى‌كنند!!

اين همه فرياد و غوغاى زندگى؛ يعنى خورد، خواب، شهوت، به گونه‌اى مردم عالم بويژه غربى‌ها و غرب‌زده‌گان را اسير چنگال خود ساخته، كه شب و روز مانند مورچه‌ها قرار و آرام ندارند و تنها مى‌كوشند تا شكم خود را پر سازند و غريزه جنسى خود را از هر راهى كه ممكن است ارضا نمايند؛ تو گويى مانند حيوانات غير از اين رفتار وظيفه و تكليفى نداشته و ندارند.

نه وقت آن را دارند كه نگاهى به سوى آسمان كبود و چرخ نيلگون انداخته و دقيقه‌اى روح خود را با تماشاى اين عوالم بى‌كران درخشان، كه در فضاى پهناور مكان در جولانند صفا دهند، و از زنجير حس‌ها و هوس‌هاى جسمى آزاد سازند، و نه حال و ذوقى دارند كه ساعتى چند، خود را در آغوش مادر طبيعت انداخته، نقش زندگى بخش او را در درون دل و جان خود نقاشى كنند و شير حيرت و استغراق و اشتياق از پستان فيض ريزان اين مادر مهربان را با لب‌هاى تشنه روح خود بمكند و خود را حيات تازه‌اى بخشيده و زنده دل و توانا سازند.

آرى! افراط و تفريط، يگانه سبب خرابى و فساد تمدن شرق و غرب و مايه بدبختى، بيچارگى، اسيرى و بندگى پيروان اين دو تمدن گرديده است‌ .

نتيجه اين همه پيشرفت در سايه فرهنگ نوين در جهان، جز ايجاد فساد و بدبختى، بروز جنگ‌هاى خانمان سوز و پايمال كردن حقوق ناتوانان، چيز ديگرى نيست.

هر روز مى‌بينيم و مى‌شنويم و مى‌خوانيم كه هرج و مرج روحى و اخلاقى، در سراسر گيتى شيوع پيدا كرده و بشر به تجاوز خود، در همه زمينه‌ها افزوده است.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  70
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

لطف وجود مبارک امام عصر(عج)
ارزش مؤمن در کلام امام عسکری(ع)
ترک خیانت از روی حیا و شرمساری
اخلاق خدا را رعایت کنید
آنچه خوبان همه دارند
اهل دعا باشید
خدایا برای تو قدم برمیدارم
نماز شیعه
تقوای الهی
علم انبیا

بیشترین بازدید این مجموعه

روایات و مساله ى با ارزش توبه
زكات
منافعى ديگر
مهرورزى بى‏كران اهل بيت قدس سرهما در قيامت
فريب‏هاى دنيا و رسم عاقلان‏
گرفتن غنايم از شب و روز
صبر و مصائب دنیوی
همۀ خوبی‌ها به دست خدا
هرگاه خدا بنده اش را دوست دارد
زهرا (س) گوهری نایاب

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز