فارسی
پنجشنبه 07 بهمن 1400 - الخميس 24 جمادى الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
597
0
نفر 0

اگر زبانم را از بيخ و بن بر كنند...

 

از قاسم بن محمد بن ابى بكر- كه يكى از فقهاى مدينه بوده- درباره مطلبى سؤال كردند، وى گفت:

جواب صحيح اين مسئله را نمى دانم، سائل گفت: من بدين منظور به سوى تو شتافتم كه غير از تو شخص ديگرى را به شايستگى نمى شناسم.

قاسم گفت: به طول لحيه و بلندى محاسن و كثرت مردم در پيرامون من منگر. به خداوند متعال قسم! كه من پاسخ پرسش تو را نمى دانم.

در اين اثنا يكى از بزرگان افراد سالمند قريش به او گفت: برادرزاده در كنار اين شخص بنشين و جواب مسئله را براى او بيان كن، سوگند به خداوند در هر مجلسى كه تو را در جمع ديگران مشاهده كردم، كسى را فاضل تر و دانشورتر از تو باشد تاكنون نديده ام.

قاسم گفت: به خدا قسم! اگر زبانم را از بيخ و بن بركنند براى من محبوب تر از آن است كه درباره چيزى سخن بگويم كه بدان علم و آگاهى ندارم


منبع : پایگاه عرفان
597
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

حکایت ثعلبة بن حاطب‏
حكايت ابراهيم ادهم‏
داستان قارون و ثروتش
حكايت بهلول نبّاش‏
حكايتى از اميرالمؤمنين (ع)
درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد
آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
حكايت مسلمان شدن مرتاض کافر به دست امام کاظم(ع)
حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
توبه جوانی که خیاط زنانه بود

بیشترین بازدید این مجموعه

تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
پاى سخنان ابوذر
از شدت خوشحالى خنديدم
دو حكايت در اسراف‏
حكايت ابراهيم ادهم‏
داستان گریه حضرت موسى برای اباعبدالله الحسين ...
داستان قارون و ثروتش
صابونى را برگردانيد كه با اين حال، لايق ديدار ما ...
دعاى كرب و اثر آن‏
سه آفت پرخورى‏

 
نظرات کاربر




گزارش خطا  

^