فارسی
دوشنبه 10 آذر 1399 - الاثنين 14 ربيع الثاني 1442

  2745
  0
  0

زیبایی و آراستگی

زیبایی و آراستگی

 

آنچه فراروی شماست، گزیده ای از نوشتارهای ارسالی دانشجویان عزیز به دفتر پرسمان در پی فراخوان تحریریه نشریه پیرامون «زیبایی و آراستگی » است . این که دانشجویان عزیز تا چه اندازه به «چرایی زیبایی و آراستگی » پاسخ داده و فضای فکری مخاطبین خود را در این مقوله به چالش کشانده اند، خود پرسش دیگری است که پاسخش را دوستان دانشجو با مطالعه و تعمق و تامل بیشتر می توانند جست وجو کنند . بی شک هر یک از نوشتارهای دانشجویان عزیز در بردارنده نکاتی است که زاویه دید و دغدغه های آن ها را به تصویر می کشد . با هم نگاه خویش را در امتداد نگاه آنان جهت می دهیم . تحریریه دانشجویی

 

هر نعمتی جلوه ای از زیبایی است

آدمی خلیفة الله است . خداوند خود هم جمیل است و هم جمال . در دعای سحر چنین می خوانیم:

«اللهم انی اسئلک من جمالک باجمله و کل جمالک جمیل; بار خدایا، من از تو خواهم به جمال جمیل ترت و همه جمالت جمیل است . خدایا من از تو خواهم به جمالت یکسر» .

وقتی خالق خود زیبا باشد، مخلوق هم زیبا است و دوستدار زیبایی . تا آن جا زیبایی را دوست دارد که همه زیبایی خداوند را مسالت می کند .

البته زیبایی، اگر این گونه که خداوند می خواهد باشد، زیبا است . چشم از دید زیبایی به مخلوقات دیگر و اطراف خود می نگرد و همه چیز را زیبا می بیند . گاه لازم می آید که حتی زشتی ها را هم زیبا ببیند . به یاد دارم در یکی از دروس دبیرستان داستانی به عربی آمده بود . مفهوم آن این گونه در ذهنم جای گرفته است: روزی حضرت عیسی با حواریون از جایی عبور می کرد . لاشه سگی در کناری افتاده بود و بوی بد می داد . یکی از حواریون گفت: این سگ چقدر بوی بد می دهد . در آن موقع حضرت عیسی فرمود: به به، این سگ عجب دندان های سفیدی دارد .

برداشتی که می شود کرد، این است که تا وقتی خوبی هست، از بدی صحبت نشود و تا زیبایی هست، زشتی چرا؟

اگر به درون خود نگاه کنیم، دوست داریم که با چهره زیبا به جامعه گام نهیم . گاه دوست داریم در صورت خود دست ببریم; ولی وجدان آگاه، ما را از آن باز می دارد; چرا که ما خداوند جمیل را دوست داریم و در بیش تر وقت ها، آدمی هر که را دوست داشته باشد سعی می کند به حرفش گوش کند . خداوند ما را از آرایش های ظاهری زننده در ملا عام باز داشته و آن را تنها در موارد خاص مجاز شمرده است .

درباره آراستگی و زیبایی سخن بسیار است . هر یک از نعمت های خداوند جلوه ای از زیبایی او است که اگر با چشم زیبا بین به آن نگاه کنیم، در می یابیم .

زیبایی زیبا است اگر چه ساده و بی آلایش باشد; و اگر چه تنها با مشتی آب و نگاه در آینه و لباس تمیز و آراسته پدید آید . در هر صورت، ما باید خود را به زیبای مطلق و یگانه برسانیم نه چیز دیگر .

زهرا عموئی - الاهیات - اصفهان

 

آرایش و آراستگی; زندگی جاودان

اجازه دهید پاسخ به شما را با یک سؤال که کمی ذهنم را قلقلک می دهد و شاید به مطالب بعدی نیز ربط نداشته باشد، شروع کنم . همه ما می دانیم انسان ذاتا موجودی اجتماعی است، اما آیا مقبولیت ما و رضایت دیگران این ارزش را دارد که زندگی را بر خلاف میل باطنی خود سخت بگیریم؟

انسان ها، به خصوص ما جوان ترها، مایلیم زیبا و آراسته باشیم; زیرا انسان فطرتا زیبا دوست و زیبا جو است; «و انه لحب الخیر لشدید .»

اما چطور زیبایی؟ زیبایی چهره و قامت و لباس تو مرا مجذوب خویش می کند . پیراستن و آرایشت بر این جاذبه می افزاید; اما چقدر و برای چه مدت؟ پویایی آن زیبایی در ذهن من و پایایی آن برای تو تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟ به هر حال محدود است و برای ما که زندگی جاودان داریم بسیار اندک . ما می توانیم جاذبه ای نامحدود و پایدار برای خود بیافرینیم و آن زیبایی و آراستگی روح بیکران و پایدار ما است . اگر برای خودمان اهمیت و ارزش قائل باشیم، علاوه بر ظاهر مرتب و پاکیزه - که آیینمان اسلام هم بدان سفارش می کند - باید به دنبال پیرایش (حذف و اصلاح زوایه و اسباب ناخشنودی و ناخوشایندی) و آرایش (به همراه آوردن خوبی ها و اسباب لذت روحی) روانمان نیز باشیم .

نزد خودمان بماند، علم، دینداری، تواضع، بخشایش و سخاوت، مهربانی و شجاعت و در یک کلام، خوش اخلاقی، برایمان روح انگیز، شادی بخش و لذت آفرین تر است یا . . . ؟

علیرضااطهمی - عمران - آزاد اسلامی شاهرود

 

زیبایی را به زیبایی معنا کنید

اگر یک روز به طبیعت برویم و سر سبزی آن جا را تماشا کنیم و آبشار بلندی که آب زلالش را در معرض نمایش گذارده و پرندگان کنار آن را که به آواز خوانی مشغولند، ببینیم حتما زیبایی اش برایمان خاطره انگیز می شود . اگر به انسان زیبایی برسیم، با چشمانی دلربا و ابروانی دلکش و قامتی رعنا، از مصاحبت با او شادمان می گردیم . اگر به ابیات موزون و پر معنایی دست یابیم، از خواندنش احساس لذت می کنیم . چنین است که سعدی ها و حافظها می میرند، اما آثارشان از آن ها تابلوهایی زیبا بر ذهن ها و دیوارهای سنگی حک می کند . اگر به طرحی زیبا که توسط نقاشی هنرمند ترسیم شده، بنگریم حتما فطرت زیبا پسندمان بر دستان پرتوانش آفرین خواهد گفت . خلاصه در این جهان همه چیز زیبا است، چون خالقش زیبا است; «ان الله جمیل و یحب الجمال .» اما اگر افق تفکراتمان از چهار دیوار مادیات و محسوسات فراتر رود، مسلما زیبایی را طور دیگری هم می توانیم معنا کنیم . عفت برای جوانی که در اوج شهوت به سر می برد و کام گرفتن از دلربایان بر او امری سهل است، نوعی زیبایی است; پس یوسف (ع) زیبا است، صبر یک زن که در یک روز ناله های سوزناک مادر را می شنود و روز دیگر پدر را غرق در خون می بیند و برادر را سر بریده و خونین جگر می یابد، زیبا است; پس زینب زهرا (س) زیبا است . سکوت یک مرد غیور و شجاع به خاطر مصلحت اسلام زیبا است; پس علی (ع) زیبا است . بیایید، بالاتر از جسم و ماده بیندیشیم . زیبایی را در نگاه های پاک جوان بیابیم، زیبایی را در ایثار و عطا کردن ترسیم کنیم، زیبایی را در شهامت و از خود گذشتگی تفسیر کنیم، زیبایی را در دستان پاک مجسم کنیم، زیبایی را در غیرت و همت انسان ها بدانیم . زیبایی شاید در خنداندن دخترکی یتیم باشد . زیبایی شاید عطوفت و مهربانی بر دل شکسته ای باشد، زیبایی شاید ترحم به ضعیف ستم کشیده ای باشد، زیبایی شاید هم کلام شدن با پیرمردی رانده شده باشد، زیبایی شاید پاک کردن اشک بیچاره ای باشد، زیبایی شاید کمک به فقیری باشد و خلاصه زیبایی شاید . . . . آنچه در زیبایی قطعی است، این است که شما زیبایید فقط باید زیبایی را به زیبایی معنا کنید; ان شاء الله تعالی .

سکینه رجبی کهریزی - پرستاری - علوم پزشکی همدان

 

معیار زیبایی در فرهنگ خودی

احمده استتماما لنعمته و استسلاما لعزته و استعصاما من معصیته » (نهج البلاغه، خطبه 2)

شاید تا کنون بارها و ساعت ها جلوی آینه ایستاده ایم و هر بار مثل بار قبل وقتی از جلوی آینه می خواستیم کنار برویم، در آخرین لحظه از خود پرسیده ایم چهره ام چگونه است؟

راستی زیبایی چیست که انسان ها این قدر برای رسیدن به آن تلاش می کنند . این زیبایی که گاه به نقاشی ها بیش تر شباهت دارد و صورت انسان را شبیه بوم نقاشی می کند و زمانی با صرف مقدار زیادی پول و وقت به وسیله جراحی پلاستیک حاصل می شود، چقدر ارزش دارد؟

این انسان که آفریده خدا است و از آب حیات نوشیده است، چرا گاهی گمان می کند زشت است یا قشنگ نیست؟ آیا واقعا آدم ها ارزش خود را می دانند که تا این حد به زیبایی توجه می کنند؟ واقعا بعضی مواقع از خودم سؤال می کنم زیبایی چیست؟ بعد با کلی کلنجار رفتن با پاسخ های گوناگون تا حدودی قانع می شوم:

بعضی ها فکر می کنند زیبایی جزئی از شخصیت گم شده فرد است; یعنی گمشده درونی خود را در زیبایی پیدا می کنند . بعضی این زیبایی گمشده را در چهره و صورت زیبا می دانند و بعضی در اخلاق و منش و طبع زیبا!

واقعا روزی که خدا انسان را آفرید، به او عشق ورزید و این آفرینش را به خودش احسنت گفت: «و تبارک الله احسن الخالقین » . در حدیث قدسی هم آمده است: «خدا دوست داشت که شناخته شود به همین خاطر انسان را خلق کرد .» این موجود قدسی و ملکوتی اصلا مال این دنیا نیست . برای همین گاه با نارضایتی فریاد می زند:

از چه فرود آمدیم بار کنیم این کجاست

گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا

آدم ها گاه فراموش می کنند چقدر ارزش دارند .

امروز وقتی صحبت از عشق می شود، زود یاد عشق هایی می کنیم که اصلا عشق نیستند . هر چه باشند، عشق نیستند . وقتی سه عنصر عشق، ایمان و محبت با هم می آمیزند و با زیبایی ترکیب می شوند زیباترین و مقدس ترین مفهوم عالم شکل می گیرد . وقتی از جوانان می پرسیم زیبایی چیست، بعضی فکر کنند زیبایی یعنی یک رنگ، یک نوع چهره، یک نوع قیافه . . .

این واقعا زیبایی نیست . شاید یکی از مظاهر وجودی انسان چهره و جمالش باشد; اما همه اش نیست; چون زیبایی امری نسبی است که در انسان های مختلف فرق می کند . اگر یک اصل بود، حتما خداوند به گونه ای قرار می داد که انسان ها برایش تلاش کنند و هر کس با زحمت بیش تر سهم فزون تری از آن به دست آورد .

حال که زیبایی موهبتی خدا دادی است، پس شناخت حد و مرز و وظیفه انسان در قبال زیبایی تکلیف است . البته زیبایی هم در هر فرهنگ مفهومی خاص دارد . این جا ایران است و در فرهنگ ایرانی زیبایی همراه با حفظ مقدسات دینی و فرهنگ و عرف ارزش دارد .

عرف همیشه آخرین امر است; ولی مقدسات هر جامعه ای درصدر آن جامعه .

امین حکاکی - الهیات - کاشان

 

مفسران زیبایی

انسان طبعا و فطرتا زیبایی را دوست دارد; لذا با دیدن تناسب ها، رنگ ها و . . . که خود از ارکان زیبایی است، شاد می گردد; برای مثال، در زمان جاهلیت، یکی از دلایل گرایش افراد به اسلام، زیبایی کلام و فصاحت و بلاغت نهفته در کلام الله بوده است; چون در آن زمان و کلا در میان اعراب، سخنوری و شاعری متداول بود و آن ها با شنیدن آیات وحی متوجه می شدند این کلام، کلام بشر معمولی نیست . عده ای هم به همین دلیل پیامبر را - العیاذ بالله - ساحر می خواندند . پس اصل زیبایی در اسلام نهی نشده و اصولا اسلام با افراط و تفریط مخالف است .

اما مطلب مهم آن است که امروزه زیبایی را با بی عفتی اشتباه می گیرند .

انسان، برای پرسش، باید سراغ شخصی رود که در زمینه سؤال وی اطلاعات کافی دارد . در مورد این که زیبا کیست و معنای زیبایی چیست، باید سراغ زیبایی مطلق رفت که خود زیبا است و زیبایی را دوست دارد . خداوند بزرگ که عین زیبایی است، در قرآن به مردان و زنان توصیه هایی فرموده که با پیروی از آن از ورطه هلاکت و گرداب بی عفتی رهایی می یابیم . رجوع به سیره ائمه اطهار (ع) و روایات آنان، باعث می گردد در طرز تفکر خود تاملی نو کنیم .

علی عسگری - مهندسی مواد - آزاد اسلامی نجف آباد

 

زیبایی، درک حقیقت

اگر آدمی به چشم است و زبان و گوش و بینی

چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

حقیقت، معلمی ترشرو و کم سخن و سخت و لابه ناپذیر است که هرگز گناه را بر کسی نمی بخشد; و عجب آن که با این همه سختی و بد رویی پر از محبت و زیبایی است; دائم خود را به ما نشان داده، می خواهد در چشم ما جا داشته باشد تا خطا نکنیم; ولی فکر «من » زیبایی را سودا می کند .

دانستن زیبا است; چون حقایق در آن آرمیده است . البته وقتی دانستن را برای پیروزی در میدان رقابت و به دست آوردن ثروت و احترام فزون تر می خواهیم، جمال ندارد . از فکر آن که مبادا از رقبا کم تر آموخته باشیم یا مبادا قدر علم ما ناشناخته ماند و چندان که باید جیب ما از نقد آکنده و دلمان از نوازش شاد نگردد، هراسان می شویم و آنچه فهمیده ایم چون سوزنی که در خاطر جاداده باشیم، جانمان را ریش می کند .

اگر به قصد تفریح هر چه بتوانیم دانش بیندوزیم و به قصد مطالعه و تفریح به همنوعان خود نیکی و خدمت کنیم و در برابر آن که به جای نیکی بدی روا می دارد، بی هیچ خشم و اندوهی در پی کشف علت بر آییم، باور نمی کنید زندگانی خوش تر و زیباتر می گردد؟ هر گاه از بازی زندگی زحمتی دیدیم، تقصیر نفس است که من را در بازی دخالت داده . هر وقت که بیکار نشسته، دچار غم باشیم، گناه عقل است که زیبایی ها را درک نمی کند و ما را بیکار گذاشته . خردمندی زیبایی است و خردمند کسی است که هرگز رنجور نشود . عقل سلیم باید هزار اسباب کار برای ما حاضر داشته باشد تا هرگاه روزگار سببی را از دستمان گرفت، با اسباب زیبای دیگر مشغولمان سازد . عاقل آن است که در هر جا و حالی شادمان به کاری مشغول و از فکر خوشبختی محال آزاد باشد . کشف حقایق زیبا است و فهم تمام زیبایی های عالم، ما را به حقیقت مطلق و در نهایت زیبایی مطلق یعنی وجود حق تعالی می رساند . این مسیر به خوشبختی می پیوندد و خوشبختی - اگر ممکن شود - همین است .

نجمه صمدی - کشاورزی - آزاد اسلامی خوراسگان

 

حریم آرایش

آرایش و زیبایی چگونه باید باشد؟ باید به گونه ای باشد که چشم ناپاک را به دنبالت نکشد، عفتت را به خطر نیفکند و ارزش انسانیت را حفظ کند .

زهرا خدابخشی - بهداشت محیط - علوم پزشکی یزد

 

پایبندی به حدود الهی

آراستگی و متانت با زیبایی و در معرض عموم قرار دادن آن فرق دارد . آراستگی یعنی پایبندی به حدود الاهی، نظم، ترتیب و تمیزی در پوشش . بعضی پا را فراتر می نهند و با ظاهری مصنوعی در انظار ظاهر می شوند .

لازم نیست زیبایی های یک فرد در معرض دید همگان باشد . اگر این طور باشد، نه خودش آسایش دارد نه دیگران . این عذاب دنیوی است و عذاب اخروی را که همه می دانیم . انسان باید بداند که در همه حال تلاشگر است چه در راه خیر باشد چه باطل; «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه » پس چه بهتر که در راه خیر قدم گذارد، آن را بپیماید و رنج این راه را تحمل کند; «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة . . . .»

بی تردید پیمودن راه باطل نیز رنج دارد; چون باید مواظب باشد که همواره زیبایی ظاهری اش را حفظ کند .

انسان باید همواره این شعر سعدی را به خاطر داشته باشد .

صورت زیبای ظاهر هیچ نیست

ای برادر سیرت زیبا بیار

صدیقه معصومی - فیزیوتراپی - علوم پزشکی ایران

 

زیبایی، در گذر زمان

زیبایی یعنی رهایی از هر آنچه رنگ دگرگون به خود گرفته است و پیراستگی از آنچه به جهل بر ما تحمیل کردند . امروزه زیبایی و آراستگی از ارزش به ضد ارزش تغییر ماهیت داده است . هر آنچه در گذشته زیبا بود، امروز زشت و هر آنچه در زمانی نه چندان دور پسندیده بود، امروز نکوهیده است . زیبایی یعنی ساختن صورتکی نقاشی شده از رنگ های کمپانی های استکباری برای سردرگم ساختن اندیشه های پریشان و بی برنامه ای که از تنهایی به ستوه آمده اند و از بیکاری به جان . زیبایی یعنی صورت های گریم شده آغشته به انواع عطرها که هوش از دل نیازمند غریزه می رباید و آرامشش را به غوغایی بد فرجام تبدیل می کند; صورت هایی که جواز گرفتار آمدن در دام های بلای پهن شده توسط دیگران است . این جا است که می توان حربه تبدیل ارزش به ضد ارزش را شناخت و راه تهاجم فرهنگی را نشانه گذاری کرد .

آری، هر آنچه که روزی نه چندان دور ارزش به شمار می آمد، امروز لباس ضد ارزش پوشیده است . گاه دلتنگی ها عرصه را بر اندیشه ناتوانم تنگ می کنند . چگونه می توان این همه تفاوت را باور کرد؟ از خود می پرسم آن سال های یکرنگی و زیبایی کجارفت؟ آن پیر جماران چگونه امروز بر ما نظری نمی افکند؟ گویا رؤیا بود و باز انگشت حسرت می گزم و افسوس می خورم .

تصویری متین با پرسشی بس عمیق در پشت جلد پرسمان توجهم را جلب کرده است . هر چند فرصت زیادی باقی نمانده و من نیز در تنگنای کمبود وقت گرفتارم; چند روزی است این سؤال ذهنم را به خود مشغول کرده است و دلم می خواهد آنچه را مدت ها در دل تلنبار کرده ام، بر کاغذ آورم . شاید در کنار این سؤال شما، صدها سؤال بی جواب من و امثال من نیز پاسخی بیابند . با این پرسش شما، به سال های ابتدای انقلاب بر می گردم . به روزهایی که ارزش ها واقعی بود نه ریا و عقیده ها ایمانی راستین و بر آمده از دل نه ابزاری برای دستیابی به موقعیت های اجتماعی . به آن روزها که لباس سپید و توردار نو عروسان انقلاب، مانتو و شلوار یا کت و دامنی بود به رنگ روشن و متعارف و معقول نه چندان بلند که جاروی زمین باشد و نه چندان کوتاه که محرک بینندگان .

فریبا ابراهیم زاده - مامایی - علوم پزشکی گیلان

 

مد جاودانه

بهتر نیست ما که نسل انقلابیم، میراث امامانمان را که ساده زیستی است حفظ کنیم، بکوشیم خود را به صفات عالی الاهی آراسته کنیم؟ محبت، تقوا، ایثار، شهادت و پاسداری از حق لباس هایی هستند که من به شما قول می دهم هرگز از مد نمی افتند . با جامه ای از تقوا، کفشی از نوع دوستی و محبت، روسری ای از حریر تخت های بهشت و عطری از عطرهای بوستان آل محمد (ص) همیشه تیپ روز باشید .

سمیه صابری - شهید باهنر کرمان

 

آرایشی که آراستگی نیست

بی شک موفقیت یا شکست ما در ارتباط اجتماعی در مقیاسی وسیع به نگاه هایی که به ما دوخته می شود، ارتباط دارد . البته موفقیت در ارتباطات شخصی به عوامل متعدد دیگری نیز وابسته است و چیزهای زیادی هستند که انسان از توان اصلاح و تغییر شایسته آن ها برخوردار است .

از آن جا که دوست داشتن زیبایی و زیبا و آراسته بودن در ذات بشر است . این امر از ابتدا تا کنون به شکل های گوناگون در جامعه انسانی نمود داشته است . متاسفانه در جامعه اسلامی ما این موضوع به درستی جا نیفتاده و دختران و حتی پسران از وسایل آرایشی به نحو صحیح استفاده نمی کنند . آن ها با آرایش های آن چنانی، خود را در بین عموم انگشت نما می کنند و در نظر مردم کوچک و بی ارزش می سازند .

آراستگی بحثی جدا از زیبایی نیست; زیرا فرد آراسته، زیبا به نظر می رسد . دختران و پسران ما می توانند با بهره گیری درست از امکانات آرایشی و بهداشتی خود را پاکیزه و زیبا نشان دهند . آن ها باید به این مهم توجه داشته باشند که آرایش های رکیک آراستگی شمرده نمی شود .

سهیلا قیصوند - زراعت و اصلاح نباتات - ایلام

 

اعتدال مرز آراستگی

اگر در بهار به صحرا برویم و آن صحنه زیبا و دل انگیز را که از هر گوشه اش آثار زندگی نمایان است، بنگریم و در پاییز هم به همان صحرای سر سبز گام بگذاریم، آثار مرگ را در هر گوشه اش می یابیم .

همه انسان ها روزی کودک و همچون غنچه شکفته اند . بعد جوان می شوند، همچون گلی پر طراوت; و سپس پیر و ناتوان می گردند، همچون گل های پژمرده و خشکیده . بنابراین، همه زیبایی ها پایدار نیستند . مخصوصا زیبایی های ظاهری که ممکن است با یک اتفاق کاملا از بین بروند . پس چه خوب است انسان خود را با زیبایی های پایداری مثل اخلاق پسندیده بیاراید . به گواهی روان شناسان، حس زیبایی یکی از چهار بعد روح انسانی است که به ضمیمه حس نیکی، حس دانایی و حس مذهبی ابعاد اصلی روان آدمی را می سازند . زیبایی های ادبی، صنایع ظریفه و هنر به معنای واقعی مولود این حس است . بدون شک بعد زیبایی در حیات بشر نقشی مؤثر دارد، لذا باید به گونه ای صحیح و سالم و دور از هر گونه افراط و تفریط و اسراف و تبذیر اشباع گردد . آن ها که غرق در تجمل پرستی و انواع زینتند، همان گونه گمراهند که افراد خشک و مخالف هر گونه زینت; زیرا یکی در طرف افراط جای دارد و مایه نابودی سرمایه ها و فاصله طبقاتی و کم رنگ کردن معنویات است و دیگری در طرف تفریط و خمودی و رکود .

به همین دلیل، اسلام به استفاده معقول و غیر مسرفانه توصیه کرده است; مانند بهره گیری از لباس های خوب، عطر، سنگ های قیمتی و مانند آن; به ویژه برای زنان که روحشان به زینت نیازمندتر است .

تا آن جا که تاریخ نشان می دهد، انسان همیشه لباس می پوشیده است; البته در طول تاریخ لباس ها فوق العاده متنوع و متفاوت بوده است . در گذشته لباس بیش تر برای حفظ بدن از سرما و گرما و زینت و تجمل مورد استفاده قرار می گرفت و جنبه ایمنی اش در درجه بعد قرار داشت; اما در زندگی صنعتی امروز، نقش ایمنی لباس و جنبه حفاظت آن در بسیاری از رشته ها در درجه اول اهمیت قرار دارد . فضانوردان، ماموران آتش نشانی، کارگران معادن و غواصان و . . . برای حفظ خود در برابر خطرها از لباس های مخصوص استفاده می کنند .

وسایل تولید لباس در عصر ما به قدری متنوع شده و توسعه یافته است که با گذشته اصلا قابل مقایسه نیست . متاسفانه در عصر ما، جنبه های فرعی و حتی نامطلوب و زننده لباس به قدری گسترش یافته که فلسفه اصلی اش را تحت الشعاع قرار داده است .

مساله مد گرایی در لباس، ثروت های زیادی را به کام خود فرو می کشد و قسمت مهمی از وقت و نیروی انسانی را بر باد می دهد .

از تاریخ زندگی پیامبر اسلام و سایر پیشوایان بزرگ استفاده می شود که آن ها با مساله تجمل گرایی در لباس سخت مخالف بودند تا آن جا که در روایتی می خوانیم: هیئتی از مسیحیان نجران خدمت پیامبر اسلام رسیدند در حالی که لباس های ابریشمین بسیار زیبا که تا آن زمان در اندام عرب ها دیده نشده بود، بر تن داشتند . هنگامی که سلام کردند، پیامبر (ص) سلامشان پاسخ نگفت و حتی حاضر نشد یک کلمه با آن ها سخن گوید . از امام علی (ع) در این باره چاره خواستند و علت روی گردانی پیامبر را جویا شدند . امام علی (ع) فرمود: «من فکر می کنم باید این لباس های زیبا و انگشترهای گران قیمت را از تن بیرون کنند و سپس خدمت پیامبر برسند» . آن ها چنین کردند . پیامبر (ص) سلامشان را پاسخ داد; با آن ها سخن گفت و فرمود: «سوگند به خدایی که مرا به حق فرستاده است، نخستین بار که این ها بر من وارد شدند، دیدم شیطان نیز همراه آن ها است .» (1)

در مورد استفاده از انواع زینت ها، اسلام حد اعتدال را رعایت کرده است . نه مانند بعضی ها استفاده اعتدال آمیز از زینت و تجمل را مخالف زهد و پارسایی می داند و نه مانند تجمل پرستان، غرق شدن در زینت و تجمل و تن دادن به هر عمل نادرست برای رسیدن به این هدف نامقدس را درست می شمارد .

در اسلام، استفاده کردن از زیبایی های طبیعت، لباس های زیبا و متناسب و به کار بردن انواع عطرها مجاز بوده، حتی به آن توصیه نیز شده است; برای مثال در تاریخ زندگی امام حسن مجتبی (ع) می خوانیم وقتی برای نماز بر می خاست، بهترین لباس هایش را می پوشید . پرسیدند: چرا بهترین لباستان را می پوشید؟

فرمود: «خداوند زیبا است و زیبایی را دوست دارد . به همین جهت، برای راز و نیاز با پروردگارم لباس زیبا می پوشم . او دستور داده است که هنگام رفتن به مسجد زینت خود را برگیرید .» (2)

و در حدیثی دیگر می خوانیم: یکی از زاهدان ریایی به نام «عبادبن کثیر» با امام صادق (ع) رو به رو شد . امام لباسی زیبا بر تن داشت . عباد گفت: تو از خاندان نبوتی و پدرت لباس ساده می پوشید، چرا چنین لباسی پوشیده ای؟ آیا بهتر نبود لباسی کم اهمیت تر می پوشیدی، امام فرمود: «وای بر تو عباد! چه کسی روزی های پاکیزه و زینت هایی را که خداوند برای بندگانش آفریده حرام کرده، است؟» (3)

سمیه شریفی چافجیری - مدیریت بازرگانی - پیام نور رودسر

 

در جست وجوی سیرت زیبا

زیبایی این ابهام را در ذهن تداعی می کند که زیبایی صورت یا سیرت . همه انسان ها زیبایند . خداوند زیبا است و زیبایی را دوست دارد و هیچ مخلوق زشتی را پدید نیاورده است . این که در زیبایی یا زشتی افراد نظرهای گوناگون وجود دارد، به سلیقه های متفاوت انسان ها باز می گردد . پس زیبایی و آراستگی به سیرت و اخلاق انسان مرتبط است . این اخلاق و سیرت است که صورت را زیبا یا زشت جلوه می دهد .

ما وقتی می توانیم اخلاق و سیرت زیبا داشته باشیم که:

1- بسیار صبور باشیم . 2- با خداوند انس گیریم . 3- از مطالب و دستورهای قرآن بهره گیریم . 4- خشمگین و عصبانی نشویم . 5- حسود نباشیم . 6- به دیگران زور نگوییم . 7- غیبت نکنیم و از حضور در مجالس غیبت خودداری کنیم . 8- همه را دوست داشته باشیم . 9- دیگران را با خود یکسان ببینیم و معیار تفاوت و برتری را ایمان و تقوا بدانیم . 10- از دیگران طلبکار نباشیم .

نفیسه یوسف شوردزی - علوم تربیتی - آزاد اسلامی خوراسگان

 

مرزهای زیبایی

ساختمان روحی انسان چنان است که طالب زیبایی است و از درک زیبایی لذت می برد . از زیبایی های محسوس در طبیعت و زیبایی های موجود در نثر و نظم تا زیبایی های معنوی مانند گذشت، انصاف، بزرگواری، تقوا، شجاعت، پاکی و . . . . همه این ها که به ظاهر و باطن انسان ها ارتباط دارند، محترمند . هر انسانی آزاد است و اختیار دارد که خود را بیاراید و زیبا جلوه دهد . این آزادی را به هیچ وجه نمی توان از فردی گرفت و هیچ کس حق ندارد به دیگری بگوید چرا زیبا هستی یا زیبا می پوشی . البته چگونه زیبا بودن مهم است و باید حد و مرزی برای آن مشخص کرد . وجود زیبایی ها در زندگی فردی از عوامل مؤثر در شکل گیری شخصیت انسان به شمار می آید . شخصیتی که جز معدل کل امتیازات و صفات عالی فرد چیزی نیست .

درک این که انسان چگونه باید باشد و کدام نوع زیبایی را بپسندد، به تفکر فرد و فرهنگ جامعه ای که در آن زندگی می کند، بستگی دارد . چه بسیارند افراد به ظاهر با تقوایی که بدون شناخت درست ایدئولوژی اسلامی با فطرت های انسانی برخورد غلط دارند و سبب می شوند مردم برداشتی نادرست از فرهنگ خودی یافته، برای درک حقیقت به فرهنگ دیگر روی آورند; در حالی که بالاترین و زیباترین زیبایی ها به مکتب اسلام اختصاص دارد و عالی ترین و وصف ناپذیرترین زیبایی ها در آیات قرآنی مشاهده می شود .

زیبا بودن تا موقعی که به صفتی زشت مثل خود نمایی تبدیل نشود، ارزشمند است و باید به آن ارج نهاد .

محمدرضا خیراندیش - فارغ التحصیل رشته برق الکتروتکنیک

 

پی نوشت ها:

1 . سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج 2، ص 504 (ماده لبس) .

2 . وسائل الشیعه، حر عاملی، ج 3 .

3 . همان .


منبع : پايگاه حوزه
  2745
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

زندگینامه حضرت معصومه(س)
از فاطمه ای که معصومه بود
وفات حضرت فاطمه معصومه (س)
سفارش امام حسن عسکری (ع) به شیعیان
اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
امام زمان (عج) فريادرس انسان‏‌ها
راز ورود حضرت فاطمه معصومه (س) به شهر قم
چرا امام علی علیه السلام حکومت را پذیرفت؟
ویژگی‌‏های حضرت معصومه (س)
 مختصری از زندگي نامه حضرت معصومه (س) را بیان کنید؟ 

بیشترین بازدید این مجموعه

هفت نمونه‌ از احیای مردگان در کلام قرآن
تقوا در روايات‏
یا لیتنی های قرآن
ولايت اميرالمؤمنين (ع) جلوه تام ربوبيت تشريعى
شکر گزاری در قرآن
جوانان و محبت اهل بیت (ع)
ولادت حضرت فاطمه معصومه(س)
نقش کودکان در بالندگی حماسه عاشورا
راز سر به مهر سوره "یاسین"
اختلاس از اموال خداوند، ممنوع!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز