فارسی
يكشنبه 18 خرداد 1399 - الاحد 15 شوال 1441
  766
  0
  0

حكمت در معرفى انسان كامل‏

پوشيده نماند كه انسان كامل را به اسامى مختلفه مى خوانند و از وجهى و مناسبتى مسمى به اسمى مى نمايند.

چون از عالم حقايق خبر مى رساند جبرئيلش گويند و چون از معارف و مكارم به طالبان رزق بخش است ميكائيلش نامند و چون مريدان را از معاد و بازگشت آگاه مى كند اسرافيلش خوانند و چون قطع تعلق نفس اماره از شهوات جسمانى نمايد عزرائيلش دانند.

آدمش گويند كه معلم طالبان راه هداست و نوحش گويند كه نجات دهنده از طوفان بلاست، ابراهيمش خوانند چرا كه از نار هستى گذشته و نمرود خويش را كشته و خليل حضرت حق گشته.

او را موسى نيز گفته اند كه فرعون هستى را به نيل نيستى غرق نموده و در طور قربت اللّه در مناجات است.

و نيز خضر نام كرده اند كه آب حيوان عالم لدنى خورده و به حيات جاودانى پى برده و نيز الياس لقب نهاده اند كه غريق بحر ضلالت را به ساحل نجات دلالت مى نمايد.

داود زمان نيز مى گويند كه جالوت نفس را به قتل رسانيده و خليفة اللّه شده، لقمان نيز گويند زيرا كه حكيم الهى است و او را بر حقيقت اشيا آگاهى است.

افلاطون نيز نامند زيرا كه طبيب نفوس و در تشخيص امراض باطنى مانند جالينوس است.

سليمان وار زبان مرغان داند، عيسى كردار مرده را زنده گرداند، امامش نيز گويند زيرا كه پيشواى مقتديان طريقت است و اهل طاعت و عبادت حقيقت، مقلد آن و پيروان اويند.

جام جهان نمايش نيز خوانند، چرا كه اسرار هستى در او پيدا و عالم كون و فساد بر رأى صائبش هديه است.

و اكسير اعظمش گويند، چرا كه اكسيروار وجودش كمياب و نحاس قلب اهل حواس از مساسش زرناب است.

گوگرد احمرش نيز خوانند كه وجدان وجودش مشكل و طالبان كيمياى معرفت را از عدم تحصيلش خون در دل است.

هاديش لقب كرده اند كه گم گشته گان در بى خبرى و غفلت را به شهرستان دانايى و آگاهى هدايت مى كند.

مهديش نام نهاده اند كه دجّال جهل و شهوت را گردن مى زند «1»، اين است موقعيت و مقام انسان كه حكما و عرفا در مقام بيانش برآمده اند و چه پر ارزش گوشى كه اين مقامات را بشنود و صاحبش براى آراسته شدن به اين حقايق با تمام وجود بكوشد و در اين راه از سر و جان بگذرد.

جامع علوم عقليه و نقليه اميرحسين بن عالم بن الحسن الحسينى الهروى در بيان مقام با عظمت انسان فرموده:

اى قطره تو غافلى زدريا

 

در جوى تو مى رود هويدا

آيينه هر دو عالمى تو

 

بنديش كه با كه همدمى تو

اى صورت خوب و زشت با تو

 

هم دوزخ و هم بهشت با تو

در برج تو ماه و آفتاب است

 

ليكن پس پرده سحاب است

فانى شو اگر بقات بايد

 

بگذر ز خود ارخدات بايد

     

گر مردن تو زتو تمام است

 

حشر تو هم اندرين مقام است

مردان كه ره خدا سپردند

 

در عالم زندگى بمردند

مردان همه اصل پاك دارند

 

نسبت نه به آب و خاك دارند

چون آب روند بى علايق

 

آميخته با همه خلايق

اين ره نه به خرقه و گليم است

 

اول قدمش دل سليم است

     

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  766
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز