فارسی
شنبه 21 تير 1399 - السبت 20 ذي القعدة 1441
  1251
  0
  0

صاحب خانه‌ای که نگذاشت دزد منزلش دست خالی بیرون رود!

صاحب خانه‌ای که نگذاشت دزد منزلش دست خالی بیرون رود!

حکایت است که دزدى به خانه احمد خضرویه آمد، در خانه او چیز قابل توجهى براى سرقت نیافت ، خواست با دست خالى از خانه احمد بیرون رود، بزرگوارى و عطوفت احمد مانع شد که دزد با دست خالى از خانه بیرون رود ، ندا داد : اى دزد ! راضى نیستم با دست خالى از خانه ام بیرون روى ! دلوى از آب چاه برگیر و غسل توبه کن ، سپس وضو بساز و مشغول نماز و توبه و استغفار شو ، شاید وسیله اى فراهم گردد که با دست خالى از خانه من نروى . چون افق روشن صبح دمید ، بزرگى صد اشرفى به عنوان هدیه نزد شیخ آورد ، شیخ آن صد اشرفى را به دزد داد و گفت : این پاداش ظاهرى یک شب عبادت و اخلاص توست . دزد را حالتى دست داد که از همه گناهان توبه کرد و روى به خدا کرد .

 

شیخ را گفتا که من دزدى سقط *** کرده بودم از جهالت ره غلط

یک شبى کز بهر او کردم نماز *** رستم از دزدى و گشتم بى نیاز

تا بدانى تو که اندر دو جهان *** نیست کس را با خدا هرگز زیان


منبع : پایگاه عرفان
  1251
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    حکایت خدمت به پدر و مادر
    خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
    سهولت عفو امام رضا(ع)
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
    داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
    وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
    توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد
    ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
    طلب مقام از حضرت رضا(ع)
    داستان تجارت دوست امام صادق‏ (ع)

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      داستان شعوانه و توبه‏
      تأخير اجابت دعا
      زن بدكاره‏ در خانه عابد
      من تا هستم همينم
      محروم ماندن از سعادت ابدى‏
      رعايت حلال و حرام‏
      دنيايى كه به آب و بولى از دست مى‏رود
      عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز