فارسی
سه شنبه 17 تير 1399 - الثلاثاء 16 ذي القعدة 1441

  1343
  0
  0

تواضع حضرت سلیمان

تواضع حضرت سلیمان (ع)

سلیمان (علیه السلام) ، داراى چنان حشمت و جلال و عظمتى بود که او را در این زمینه هم پایه اى نبود ، ولى به اندازه اى متواضعانه و باانصاف رفتار مى کرد که حتّى مورى ناتوان هم مى توانست او را محاکمه کند و حقّ طبیعى خود را از سلیمان دریافت دارد .

روزى مورى روى دستش به حرکت آمد ، سلیمان مور را از روى دستش برداشت و بر زمین گذاشت ، سلیمان مانند همه فکر نمى کرد که مور بر او اعتراض کند و وى را مورد بازخواست قرار دهد ، ولى تواضع و عدالت و ضعیف نوازى سلیمان کار را به جایى رسانیده بود که مور لب به سخن گشوده عرضه داشت : این خودپسندى چیست ؟ این بزرگ منشى چیست ؟ مگر نمى دانى من بنده خدایى هستم که تو نیز بنده او هستى ؟ از نظر بندگى خدا چه تفاوتى میان من و توست که تو با من چنین رفتارى کردى ؟

سلیمان ، از صراحت گویى مور متاثر شد . آرى ، دچار اضطراب و تاثر شد که اگر روز قیامت با چنین بیانى در پیشگاه حق محاکمه شود چه باید کرد . همین اضطراب و تاثر او را از حال طبیعى خارج ساخت ; وقتى به حال آمد فرمان داد مور احضار شود .

شاید شما فکر کنید مور را احضار کرد تا به جرم صراحت لهجه گرفتارش کند و او را از زیر شکنجه و آزار قرار دهد ! ولى سلیمان مرد خداست ، داراى مقام نبوت است ، به همه حسنات اخلاقى آراسته است و کمالات انسانى در او جلوه گر است . او از صراحت گفتار مور خوشحال شد و از این که زیر دستانش این همه آزادى دارند که حتى مثل مورى جرات اعتراض دارد ، خرسند گردید .

سلیمان از مور پرسید : چرا با چنین صراحت لهجه سخن گفتى و چرا اینگونه اعتراض کردى ؟

مور گفت : پوست و گوشت و اندام من ضعیف است ، شما مرا گرفتى و به زمین افکندى و دست و پا و بدنم در فشار قرار گرفت و مرا ناراحت کرد و این برخورد سبب شد تا من بر تو اعتراض کنم .

سلیمان گفت : چون تو را به زمین افکندم و سبب ناراحتى ات را فراهم ساختم و دچار شکنجه ات کردم از تو عذر مى خواهم ، یقیناً من این کار را از روى قصد و غرض بدى انجام ندادم و چون قصد بدى در کار نبود جاى عذر دارد بنابراین از تو معذرت مى خواهم .

آرى ، سلیمان با آن جلال و حشمت وقتى مى بیند اندکى از حدود اخلاق ، پا فراتر گذاشته ناراحت مى شود و از طرف مقابلش گرچه مورى ضعیف است عذرخواهى مى کند !!

مور گفت : من از تو گذشت مى کنم و از این کارى که کردى چشم پوشى مى نمایم به شرط این که روى آوردنت به دنیا از روى شهوت و میل نباشد ، ثروت و مال دنیا را براى رفاه و آسایش هم نوع خود بخواهى ، غرق در خوش گذرانى و اسراف نشوى ، آن چنان دچار خوشى لذت نگردى تا ملت بى نوا را از یاد ببرى ، هر درمانده و وامانده اى از تو کمک و یارى طلبید به او یارى رسانى .

سلیمان که قلب پاکش مملو از مهربانى و محبت و لطف و عنایت به زیردستان بود ، شرایط مور را متواضعانه پذیرفت و مور هم از سلیمان درگذشت(69) .

بزرگان نکردند در خود نگاه *** خدا بینى از خویشتن بین مخواه

بزرگى به ناموس و گفتار نیست *** بلندى به دعوى و پندار نیست

تواضع سر رفعت افرازدت *** تکبر به خاک اندر اندازدت

به گردن فتد سرکش تندخوى *** بلندیت باید بلندى مجوى

زمغرور دنیا ره دین مجوى *** خدا بینى از خویشتن بین مجوى(70)

  1343
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
    داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
    وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
    توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد
    حکایت خدمت به پدر و مادر
    ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
    طلب مقام از حضرت رضا(ع)
    داستان تجارت دوست امام صادق‏ (ع)
    فروش خانه همسایه امام صادق(ع)
    من آرزو داشتم که این جعفر مثل امام جعفر صادق بشود!

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
      جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
      چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      من تا هستم همينم
      سخط الهى‏
      در این دنیا چه چیز مرا كفايت مى‏‌كند؟
      اين سهم حق برادر توست
      شايد برنگردد

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز