فارسی
يكشنبه 14 آذر 1400 - الاحد 1 جمادى الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
375
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

روش پاكان در زندگى‏

 

نوشته : حضرت استاد حسین انصاریان


وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللّهِ بقره (2): 207

 

دستورات اخلاقى خداى متعال به پيامبر اكرم (ص)

پيامبر عزيز اسلام علاوه بر اين كه از سوى خدا در قرآن مجيد توصيه به حسنات اخلاقى شده، در غير قرآن هم از جانب حق به حسنات اخلاقى سفارش شده است، چنان كه در روايتى مى فرمايد:

أوصَانِى رَبّى بِتِسعٍ: أوصانِى بِالإخلاصِ فِى السرّ وَالعَلانِيَةِ، وَالعَدلِ فِى الرّضا وَالغَضَبِ، وَالقَصدِ فِى الفَقرِ وَالغِنى، وَأن أعفُوَ عَمّن ظَلَمَنِى، وَأعطِىَ من حَرَمَنى، وَأصِلَ مَن قَطَعَنى، وَأن يكونَ صَمتى فِكراً، وَمَنطِقى ذِكراً، وَنَظَرى عِبراً «1»

. پروردگارم مرا به نه چيز سفارش فرمود: سفارش كرد به اخلاص در نهان و آشكار، و عدالت در حالت رضا و غضب، و ميانه روى در هنگام فقر و ثروت، و اين كه ببخشم آن كس را كه بر من ظلم كرد، و عطا كنم به آن كه مرا محروم داشت، و صله ى رحم كنم با آن كه از من قطع رحم كرد، و اين كه سكوتم فكر، و سخنم ذكر، و نگاهم ديده ى عبرت باشد.

براى توجه بيشتر به اين سفارشات و درك كردن معانى و مفاهيم با ارزش اين توصيه هاى گرانبها از زبان ائمه ى اطهار عليهم السلام به توضيح مختصر هر يك از اين وصايا مى پردازيم.

 

اخلاص

باارزش ترين و مفيدترين و نجات بخش ترين عمل مؤمن، عملى است كه با هيچ هدفى جز به دست آوردن خشنودى حق انجام نگيرد و مايه ى آن جز رضاى خدا چيزى نباشد و مدح و مذمت مردم در انجام يا تركش اثر نداشته باشد و از هر جهت خالص و بى غل و غش و پاك از همه ى شوائب براى خدا انجام گيرد.

مؤمن بايد با به كارگيرى معرفت و بصيرتش و با به ميدان آوردن اراده و همتش و با مواظبت كامل از رفتار و منشش پيوسته زبان قال و عملش به پيشگاه پروردگارش اعلام كند:

«إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» «2».

بى ترديد نمازم و همه ى عباداتم و حيات و مرگم فقط براى خدا، پروردگار جهانيان است.

عبادت كننده بايد اين حقيقت را به خود تلقين كند كه: كدام چرخ در آسمان ها و زمين به اراده ى مردم مى چرخد، كدام فعل و انفعالات در عرصه ى هستى به خواست مردم انجام مى گيرد، كدام موجود به اراده ى مردم به وجود مى آيد و مى ميرد، كدام كليد از كليدهاى بهشت و دوزخ به دست مردم است كه من عبادت و كار خيرم را براى خوشايند آنان و جلب نظرشان انجام دهم؟!

اخلاص ورزيدن در همه ى كارها بويژه عبادت و طاعات از آثار سودمند فراوانى برخوردار است از جمله: رساندن انسان به مقام قرب و سبب پذيرفته شدن اعمال و نجات از دوزخ و راه يافتن به بهشت و به خصوص باز شدن چشمه هاى حكمت از قلب و جارى شدنش بر زبان، چنان كه حضرت رضا عليه السلام از پدرانش از پيامبر اسلام روايت كرده است:

مَا أخلصَ عبدٌ للَّهِ عَزّ وَجلّ أربَعين صَباحاً إلّاجَرَت يَنابِيعَ الحِكمةِ من قَلبِهِ عَلى لِسانِه «3»

. بنده اى چهل روز نسبت به خدا اخلاص نورزيد مگر اين كه چشمه هاى حكمت از قلبش بر زبانش جارى شد.

اسماعيل بن يسار مى گويد: از حضرت صادق عليه السلام شنيدم مى فرمود:

إنّ رَبَّكُم لَرَحيمٌ، يَشكُرُ القلِيلَ؛ إنّ العبدَ لَيُصلِّى الركعتَيْنِ يُريدُ بِها وجهَ اللَّهِ فَيُدخِلهُ اللَّهُ بِه الجَنّةَ «4»

. همانا پروردگارتان مهربان است، عمل اندك را پاداش مى دهد، عبد دو ركعت نماز به خاطر خشنودى خدا به جا مى آورد، خدا به سبب آن او را وارد بهشت مى كند.

حضرت امام جواد عليه السلام فرمود:

أفضلُ العِبادَةِ الإخلَاص «5»

. برترين عبادت اخلاص است.

و نيز حضرت امام عسكرى عليه السلام فرمود:

لَو جَعلْتُ الدُّنيا كُلَّها لُقْمَةً وَاحِدةً ولَقَمْتُها من يَعبُدُ اللَّهَ خَالِصاً لَرَأَيْتُ أنِى مُقَصِّرٌ فى حقِّهِ «6»

. اگر همه ى دنيا را يك لقمه كنم و آن را در دهان كسى كه خدا را خالصانه عبادت مى كند بگذارم فكر مى كنم در حق او كوتاهى كرده ام!!»

حضرت صديقه ى كبرى فاطمه ى زهرا عليها السلام مى فرمايد:

مَن أصعَد إلى اللَّهِ خالِصَ عِبادَتِه، أهبَط اللَّهُ عزّ وجلّ إليه أفضلَ مَصلَحَتِهِ «7»

 كسى كه عبادت خالصش را به سوى خدا بالا فرستد، خداى (عز و جل) برترين مايه ى شايستگى و صلاحيت او را به سوى او فرود آورد.

 

سفارش پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به معاذ

پيامبر در ضمن روايتى بسيار مفصل، به معاذ بن جبل براى خالص شدنش سفارشاتى دارند كه دانستنش بر همه ى مؤمنان واجب است. در بخشى از آن روايت به معاذ مى فرمايد:

زبانت را از بدگويى به برادران دينى ات و قاريان قرآن قطع كن، گناهانت را بر عهده ى خود گير، بر عهده ى برادران دينى ات بار مكن، با زشت گويى از ديگران خود را از عيوب پاك مدار، با پايين بردن برادرانت خود را بالا مبر، با كارهايت ريا مكن، با امور دنيايى و مادى آخرت نمايى نداشته باش، در نشست و برخاستت فحش مده كه به خاطر اخلاق بدت از تو بپرهيزند، در حالى كه كسى نزدت قرار دارد درِ گوشى با كسى حرف نزن، بر مردم تكبّر نورز كه همه ى خوبى هاى دنيا از تو قطع مى شود، وحدت مردم را به پراكندگى نينداز كه سگان دوزخ پاره پاره ات خواهند كرد....

معاذ مى گويد به پيامبر خدا گفتم: چه كسى طاقت اين خصلت ها را دارد؟

فرمود: معاذ بر كسى كه خدا بر او آسان گيرد آسان است «8».

در هر صورت اخلاص در نيت و عمل چه در پنهان و چه در آشكار از توصيه هاى بسيار مهم حضرت حق به رسول باكرامت اسلام و به همه ى امت است.

 

معناى اخلاص

هنگامى كه انسان در زندگى اش نسبت به همه ى امور، خدا را مورد نظر قرار دهد و هر كار پسنديده اى را بدون توجه به مردم و تنها براى طلب خشنودى خدا انجام دهد، خورشيد اخلاص از افق قلبش طلوع مى كند و اين اخلاص به هر كارى كه انجام مى دهد، ارزشى فوق العاده مى بخشد و آن را به نقطه ى قبولى حق مى رساند و سبب ورود انسان به حيات طيّبه در دنيا و ورود به بهشت و رضوان الهى در آخرت مى گردد.

براى اين كه بدانيم آيا اخلاص در دل ما ظهور كرده است يا نه، بايد تعريف و ستايش و مذمت و سرزنش مردم را نسبت به كار مثبت خود ملاك و معيار قرار دهيم، اگر از تعريف و ستايش مردم خوشحال شويم و از مذمت سرزنش آنان رنجيده خاطر گرديم هنوز به مقام اخلاص دست نيافته ايم، و اگر ستايش و سرزنش مردم براى ما تفاوتى نداشته باشد و هر ستايش و سرزنشى نسبت به حال ما يكسان باشد به توفيق حق به نقطه ى اخلاص رسيده ايم.

امام صادق عليه السلام در اين زمينه روايت بسيار جالب و كلامى حكيمانه به اين مضمون دارند:

لَا يصيرُ العَبدُ عَبداً خالِصاً للَّهِ عَزّ وَجلّ حتّى يَصيرَ المَدحُ وَالذمُّ عِندَه سَواءٌ؛ لِأَنّ المَمدوحَ عِند اللَّهِ (عَزّ وَجلّ) لَايصيرُ مَذموماً بِذمِّهِم وَكَذلِكَ المذمومُ، فَلَا تَفرَحْ بِمدحِ أحدٍ؛ فَإنّه لَايزيدُ فِى منزِلَتِك عِندَ اللَّهِ (عَزّ وَجلّ) وَلَا يُغنيكَ عَن المَحكومِ لَك وَالمَقدورِ عَلَيك «9»

. هيچ بنده اى به مقام اخلاص، نسبت به بندگى خداى (عزّ و جلّ) نايل نمى شود مگر اين كه مدح و ستايش و مذمّت و سرزنش نزد او يكسان گردد، زيرا انسانى كه نزد خدا مورد ستايش است با مذمت مردم مذموم نمى شود و كسى كه نزد خدا مذموم است با مدح مردم ممدوح نمى گردد، هرگز به مدح مردم شادمان مشو، زيرا مقام و منزلتت را نزد خدا نمى افزايد و آن حكم و مقدرى را كه درباره ى تو لازم شده از تو برطرف نمى كند.

مخلصين آن چهره هاى برجسته اى هستند كه با معرفت كامل راه زندگى را طى مى كند و با مقيد كردن هوا و شهوت به قيود الهى و ملكوتى عمر خود را با عمل كردن به دستورات و فرمان هاى حق مى گذرانند و ديگران را هم با نفس پاك و دم الهى خود به حقايق دعوت مى كنند.

از پيام سليمان به ملكه ى سبا استفاده مى شود كه آن حضرت بر اساس اخلاص و مقام نبوت خود، به ملكه ى سبا اعلام مى كند كه هم اكنون برخيز و بيا، من پيامبرم و كارى جز عمل به فرمان هاى حق و سر نهادن به پيشگاه ربّ و دعوت به سوى خدا ندارم، من عامل مقيّد كردن هوا و شهوت به قيود الهيه ام نه شهوت پرست. اگر شهوتى دارم بر آن چيره ام نه اين كه اسير شهوت زيبارويان باشم، ريشه ى وجودى ام مانند ابراهيم خليل و ديگر پيامبران بت شكنى است.

اگر روزى گذر ما به بتكده افتد، نه تنها به بت سجده نمى كنيم بلكه بت در آن معبد پيش پاى ما به سجده مى افتد.

آرى، چنين است آن چهره ى برجسته ى اخلاص و عمل، محمد صلى الله عليه و آله و سلم و آن برده ى هوا و شهوت، ابوجهل، هر دو گام به بتخانه گذاشتند ولى تفاوت زيادى است ميان آن دو گام!

پيامبر اسلام قدم در بتخانه گذاشت و بت ها همگى در برابرش روى زمين افتادند، در حالى كه ابوجهل از اعماق جانش براى سجده ى بر بت ها سر به زمين ساييد.

اين جهان كه نام ديگرش شهوت سراست بتخانه اى است كه آشيانه ى هر دو گروه متضاد پيامبران و كفّار است، با اين تفاوت كه شهوت، برده ى پاكان اولاد آدم است، چنان كه آتش طلا را نمى سوزاند تا تبديل به خاكسترش كند هم چنان شهوت نمى تواند پاكان اولاد آدم را بسوزاند و تباهشان سازد «10».

 

اخلاص بى نظير امام مخلصان

دشمنان خدا و پيامبر و مخالفان حق و حقيقت هنگامى كه از متوقف كردن دعوت رسول اسلام مأيوس شدند، تصميم گرفتند از چهل قبيله ى پرقدرت عرب چهل نفر را براى كشتن پيامبر استخدام كنند تا در تاريكى شب دزدانه به خانه ى حضرت هجوم برند و او را از ميان بردارند تا قريش براى خونخواهى از آن حضرت نتواند در برابر چهل قبيله مقاومت كند و در نتيجه آن خون پاك و پرقيمت پايمال گردد.

پيامبر اسلام از جانب حضرت حق مأمور به هجرت شد. داستان هجرت و اجتماع كافران را براى كشتنش با على عليه السلام كه در آن زمان بيش از بيست سال از عمر مباركش نگذشته بود در ميان گذاشت و از او دعوت كرد كه براى حفظ حالت طبيعى خانه در بسترش بخوابد تا او بتواند از مكه به مدينه برود و دعوتش را براى نجات مردم از كفر و شرك و گناه و فساد ادامه دهد.

على عليه السلام جانش را نثار خدا كرد و وجودش را به طاعت خدا فروخت و براى بذل كردن خون مباركش براى رهايى پيامبر از شرّ دشمنان اعلام آمادگى كرد.

او با اين نيت در بستر پيامبر آرميد. دشمنان خانه را محاصره كردند و منتظر فرصت ماندند تا ناجوانمردانه به آن بستر هجوم كنند و نيت شوم خود را عملى سازند.

اگر چنين داد و ستدى اتفاق نمى افتاد، تبليغ دين ناتمام مى ماند و جان پيامبر در معرض خطر قرار مى گرفت و براى هميشه چراغ دين خاموش مى شد و حسودان نابكار و دشمنان غدّار به اهداف شوم خود دست مى يافتند!

دشمنان، اوّل طلوع سپيده به خانه هجوم بردند. وقتى على را ديدند كه در برابر آنان مقاومت كرد پراكنده شدند و از كشتن او منصرف شدند؛ تدبيرشان نابود شد و خانه ى خيالات باطلشان فرو ريخت و به يأس و نااميدى دچار گشتند و آرزوهايشان بر باد رفت. پيامبر به سلامت به مدينه رفت و امور دين نظام گرفت و چراغ اسلام ابدى شد و بناى ايمان به استوارى رسيد و شيطان به بند شكست افتاد و كافران و مشركان خوار شدند و اين فضيلت و كرامت- كه احدى را در عالم هستى در آن شركت نيست- براى اميرالمؤمنين حضرت على عليه السلام ثبت شد و اين آيه ى شريفه براى نشان دادن اخلاص آن امام مخلصان نازل گشت «11»:

«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ» «12».

كس ديگر از مردم براى جشن خشنودى خدا جان خويش را فدا كند. خدا بر اين بندگان مهربان است.

در اين بيع وشرا وخريد وفروش وداد وستد، فروشنده اميرالمؤمنين عليه السلام، خريدار خدا، جنس جان، و قيمت نه بهشت بلكه رضا و خشنودى خدا بود و شايد معناى «وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ» اين باشد كه من با آفريدن على و اين كارى كه او در آن شب انجام داد زمينه ى استوارى دين و رساندن رحمتم را براى شما فراهم آوردم! و از طريق وجود على راه نجات از مهالك و جاده ى رسيدن به سعادت ابد را براى شما آماده ساختم.

 

اخلاص بنا كننده ى مسجد گوهرشاد

اين مسجد در زمان شاهرخ ميرزا به وسيله ى زنى باكرامت كنار حرم حضرت امام رضا عليه السلام ساخته شد. شبانه روز چند هزار نفر در آن نماز واجب و مستحب مى خوانند و صدها نفر از مواعظ و سخنرانى هايى كه عالمان ربّانى ايراد مى كنند استفاده مى نمايند، و ده ها نفر كنار كرسى فقه و اصول و تفسير علماى بزرگ بهره ها مى برند و ميليون ها نفر به هنگام ازدحام زائران رو به حرم حضرت رضا در آن مكان شريف زيارت مى خوانند و اين همه حكايت از اخلاص سازنده ى آن دارد؛ زيرا اگر اخلاص او نبود اين همه سود معنوى از آن چشمه ى زلال ملكوتى جارى نمى شد.

 

جوشش اخلاص از پاكدلى گمنام

عالمى بزرگوار و صاحب نفسى بردبار برايم حكايت كرد: اهل خيرى، كريم بزرگوارى مسجدى را در محلّى مورد نياز بنا كرد و آن را براى اقامه ى نماز و مجالس مذهبى آماده نمود، ولى از اين كه آن را بر اساس علاقه اش به جاى گليم و موكت مفروش به فرش هاى قابل توجه كند به خاطر كمبود مال بازماند.

خادم مسجد گفت: شبى به منزل يكى از اقوامم كه فاصله اى بسيار دور با مسجد داشت مهمان بودم، به خاطر گذشتن وقت نتوانستم به مسجد بازگردم، نزديك اذان صبح جهت آماده كردن مسجد براى نماز جماعت به مسجد بازگشتم، ديدم به جاى قفل درب زنجيرى به آن بسته شده، به نظرم آمد دزدى به مسجد زده و آنچه را توانسته برده، وقتى وارد مسجد شدم و چراغ ها را روشن كردم ديدم تمام محوطّه ى نمازخانه با فرش هاى دست بافت شهر مشهد مفروش شده و چندين جعبه و كارتن كه محتوى انواع ظروف جهت پذيرايى از چند صد نفر است در گوشه ى مسجد قرار دارد و نامه اى به اين مضمون روى يكى از جعبه ها نهاده شده: اى خادم! چند شب بود مسجد را زير نظر داشتم تا شب گذشته ديدم مسجد را رها كردى و رفتى، با استمداد از حق تمام شبستان را فرش كردم و اين ظروف را براى مصرف در مجالس مذهبى محرم و صفر و افطار ماه رمضان آوردم؛ اگر بخواهى مرا بشناسى كه كيستم و از كجايم، قيامت از محضر حق بپرس، اگر صلاح بود مرا معرفى مى كند، اگر صلاح نبود معرفى نمى نمايد و من اين كار را در دنيا فقط براى رضاى محبوب انجام دادم و بس!!

اخلاص، مرتفع ترين قله ى معنويت

قرآن مجيد مردم را از نظر عقايد و اعمال به چهار دسته تقسيم كرده است: مؤمن، مشرك، كافر، منافق.

مؤمن انسانى است كه باورهايش بر اساس حق و اعمالش پاك و همراه با نيت صادقانه و براى هميشه اهل نجات و سعادت است.

مشرك انسانى آلوده باطن است كه باورهايش شرك آلود و اعمالش ناخالص است، و اگر توبه نكند براى هميشه دچار شقاوت و عذاب اليم است.

كافر موجودى است كه باورهايش بر اساس گمان باطل و خيال فاسد و اعمالش شيطانى و براى هميشه اگر به خدا رجوع نكند بدبخت و خوار و اهل آتش است.

و منافق آلوده قلبى است كه از نظر قرآن از مشرك و كافر بدتر و عذابش دردناك تر و منزلتش از همه ى موجودات پست تر است. ولى قرآن مجيد مى گويد اگر منافق توبه ى واقعى كند و مفاسد گذشته اش را اصلاح نمايد و به خدا تمسّك جويد و عبادتش را براى خدا خالصانه انجام دهد از گروه مؤمنان محسوب خواهد شد و به اجر عظيم خواهد رسيد.

«إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيراً* إِلَّا الَّذِينَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ اعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَ أَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَ سَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْراً عَظِيماً» «13».

بى ترديد منافقين در گودترين و پست ترين جايى از آتش دوزخند، و براى آنان ياورى نخواهى يافت، مگر كسانى كه توبه كنند، و ظاهر و باطن خود را اصلاح نمايند و به خدا تمسّك ورزند، و عبادتشان را براى خدا خالص نمايند، اينان در نتيجه با مؤمنان خواهند بود، و خدا به زودى مؤمنان را پاداش بزرگ خواهد داد.

 

با خالصان باش

خداى متعال از اين كه ثروتمندان و صاحبان مال و جاه و زر و زيور نمى پسندند پيامبر بزرگ اسلام با فقيران مؤمن و تهيدستان پاك دل و خالصان مطيع حق نشست و برخاست داشته باشد و آنان را در محضر مباركش بپذيرد، اظهار نفرت كرد و خواسته ى بى جاى آنان را مردود شمرد، و در آيه اى بسيار بسيار مهم وظيفه ى پيامبر عزيز اسلام را در رابطه با آن چهره هاى نورانى و آن آلوده دلان بيان داشت:

«وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً» «14».

با آنان باش كه پيوسته پروردگارشان را در شب و روز عبادت مى كنند و تنها خشنودى و رضاى او را مى خواهند و ديده از آنان برمگير و روى از آنان برمتاب و از كسى كه دلش را از قرآنم و يادم بى خبر كرده ام و هواى نفسش را پيروى مى كند و سراسر زندگى اش زياده روى است پيروى مكن.

 

خدا و شيطان

پيامبر بزرگ اسلام در روايتى بسيار باارزش آنچه خوبى از انسان صادر مى شود و شرايط لازم در آن جمع است خالص و پاك براى خدا مى داند و آنچه زشتى از آدمى سر مى زند گرچه صورتى حق به جانب داشته باشد از شيطان به حساب مى آورد؛ او مى فرمايد:

يَا أيُّها النّاسُ إنَّما هُو اللَّهُ وَالشَّيطانُ وَالحقُّ وَالبَاطِلُ وَالهُدَى وَالضَّلالَةُ وَالرُّشْدُ وَالغَىُّ وَالعاجِلَةُ وَالآجِلَةُ وَالحَسناتُ وَالسَّيِّئاتُ، فَما كَانَ مِن حَسَناتٍ فَللَّهِ وَما كَانَ مِن سَيِّئاتٍ فَلِلشَّيطانِ لَعَنهُ اللَّهُ «15»

. اى مردم خدا و شيطان و حق و باطل و هدايت و گمراهى و رشد و بيراهه، دنيا و آخرت، خوبى ها و بدى ها، پس آنچه از خوبى هاست براى خداست و آنچه از بدى هاست براى شيطان است كه لعنت خدا بر او باد.

 

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

 

(1)- تحف العقول: 36؛ بحار الانوار: 74/ 140، باب 7، حديث 8.

(2)- انعام (6): 162.

(3)- عيون اخبار الرضا: 2/ 69، باب 31، حديث 321؛ بحار الانوار: 67/ 242، باب 54، حديث 10.

(4)- بحار الانوار: 67/ 244، باب 54، حديث 16.

(5)- عدة الداعى: 233؛ بحار الانوار: 67/ 245، باب 54، حديث 19.

(6)- مجموعه ى ورام: 2/ 109؛ بحار الانوار: 67/ 245، باب 54، حديث 19.

(7)- عدة الداعى: 233؛ بحار الانوار: 67/ 249، باب 54، حديث 25.

(8)- فلاح السائل: 124؛ بحار الانوار: 67/ 248، باب 54، حديث 20.

(9)- سفينة البحار: 8/ 34، باب الميم بعد الدال، النهى عن المدح.

(10)- شرح مثنوى معنوى: 10/ 26.

(11)- جريان ليلة المبيت و نزول اين آيه شريفه در شأن حضرت اميرالمؤمنين على بن أبى طالب عليه السلام در مصادر شيعه و سنى به نحو اجمال يا تفصيل ذكر شده است: تفسير كبير (فخر رازى): 6/ 223؛ مجمع البيان: 2/ 390؛ تفسير عياشى: 1/ 101، حديث 292؛ تفسير برهان: 2/ 150؛ تفسير فرات: 65، حديث 32؛ تفسير قمى: 1/ 70؛ تفسير الميزان: 2/ 148؛ امالى طوسى: 446، حديث 996؛ روضة الواعظين: 1/ 104؛ ارشاد مفيد: 1/ 51.

(12)- بقره (2): 207.

(13)- نساء (4): 145- 146.

(14)- كهف (18): 28.

(15)- كافى: 2/ 15، باب اخلاص، حديث 2.

 

 

 مطالب فوق برگرفته شده از

کتاب : زيبائى هاى اخلاق 

 


منبع : پایگاه عرفان
375
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^