فارسی
يكشنبه 29 فروردين 1400 - الاحد 5 رمضان 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
157
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

رحمانیت و رحیمیت خداوند متعال

 

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

 

الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

بسيارى از اهل بصيرت و قرآن شناسان با حقيقت، و سالكان وادى معرفت، بر اين عقيده اند كه هيچ گونه تكرارى در قرآن مجيد وجود ندارد، آياتى كه شبيه يكديگرند هر يك در جاى خود حقيقتى خاص و معنائى ويژه را دنبال مى كنند كه با معناى آيه مشابهش تفاوت دارد.

مثلًا اين دو صفت در آيه شريفه بسم الله در رابطه با آغاز آفرينش جهان است، كه بدون سابقه ماده، و نقشه و ابزار، آن را به وجود آورد، و به لباس هستى آراست، و در گردونه نظم و حساب دقيقى كه بر آن حاكم است قرار داد.

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ: «1»

آرى، بخوان به نام پروردگارت كه دست آفريدن از آستين قدرت و حكمت، و بصيرت و علم و رحمانيت و رحيميت بيرون آورد.

چون به دقت به خيمه هستى و ساختمان آفرينش و كاخ خلقت بنگرى، وجودش و عناصرش، و همه ذراتش را معلول رحمت بى اندازه و مهربانى او مى بينى.

و اين دو صفت پس از آيه شريفه الحمدلله رب العالمين در رابطه با جلوه ربوبيت و پرورش دهندگى حضرت او تغذيه هر موجودى به تناسب وجودش، و تداوم دادن حيات او به ويژه انسان است.

انسانى كه از منزل رحم از طريق پرورش همراه با رحمانيت او رشد مى يابد، تا آماده ورود به دنيا شود، چون او را با بدرقه مهر و محبتش وارد دنيا مى كند باز جلوه ربوبيت و پرورش و تربيت تكوينى اش را از افق وجود طفل در كنار آغوش پر مهر مادر و پدر كه شعاع مهر بى نهايت اوست طلوع مى دهد، و از سفره رحمانيت خود طفل را با شير مادر كه شيره وجود مادر است و انواع مواد لازم را براى رشد طفل در خود دارد تربيت مى كند، تا تبديل به نوجوانى آراسته و مكلف شود، چون قدم در وادى تكليف و مسئوليت گذارد، رحيميت حضرتش به صورت قرآن مجيد كه درباره آن فرموده:

وَ إِنَّهُ لَهُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ. «2»

و به صورت نبوت پيامبران و به ويژه وجود مبارك پيامبر اسلام كه درباره او گفته:

وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ. «3»

و به صورت ولايت مطلقه امامام معصوم كه قرآن ناطق اند و يكى از دو ثقل يادگار پيامبر در ميان امت تا روز قيامت هستند و درباره آنان در لحظات آخر عمرش فرمود:

«انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى:» «4»

به هدايت و دستگيرى از او وارد ميدان حيات و زندگى اش مى شوند، مكلف اگر بر اساس آزادى و اختيار خود جلوه رحيميت حق را كه همان هدايت اوست بپذيرد و پاى بند ايمان و اخلاق و عمل صالح شود، و به تربيت تشريعى حضرت رحيم آراسته گردد، در دنيا به حيات طيبه مى رسد، و در آخرت از رحمت رحيميه كه پاداش ابدى و پاينده است بهره مند مى گردد، چنان كه حضرت صادق (ع) در حديثى به اين حقيقت اشاره فرموده است:

«و ان رحمة الله ثوابه لخلقه:» «5»

و بى ترديد رحمت خدا، پاداش او به بندگان است.

الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ  پس از الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ  نكته اى بسيار مهم را به مربيان و معلمان و پدران و مادران تعليم مى دهد و آن اين كه مربى لازم است تربيتش همراه با مهر و محبت و عاطفه و رحمت باشد؛ و در اين زمينه اخلاق تربيتى حضرت حق را نسبت به همه كسانى كه در دامن تربيت دارد مراعات نمايد.

از اميرالمؤمنين (ع) روايت است:

«الرحمن الرحيم ينفى بها القنوط عن خلقه فله الحمد:» «6»

با توجه دادن به اين دو صفت يأس و نااميدى و دل سردى را از بندگانش نفى مى كند، و به آنان يقين مى دهد كه من كه مالك و صاحب و رب و تدبير كننده امور شمايم، با رحمت و مهرم رزق و روزى مادى و معنوى ام را در اختيار شما مى گذارم، و گره مشكلات دنيائى شما را مى گشايم، و شما را از بيمارى ها شفا مى دهم، و در حادثه ها به شما نصرت و يارى مى دهم، و در قيامت پاداش زحمات و كوشش هاى شما را كه به عنوان طاعت و عبادت من صورت گرفته به طور كامل و بلكه بهتر از آنچه انجام داده ايد به شما عنايت مى كنم، و توبه شما را در برابر هر گناهى كه مرتكب شده ايد مى پذيرم، و اين همه مقتضاى ربوبيت من است، پس جا دارد كه بر ربوبيت من كه توأم با رحمانيت و رحيميت است با دل و جان و زبان به ستايش برخاسته و بگوئيد: «الحمدلله».

حضرت رضا (ع) به همه اين حقايق در ضمن دعا اشاره كرده اند، چنان كه شيخ صدوق با سلسله سند خود نقل مى كند كه: آن حضرت در دعايش مى گفت:

«رحمن الدنيا و الآخرة و رحيمهما:» «7»

اى خدائى كه رحمت رحمانيهات و رحمت رحيميهات فراگير دنيا و آخرت است.

عقل و دانش ما و علم و بصيرتمان در حدى نيست و به حدى نخواهد رسيد كه بتواند به دريافت شمار جلوه هاى رحميت حق چه جلوه رحمانيت و چه جلوه رحيميت نايل گردد.

آنچه در اين زمينه براى ما ميسر است نظر به حقايق و حوادثى است كه در دسترس ما قرار مى گيرد، و در حيطه عقل و دانش ما در مى آيد.

تماشاى جلوات رحمت فقط و فقط بر اساس شعاع ديد و عقل و علم و شنوائى ماست، و البته نمونه هائى كه دريافت مى كنيم نشان گر كلى حقيقت در پهن دشت هستى و در جهان ابدى است.

در اين صفات محدود، و با نوك قلم شكسته ام كه در برابر اقيانوسى بى كران از جلوه هاى رحمت قرار داد به چند نمونه در رابطه با مهر و رحمتش اشاره مى كنم، باشد كه متذكر رحمت بى نهايت او شويم، و از ستم بر خويش كه بر اثر كثرت گناه روا داشته ايم دست برداشته و با رحم كردن بر خود به عروةالوثقى توبه واقعى چنگ زنيم و خود را مستحق رحمت رحيميه او نمائيم.

 

1- راهى شگفت در رسانيدن روزى

خدمت عالى وارسته و فقيهى بزرگوار و عاشق دلباخته اهل بيت بودم، از كسى كه معاصر با شهيد راه حق آيت عظماى رب شيخ فضل الله نورى بود نقل كرد كه: شيخ شهيد فرمود: روزى چند تن از دوستانم مرا به صرف نهار در اطراف امام زاده داود واقع در دل كوه هاى مشرف به تهران و پشت به مازندران دعوت كردند.

دعوتشان را پذيرفتم و به آن منطقه رفتم، چند خيمه برپا بود، خيمه اى به عنوان آشپزخانه، خيمه اى براى پذيرائى از ميهمانان و خيمه اى براى استراحت خادمان و خدمتگزاران.

در خيمه اى كه ويژه ضيافت و پذيرائى از ميهمانان بود قرار گرفتم. هنگامى كه سفره غذا آماده شد، و ميهمانان مهياى صرف غذا گشتند؛ ناگهان اسب هاى قافله سر به چموشى برداشتند و با خيزش و پرش طناب خيمه ها را از جا كنده و خيمه ها را به چند متر آن طرف تر از جاى خود كشيده و خوابانيدند، و در نتيجه سفره غذا در فضاى آزاد قرار گرفت.

ناگهان كلاغى قوى از هوا به سوى سفره سرازير شد و يك قرص نان به منقار گرفت و به پرواز درآمد، من كه در اين حادثه شعاع حكمت مى ديدم به يكى از اطرافيانم گفتم با اسبى تيزرو كلاغ را دنبال كن و ببين اين قرص نان را كجا مى برد.

پس از ساعتى با مردى كه آثار زحمت و كار و كوشش از جبينش پيدا بود بازگشت و به آن مرد گفت: داستان خود را براى شيخ بيان كن.

مرد لب به سخن گشود و گفت: سه روز پيش از محل زندگى ام كه پشت اين كوه هاست جنسى را براى فروش در نزديكى تهران با مركب راهوارم حمل مى كردم، راهزنى در برابرم قرار گرفت، دست و پايم را بست، مركبم را با بار برد، من دست و پا بسته در ميان اين كوه بدون اين كه بتوانم بنداز دست و پايم برگيرم تك و تنها ماندم، در اين سه روز روزى يك بار كلاغى برايم قرص نانى مى آورد، و من با آن قرص نان سدّ جوع مى كنم!!

شيخ دستور داد مركبى به او بدهند، و او را با پرداخت درهم و دينارى كه بتواند مال به غارت رفته اش را جبران كند دلشاد و مسرور نمايند.

مرد را با مركبى ورزيده و كيسه اى پر از درهم و دينار به سوى خانه اش فرستادند و خودشان از جلوه رحمانيت حق كه روزى بخش به همه موجودات زنده است و اين مرد را در عين بسته بودن دست و پايش به وسيله كلاغى روزى مى رسانيد شگفتزده شدند!

آرى حضرت رب به همه مخلوقات و به ويژه انسان با ربوبيتش كه همراه با رحمت است توجه و نظر دارد، چنانكه از حضرت صادق (ع) روايت شده است:

«الرحمن بجميع خلقه:» «8»

 

2- راهى عجيب براى نجات از حادثه

ذوالنون مصرى مى گويد: در خانه بودم كه ناگهان اضطربى سخت قلبم را فرا گرفت، به صورتى كه نمى توانستم خود را حفظ كنم، و درونم را به آغوش امنيت قرار دهم، از خانه درآمدم و قدم زنان به حركتم ادامه دادم تا نزديك شط نيل رسيدم، عقرب قوى و بزرگى را ديدم كه در آن ناحيه به سرعت مى دويد، او را دنبال كردم تا به كنار نيل رسيد، در آنجا چشمم به قورباغه اى افتاد كه كنار وادى متوقف است، عقرب به پشت قورباغه پريد و قورباغه وارد آب شد و شناكنان حركت كرد، به قايقى سوار شدم و دنبال قورباغه رفتم، قورباغه به طرف ديگر رود رسيد، عقرب از پشت او فرود آمد و به سرعت شروع به دويدن كرد، او را دنبال نمودم، جوانى را زير درختى در حال خواب ديدم كه افعى خطرناك زهردارى قصد گزيدن او را دارد، عقرب به روى افعى پريد و او را گزيد، افعى هم به عقرب نيش زد و هر دو از بين رفتند و آن جوان در خواب رفته از خطر هر دو به سلامت ماند، «9» آرى به فرموده امام صادق (ع).

«الرحمن بجميع خلقه:»

 

مؤمن و رحمت خدا

در روايت است جوانى در آستانه مرگ قرار گرفت، در حالى كه زبانش از گفتن «لااله الاالله» بسته شد، اطرافيانش نزد پيامبر آمدند و حضرت را از مشكلى كه براى جوان پيش آمده بود خبر دادند، آن پيشواى رحمت كنار جوان آمد و شهادت به توحيد را به او تلقين كرد، او دچار اضطراب مى شد، و از گفتن باز مى ماند!

حضرت پرسيد آيا نماز نخوانده، روزه نگرفته، زكات نپرداخته؟ گفتند: همه اين امور را انجام داده است، فرمود آيا عاق پدر و مادر است؟ پاسخ دادند آرى! حضرت فرمود مادرش را بياوريد. مادرش كه پيره زالى كور چشم بود آمد، حضرت فرمود: آيا از او گذشت نمى كنى؟ گفت: نه زيرا به من در حدى لطمه وارد نموده كه چشمم از دست رفته!! حضرت فرمود: هيزم و آتش بياوريد، پيرزن گفت آتش براى چه مى خواهى؟ حضرت فرمود: مى خواهم او را در برابر تو به كيفر كارى با تو كرده بسوزانم!

پيرزن دو بار گفت: از او گذشتم، از او گذشتم، آيا من او را نه ماه در رحمم براى سوختن به آتش حمل كردم، آيا او را دو سال براى سوزانده شدن به آتش شير دادم، يا رسول الله پس مهر مادرى كجاست؟

مادر با مهر اندكى كه در دل نسبت به فرزند داشت، مهرى كه جلوه اى ناچيز از مهر و رحمت حضرت رب است از جوانش گذشت و به همين سبب زبان فرزندش در آستانه ورود به جهان آخرت به گفتن «لااله الاالله» باز شد، مهر و رحمت بى نهايت حق كه چشمه نامحدود همه مهرهاست كجا اجازه مى دهد مؤمنى كه شصت سال يا هفتاد سال يا كمتر يا بيشتر خدا را بندگى كرده، و اگر مرتكب گناهى شده به آغوش توبه درآمده به آتش قيامت بسوزد و از پاداش اعمالش محروم شود؟!! «10» در اين زمينه بيش از پيش به عمق گفتار حضرت رضا (ع) در ضمن دعايش به پيشگاه حق پى مى بريم:

«رحمن الدنيا و الآخرة و رحيمهما:» «11»

در اينجا مناسب است توجه همگان و به ويژه اهل خدا را به اين نكته ظريف جلب كنم كه چون بر اساس آيات قرآن مهر و رحمت حق بى نهايت و نسبت به كل شيئى فراگير و نيز بر خشمش كه در حقيقت عذاب اوست سبقت و پيشى دارد، بايد به هنگام دعا از حضرتش مناسب با رحمتش از او درخواست حاجت كنند و در اين زمينه به آيات و دعاهائى كه از اهل بيت رسيده و در آنها به همه تعليم داده اند كه از خدا چه بخواهيد توجه و دقت كنند، زيرا از رحمت بى نهايت، اندك خواستن اسائه ادب به حضرت رحمن و رحيم است، و با ادب دعا تناسب ندارد.

براى نمونه به برخى عناوين خواسته هائى كه از پيشگاه رحمن و رحيم به وسيله عارفان عاشقش درخواست شده اشاره مى كنم.

پروردگارا ما را در زمره صالحان و شايستگان درآور، «12» پروردگارا از عالم بالا براى ما سفره اى پر از نعمت نازل كن، «13» پروردگارا به ما خير و خوبى دنيا و آخرت عنايت كن، «14» پروردگارا بر ما صبر و استقامت فرو ريز و قدم هايمان را در صراط مستقيمت و جهاد در راهت ثابت و استوار بدار، و بر كافران پيروز كن، «15» پروردگارا قلوب ما را پس از اين كه هدايتمان نمودى از انحراف و ضلالت، و ميل به سوى باطل حفظ فرما، «16» پروردگارا گناهان ما را بيامرز، و زشتى هاى ما را بپوشان، و جان ما را در حالى كه همراه با نيكان باشيم بگير. «17» اعضا و جوارحم را براى به كار گرفتن در خدمتت نيروبخش، و دلم را براى عزيمت به سوى حضرتت قوى و محكم گردان، و كوشش در به دست آوردن خشيت از عظمتت را به من عطا فرما، و دوام در پيوستن به خدمتت را به من عنايت نما، تا با جسم و جان در ميدان هاى پيشتازان به سويت به حركت آيم، و در گروه شتابندگان به سويت بشتابم. و به سوى بارگاه قربت در زمره مشتاقان غرق شوق گردم، و همانند نزديك شدن مخلصان به تو نزديك شوم، چون ترس يقين كنندگان از تو بيم ورزم، و در جوار رحمتت با مؤمنان گردآيم. «18»

انوار معرفتت را براى ما كامل كن، و شيرينى عفو و گذشتت و لذت آمرزشت را به ما بچشان، و قلوب ما را روز لقاءت به وسيله تماشاى جلال و جمالت با ديده باطن شاد فرما، و عشق دنيا را چنانكه از دل شايستگان برگزيده ات و نيكان ويژه حرميت بيرون بردى از دل ما بيرون بر، به مهربانيت اى مهربان ترين مهربانان. «19» خدايا دورى گزيدن از خانه غرور را كه خانه دنياست روزى من كن و دل دادن به خانه جاودان را رزق من قرار ده، و پيش از فرا رسيدن مرگ استعداد براى آن را نصيب من فرما. «20» خدا فروتنى فروتنان واقعى را از تو درخواست دارم، و نيز اخلاص اهل يقين، و همراهى با نيكان، و شايستگى درك حقايق ايمانى، و بهره از هر نيكى و خوبى و سلامت از هر گناه، و مستوجب شدن به رحمتت و موجبات آمرزشت و رسيدن به بهشت و نجات از آتش را از تو خواهانم. «21» خدايا عقل كامل و مغز وزين و دل پاك و عمل بسيار و ادب شايان به من عنايت فرما. «22»

 

گوشه اى از روايات باب رحمت

پيامبر در رواياتى مى فرمايد:

«ان الله تعالى خلق مأة رحمة فرحمة بين خلقه يتراحمون بها و ادخر لاوليائه تسعة و تسعين:» «23»

بى ترديد خدا، صد رحمت به وجود آورد، يك رحمتش ميان آفريده هاى اوست كه به سبب آن به يكديگر مهر مى ورزند، و نود و نه رحمت را براى دوستان و اوليائش ذخيره كرد.

«ما خلق الله من شيئ الا و قد خلق له ما يغلبه و خلق رحمة تغلب غضبه:» «24»

خدا چيزى را نيافريد مگر اين كه در برابرش چيزى را آفريد كه بر آن چيره باشد، و رحمتش را به وجود آورد كه بر خشمش (كه عذاب اوست) غلبه دارد.

«اطلبو الخير دهركم كله و تعرضوا لنفحات الله فان لله نفحات من رحمته يصيب بها من يشاء من عباده:» «25»

در همه روزگارتان خواهان خير باشيد، و خود را در معرض نسيم هاى الهى قرار دهيد، براى خدا نسيم هائى از رحمتش مى باشد كه به هر كس از بندگانش بخواهد مى رساند.

مردى به رسول خدا گفت:

«احب ان يرحمنى ربى قال: ارحم نفسك و ارحم خلق الله يرحمك الله:» «26»

دوست دارم خدا به من رحم كند، حضرت فرمود به خودت و به خلق خدا رحم كن تا خدا رحمتش را نصيب تو نمايد.

حضرت سجاد فرمود:

«لا يهلك المؤمن بين ثلاث خصال: شهادة ان لا اله الا الله و شفاعة رسول الله و سعة رحمة الله عزوجل:» «27»

مؤمن ميان سه خصلت دچار هلاكت نمى شود: شهادت به وحدانيت خدا، اتصال به شفاعت رسول حق، و رحمت فراگير خداى عزوجل.

از رسول خدا روايت شده: چون گنه كاران مؤمن را به دوزخ برند، آتش بر آنان سرد شود تا هنگامى كه بيرون آيند، آنگاه خطاب الله بر فرشتگان آيد كه ايشان را به فضل و رحمت من به بهشت بريد كه درياى مرحمت و امتنان من بى كران، و فضل و احسانم بى پايان است.

و از اهل بيت روايت شده: چون روز قيامت رسد، حق تعالى همه اهل ايمان را يك جا گرد آورد و خطاب نمايد من از حقوقى كه بر عهده شما دارم گذشتم، شما هر حقى كه در ذمه يكديگر داريد بگذريد تا به بهشت درآئيد.

و نيز از رسول رحمت روايت است، چون روز قيامت شود بنده اى از اهل ايمان را حاضر كنند، خطاب آيد: نعمت مرا سر بار معصيت ساختى و چندان كه نعمت را بر تو افزودم تو بيشتر عصيان ورزيدى، عبد از شرمسارى معصيت سر در پيش افكند، خطاب عزت رسد كه: اى بنده من سر بردار، همان ساعت كه معصيت كردى من تو را آمرزيدم و قلم عفو بر سر آن كشيدم!!

و بنده اى ديگر را نزديك آرند، آن بيچاره به خاطر بسيارى معصيت سر به زير افكند و از شرمسارى به گريه آيد، خطاب الهى در رسد كه: اى بنده من آن روز كه گناه مى كردى و مى خنديدى تو را شرمسار نساختم، امروز كه خجالت مى كشى و گناه نمى كنى و زارى مى نمائى چگونه تو را عذاب كنم، گناهت بخشيدم و رخصت دخول بهشت دادم!! «28» غرق گنه نااميد مشو زدربار ما جج

كه عفو كردن بود در همه دم كار ما بنده شرمنده تو خالق بخشنده من بيا بهشتت دهم مرو تو در نار ما جدر دل شب خيز و ريز قطره اشكى جزچشم كه دوست دارم كند گريه گنهكار ما توبه شكستى بيا هر آنچه هستى بيا جاميدوارى بجو زنام غفار ما جاهل دلى درباره رحمن رحيم گفته: رحمان است به روزى دادن جانداران و رحيم است به آمرزش سيئآت مؤمنان. در روزى و رزق اعتماد به رحمانى او كن نه بر كسب خود، ولى كسب را مگذار تا كاهل نشوى، و در آمرزش گناهان بر رحيمى او اعتماد ورز نه بر عمل خود، اما عمل را ترك مكن تا غافل نشوى.

 

 

 

پی نوشت ها:

 

 

______________________________

 

(1)- علق 1.

(2)- نمل 77.

(3)- انبياء 107.

(4)- اكثر كتاب هاى حديث شيعه و سنى.

(5)- نورالثقلين ج 1، ص 11، حديث 52.

(6)- كشف الاسرار ميبدى ج 1، ص

(7)- نورالثقلين ج 1، ص 12، حديث 55.

(8)- نورالثقلين ج 1، ص 16، حديث 75.

(9)- تفسير كبير ج 1، ص 233.

(10)- تفسير كبير ج 1، ص 235.

(11)- نورالثقلين ج 1، ص 12، حديث 55.

(12)- مائده 84.

(13)- مائده 114.

(14)- بقره 201.

(15)- بقره 250.

(16)- آل عمران 8.

(17)- آل عمران 193.

(18)- بخشى از دعاى كميل.

(19)- بخشى از مناجات زاهدان مفاتيح الجنان ص 215.

(20)- از دعائى زين العابدين ع مفاتيح، ص 389.

(21)- از دعاهاى اميرالمؤمنين، مفاتيح ص 392.

(22)- از دعاهاى زين العابدين در زهنگام زيارت اميرالمؤمنين.

(23)- تفسير معين ص 1.

(24)- تفسير معين ص 1.

(25)- كنزالعمال حديث 31325.

(26)- كنز العمال، حديث 44154.

(27)- بحار، ج 78، ص 159.

(28)- تفسير فاتحة الكتاب يكى از دانشمندان پس از عصر فيض كاشانى، ص 70.

 

 مطالب فوق برگرفته شده از

 کتاب : تفسير حکیم ، جلد یک 


منبع : پایگاه عرفان
157
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

روزانه چقدر قرآن بخوانیم؟
سه روز آخر شعبان را از دست ندهیم!
فضیلت ماه مبارک رمضان
چه کسانی مورد رحمت خدا قرار نمی گیرند؟
گوشه‌‏اى از آثار روزه‏
راز سر به مهر سوره "یاسین"
هر جا کم آوردی، 100 مرتبه این ذکر را بگو
فدایی ولایت/ سالروز تولد حضرت ابوالفضل العباس علیه ...
آیه وفا
سه فرشته نجات یافته امام حسین(علیه السّلام)  

بیشترین بازدید این مجموعه

وهابیت و تخریب قبور متبرکه
حجاب، جاذبه یا دافعه
احادیث اخلاقی در فضیلت ماه مبارک رمضان
امام علي (ع) نمادي از انسان کامل
صدقه و انفاق در آیات و روایات
عواملی که باعث ترس از مرگ می شوند!
روزانه چقدر قرآن بخوانیم؟
فضيلت ها و رذيلت هاي معرفتي در روايات رضوي
بررسی ریشه ها و عوامل اسراف از دیدگاه قرآن و اهل بیت(ع)
موسی به دین خود، عیسی به دین خود!

 
نظرات کاربر

گزارش خطا