فارسی
چهارشنبه 12 آذر 1399 - الاربعاء 16 ربيع الثاني 1442

  99
  0
  0

پیامبر اکرم (ص) نماد اخلاق

 
هدف از بعثت پیامبران ایجاد اخلاق حسنه و نیکو بود ، حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیز به عنوان خاتم پیامبران مبعوث شد تا فضایل اخلاقی و خلقیات نیکو را تحقق بخشیده و رذایل اخلاقی را یادآور شود ، شک نیست یکی از مهمترین عوامل پیشرفت اسلام ، اخلاق نیکو و برخورد متین و ملایم آن حضرت با مردم بود . 
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) کاملترین انسان و بزرگ و سالار تمام پیامبران است. در عظمت پیامبر اسلام همین بس که خداوند متعال در قرآن آن حضرت را با « یا ایها الرسول » و « یا ایها النبى » مورد خطاب قرار داده و او را به عنوان انسانى الگو براى تمام جهانیان معرفى می کند ، حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به حق داراى اخلاقى کامل و جامع تمام فضایل و کمالات انسانى است. 
شک نیست یکی از مهمترین عوامل پیشرفت اسلام ، اخلاق نیکو و برخورد متین و ملایم آن حضرت با مردم بود . در طول زندگى او هرگز دیده نشد وقتش را به بطالت بگذراند . در مقام نیایش همیشه می گفت : « خدایا از بیکارگى و تنبلى و زبونى به تو پناه می برم » و مسلمانان را به کار کردن تشویق می کرد . 
او همیشه جانب عدل و انصاف را رعایت می کرد و در تجارت به دروغ و تدلیس متوسل نمی شد ، هیچ گاه در معامله سختگیرى نمی کرد ، با کسى مجادله و لجاجت نداشت و کار خود را به دیگری واگذار نمی کرد . 
پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) صدق گفتار و اداى امانت را قوام زندگى می دانست و می فرمود : این دو در همه تعالیم پیغمبران تأکید و تأیید شده است . در نظر پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) همه افراد جامعه ، موظف به مقاومت در برابر ستمکاران هستند و نباید نقش تماشاگر داشته باشند . 
محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) که خاتم الانبیا است در برابر کسانى که با وى مشاجره می کردند تنها به خواندن آیاتى از قرآن اکتفا می کرد و یا عقیده خویش را با سبکى ساده و طبیعى می فرمود و به جدل نمی پرداخت . 
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) چنان متواضع بود که تمام خودخواهان ، مغروران متکبران را به اعجاب وا می داشت . زندگی آن حضرت ، رفتار و خصوصیات اخلاقی وی ، محبت ، قدرت ، خلوص ، استقامت و بلندى اندیشه و زیبایى روح را الهام می بخشید . 
سادگى رفتار ، نرمخویى و فروتنی حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از صلابت شخصیت و جذبه معنویت وی نمی کاست . هر دلى در برابرش به خضوع می نشست و هر غرورى از شکستن در پاى عظمت زیبای او سیراب می شد . 
پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) علاوه بر این که ارزش هاى اخلاقى را بسیار ارج مى نهاد ، خود در سیره عملى برجسته فضایل اخلاقى و ارزش هاى والاى انسانى بود ، او در همه ی ابعاد زندگى با چهره اى شاد و کلامى دلاویز با حوادث برخورد مى کرد . 

تلاش برای تحقق انسانیت 

وجود رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) براى همه مردم مایه رحمت بود و هیچ کس را به سبب رنگ و جنس از شمول آن مستثنى نمی کرد . همه مردم نزد او روزى خور خداوند بودند . 
آن حضرت عموم مردم را به رشد و اعتلای انسانیت ، صلح ، گذشت و بخشش دعوت می کرد . از این رو ، مشاهده می کنیم که جنگ هاى او همگى براى اهداف والاى انسانى بوده و به منظور تحقق انسانیت انجام می شده است .

بخشایش و گذشت 

بد رفتارى و بى حرمتى به شخص خود را با نظر اغماض می نگریست ، کینه کسى را در دل نگاه نمی داشت و در صدد انتقام برنمی آمد . روح بلند آن حضرت عفو و بخشایش را بر انتقام ترجیح می داد . 
در جنگ احد با آن همه قصاوت و اهانتی که به پیکرعمویش حمزه روا داشته بودند و از مشاهده آن به شدت متألم بود ، دست به عمل متقابل با کشتگان قریش نزد و بعدها که به مرتکبین آن و از آن جمله هند زن ابوسفیان دست یافت ، در مقام انتقام برنیامد . 

اخلاق فرماندهى 

رسول اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) به اخلاقى آراسته بود كه خداوند او را چنين می ستايد : « وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُق عَظيم » . 
موصوف بودن به اين اخلاق ، از او يك فرمانده موفّق ساخته بود كه می توانست او را به مقصود رسانده و در بسيارى از جنگ ها پيروزى را براى او به ارمغان آورد . آن حضرت به تمامى مردم مهربان بود و در همه شرايط با لشكريان و مردم خود مدارا می كرد ، راستگويى امين ، وفادار به عهد و پيمان خود بود ، هنگام غضب خشم خود را فرو می برد و هنگام قدرت از مجازات چشم پوشيده و می گذشت . او بين مردم « صلح و دوستى » برقرار می ساخت و از آنان كينه ، دشمنى و فتنه را دور می كرد و هر كسى را در جايگاه خود قرار می داد . 
برجسته ترين صفات عقلى آن حضرت عبارت بود از : تدبير ، تفكّر و دور انديشى . 
اين صفات در عملكردهاى او نمايان است . با تفكّر و انديشه در مورد وضع قوم او می توان فهميد كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) عاقلترين مردم جهان بوده است ؛ زيرا قومى را به رغم خشونت و تندى اخلاق و فخرفروشى و سخت خويی اى كه داشتند ، چنان تربيت و رهبرى كرد كه ، با همه اين اوصاف ، از حاميان جدّى او گشتند و همراه با او پرچم اسلام را برافراشتند و به جهاد برخاستند . 
رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) ، روش هاى جديدى را در جنگ ، حكومت ، مديريت ، سياست ، اقتصاد و مسائل اجتماعى به وجود آورد . 
در جنگ احزاب به كندن خندق پرداخت ، در غزوه حديبيّه با قريش مذاكره كرد و با انعقاد پيمانى به نتايج عملى آن ، كه بعدها نمايان شد ، دست يافت و به همين گونه در هر ميدان جنگى به ابتكارى جديد دست می زد كه او را در پيروزى بر دشمن يارى می كرد و آنان را از اقدامات و تاكتيك هاى خود در بُهت و سرگردانى فرو می برد . 
رسول اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) موفّق گرديد حاكميّتى از هر جهت با شكوه و محترم برپا دارد تا همه مردم از زعامت و رهبرى او بهره مند گشته و به اوامر او ، پس از رهايى از طاعت رهبران مختلف ، گردن نهند . 
دعوت رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) به اسلام ، مبتنى بر صلح و سلامت بود و جنگ را جز هنگامى كه قساوت دشمن و سختگيرى آنان بر مسلمانان زياد شد ، مورد توجّه قرار نمی داد . 
در حقيقت ، براى دفعِ زور ، به زور متوسّل می شد . از اين رو ، جنگ هاى او از آغاز بر اساسى ثابت و استوار قرار داشت كه لشكر اسلامى از آن غفلت نمی كرد ، از جمله : دعوت مردم به دين جديد ، انعقاد پيمان صلح و پرداخت جزيه يا فتح سرزمين آنان ، و نبرد با كسانى كه با او دشمنى كنند . 

نقش اخلاق در سیره ی عملی پیامبر 

یكى از شاخصه هاى پر اهميت در پيشرفت اسلام اخلاق نيك و كلام دلاويز و پرجاذبه ی پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) با انسان ها بود . سه چيز در پيشرفت اسلام نقش به سزايى داشت : 
الف ) اخلاق پيامبر (ص) 
ب ) شمشير و مجاهدات حضرت على (ع) 
ج ) انفاق ثروت حضرت خديجه (س) 
در قرآن مجيد، به نقش اخلاق پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) درپيشرفت اسلام و جذب دل ها تصريح شده است ، آن جا كه مى خوانيم : « فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر : اى رسول ما ! به خاطر لطف و رحمتى كه از جانب خدا ، شامل حال تو شده ، با مردم مهربان گشته اى ، و اگر خشن و سنگدل بودى ، مردم از دور تو پراكنده مى شدند ، پس آن ها را ببخش ، و براى آن ها طلب آمرزش كن ، و دركارها با آن ها مشورت فرما . » 
ازاين آيه استفاده مى شود كه : الف ) نرمش و اخلاق نيك ، يك هديه الهى است ، كسانى كه نرمش ندارند ، از اين موهبت الهى محرومند؛ ب ) افراد سنگدل و سخت گير نمى توانند مردم دارى كنند ، و به جذب نيروهاى انسانى بپردازند ؛ ج ) رهبرى و مديريت صحيح با جذب و عطوفت همراه است ؛ د ) بايد دست شكست خوردگان در جنگ و گنهكاران شرمنده را گرفت و جذب كرد ( با توجه به اين كه شأن نزول آيه مذكور در مورد ندامت فراريان مسلمان در جنگ احد نازل شده است ) ؛ هـ ) مشورت با مردم از خصلت هاى نيك و پيوند دهنده است كه موجب انسجام مى گردد . 
پيامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) علاوه بر اين كه ارزش هاى اخلاقى را بسيار ارج مى نهاد ، خود در سيره عملى اش مجسمه فضايل اخلاقى و ارزش هاى والاى انسانى بود ، او در همه ابعاد زندگى با چهره اى شادمان و كلامى دلاويز با حوادث برخورد مى كرد . 

نمونه هايى از اخلاق پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) 

در سيره عملى پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) صدها نمونه از اخلاق نيك و زيبا وجود دارد كه هر كدام نشانگر قطره اى از اقيانوس عظيم حسن خلق آن حضرت است ، همان گونه كه خداوند با تعبير « و انك لعلى خلق عظيم ؛ و همانا تو اخلاق عظيم و برجسته اى دارى » به اين مطلب اشاره فرموده است . 
نظر شما را به چند نمونه از آن ها جلب مى كنم : 
الف ) عدى بن حاتم مى گويد : « هنگامى كه خواهرم سفانه به اسارت سپاه اسلام درآمد و من به سوى شام گريختم ، پس از مدتى خواهرم با كمال وقار و متانت به شام آمد و مرا در مورد اين كه گريخته ام و او را تنها گذاشتم سرزنش كرد ، عذرخواهى كردم ، پس از چند روزى از او كه بانويى خردمند و هوشيار بود ، پرسيدم : « اين مرد ( پيامبر اسلام ) را چگونه ديدى ؟ » گفت : « سوگند به خدا او را رادمردى شكوهمند يافتم ، سزاوار است كه به او بپيوندى كه در اين صورت به جهانى از عزت و عظمت پيوسته اى » . با خود گفتم به راستى كه نظريه صحيح همين است ، به عنوان پذيرش اسلام ، به مدينه سفر كردم ، پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در مسجد بود ، در آن جا به محضرش رسيدم ، سلام كردم ، جواب سلامم را داد و پرسيد : كيستى ؟ عرض كردم عدى بن حاتم هستم ، آن حضرت برخاست و مرا به سوى خانه اش برد ، در مسير راه با اين كه مرا به خانه مى برد ، بانويى سالخورده و مستضعف با او ديدار كرد ، اظهار نياز نمود ، پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به مدتى طولانى در آن جا توقف كرد و آن بانو را در مورد تأمين نيازهايش راهنمايى فرمود . با خود گفتم : « سوگند به خدا اين شخص پادشاه نيست » . سپس از آن جا گذشتيم وبه خانه رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) وارد شدم ، پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از من استقبال و پذيرايى گرمى نمود ، زيراندازى كه از ليف خرما بود، نزدم آورد و به من فرمود : بر روى آن بنشين . گفتم : بلكه شما بر آن بنشينيد . فرمود : نه ، شما بر آن بنشين ، خود آن حضرت بر روى زمين نشست ، با خود گفتم : اين نيز نشانه ديگر كه آن حضرت ،پادشاه نيست . سپس مطلبى از دينم را كه راز پوشيده بود بيان فرمود ، دريافتم كه او بر رازها آگاهى دارد ، و فهميدم كه پيامبر مرسل می باشد ، بيانات و پيشگويي ها و مهربانى هايش مرا شيفته اش كرده و همان جا مسلمان شدم » . 
ب ) در جنگ خيبر كه با حضور شخص پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در سال هفتم هجرت رخ داد ، پس از پيروزى سپاه اسلام بر سپاه كفر ، جمعى از يهوديان به اسارت سپاه اسلام در آمدند ، يكى از اسيران ، صفيه دختر حى بن اخطب ( دانشمند سرشناس يهود ) بود . بلال حبشى ، صفيه را به همراه زنى ديگر به اسارت گرفت و آن ها رابه حضور پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) آورد ، ولى هنگام آوردن آن ها اصول اخلاقى را رعايت نكرد ، و آن ها را از كنار جنازه هاى كشته شدگان يهود حركت داد ، صفيه وقتى كه پيكرهاى پاره پاره يهوديان را ديد بسيارناراحت شد و صورتش را خراشيد ، و خاك بر سر خود ريخت ، و سخت گريه كرد . هنگامى كه بلال آن ها را نزد پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) آورد ، پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از صفيه پرسيد : « چرا صورتت را خراشيده اى و اين گونه خاك آلود و افسرده هستى ؟ » صفيه ماجراى عبورش از كنارجنازه ها را بيان كرد ، رسول اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از رفتار غير انسانى و خلاف اخلاق اسلامى بلال حبشى ناراحت شده و بلال را سرزنش كرده و فرمود : « ا نزعت منك الرحمة يا بلال حيث تمر بامراتين على قتلى رجالهما : اى بلال ! آيا مهر و محبت و عاطفه از وجود تو رخت بر بسته كه آن ها را از كنار كشته شدگانشان عبور مى دهى ؟ چرا بى رحمى كردى ؟ » جالب اين كه پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) براى جبران رنج ها و ناراحتى هاى صفيه ، با او ازدواج كرد ، سپس او را آزاد ، و بار ديگر با پيش نهاد صفيه با او ازدواج نمود و به اين ترتيب ، ناراحتى هاى اورا به طور كلى از قلبش زدود . 
ج ) در ماجراى جنگ حنين كه در سال هشتم هجرت رخ داد ، شيماء دختر حليمه كه خواهر رضاعى پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود ، با جمعى از دودمانش به اسارت سپاه اسلام در آمدند . پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) هنگامى كه شيماء را درميان اسيران ديد ، به ياد محبت هاى او و مادرش در دوران شيرخوارگى ، احترام و محبت شايانى به شيماء كرد . پيش روى او برخاست و عباى خود را بر زمين گستراند ، و شيماء را روى آن نشانيد ، و با مهربانى مخصوصى از او احوال پرسى كرد ، و به او امر فرمود : « تو همان هستى كه در روزگار شيرخوارگى به من محبت كردى ... » شيماء از پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) تقاضا كرد ، تا اسيران طايفه اش را آزاد سازد ، پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به او فرمود : « من سهميه خودم را بخشيدم ، و در مورد سهميه ساير مسلمانان ، به تو پيشنهاد مى كنم كه بعد از نماز ظهر برخيز و در حضور مسلمانان ، بخشش مرا وسيله ی خود قرار بده تا آن ها نيز سهميه خود را ببخشند . شيماء همين كار را انجام داد ، مسلمانان گفتند : « ما نيز به پيروى از پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) سهميه خود را بخشيديم » . « پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به شيماء فرمود : اگر بخواهى با كمال محبت و احترام ، در نزد ما بمان و زندگى كن ، و اگر دوست دارى تو را از نعمت ها بهره مند مى سازم و به سلامتى به سوى قوم خود بازگرد . » شيماء گفت : مى خواهم به سوى قوم خود بازگردم . پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) يك غلام و يك كنيز به او بخشيد و اين دو با هم ازدواج كردند ، و به عنوان خدمتكار خانه شيماء به زندگى خود ادامه دادند .

منبع : راسخون
  99
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

زندگینامه حضرت معصومه(س)
از فاطمه ای که معصومه بود
وفات حضرت فاطمه معصومه (س)
سفارش امام حسن عسکری (ع) به شیعیان
اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
امام زمان (عج) فريادرس انسان‏‌ها
راز ورود حضرت فاطمه معصومه (س) به شهر قم
چرا امام علی علیه السلام حکومت را پذیرفت؟
ویژگی‌‏های حضرت معصومه (س)
 مختصری از زندگي نامه حضرت معصومه (س) را بیان کنید؟ 

بیشترین بازدید این مجموعه

فضیلت ماه رجب
راه كارهای فراگیر شدن نماز
اخلاق برادري از نظر امام رضا(ع)
حجاب از نگاه استاد انصاریان
هدف عالی قیام امام حسین(ع)از زبان خود امام (ع)
حقيقت دعا
روزه، روزگار پيوستن به اصل خويش (1)
نماز یکشنبه ماه ذی القعده
عظمت حق در كلام امام رضا(ع)
فروغ قرآن در نگاه سیدالساجدین

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز