فارسی
پنجشنبه 14 اسفند 1399 - الخميس 20 رجب 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
1704
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

از کجا بفهميم که دین ما بهترین دین است؟

پاسخ را مى توان از دو زاویه تبیین نمود: یکى از منظر درون دینى و با نگاه به معارف اسلامی،‌ دیگرى از منظر برون دینی و بدون نگاه به معارف اسلامی.
منظر درون دینی:
یک مسلمان با توجه به آموزه هاى دینی، حکم مى کند اسلام بر دیگر ادیان برترى دارد، با این توضیح که مسلمان در اندیشه برون دینی،‌ ایمان به تمامى پیامبران الهى پیشین جزء ضرورى دین است. « آمن الرسول والمؤمنون کل آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله... ».لیکن شریعت یا دین برتر،‌ اسلام است. در این خصوص قرآن مى گوید: «و من یبتغ غیر الاءسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرین؛ هر که دینى جز اسلام اختیار کند،‌ از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود ».
از منظر درون دینی، اسلام، دین تکامل یافته آدم، نوح، ابراهیم،‌ موسى و عیسی(ع) است، که با تکمیل رهنمودهاى وحیانی، این دین مورد رضاى خداوندى است.
دینی که خداوند آن را دین کامل و مورد رضاى خداوندى معرفى کرده است. (الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دیناً). نیز فرمود: «و تمّت کلمة ربک صدقاً و عدلاً؛ پیام راستین خدا کامل گشت .به همین جهت پیام آور این شریعت را خاتم انبیا معرفى کرده است . خاتم مایه زینت و گُل سرسبد پیامبران است. آیات بر شمرده، برترى پیامبر اسلام و شریعتش را بر پیامبران پیشین و شرایعشان دلالت دارد.
در منظر درون دینی، پیامبران جملگى در یک مسیر در حرکتند و آخرین آنان،‌ بهترین و پیامش بهترین پیام ها است،‌ که از آن به دین حق، در برابر ادیان باطل،‌ یا دین برتر در برابر شرایع پیشین آسمانی،‌ یاد مى شود.
ادیان الهى هر کدام براى تکامل بشر آمده اند، بنابراین ادیان بعدى باید کامل تر از ادیان قبلى باشند. چون دین حق در هر زمانی،‌ یکى بیش نیست، در این زمان،‌ دین اسلام که آخرین و کامل ترین دین است، باید پیروى شود.استاد شهید مرتضى مطهرى با استناد به آیه «و من یبتغ غیرالاسلام دیناً فلن یقبل منه» مى فرماید که: دین تسلیم است،‌ ولى حقیقت تسلیم در هر زمان،‌ شکلى دارد و در این زمان، شکل آن،‌ دین گران مایه اى است که به دست حضرت خاتم الانبیا ظهور یافته است. لازمه‌ تسلیم خدا بودن، پذیرفتن دستورهاى او است.
روشن است که همواره به آخرین دستور خدا باید عمل کرد و آخرین دستور همان است که آخرین رسول آورده است .
منظر برون دینی:
در این منظر نمى توان براى برترى دین اسلام به آیات قرآنى و روایات اسلامى تمسک نمود، چون که غیر مسلمان این ها را قبول ندارد، بلکه باید نخست حقانیت اسلام را ثابت نمود.
در قدم بعدى نوبت به این مى رسد که دین بر حق تنها یک دین است، نه بیشتر. نمى شود پذیرفت هم اسلام بر حق است و هم ادیان دیگر پلورالیسم دینى و تکثر گرایی در دنیا مردود است.
اگر در پى اثبات حقانیت دین اسلام بر آییم، بحث به درازا مى کشد که در این فرصت اندک نمى توان به طور مبسوط و کافى آن را بیان نمود از این رو به صورت مختصر به آن پرداخته می‌شود.
برای پى بردن به حقانیت اسلام و برترى آن بر سایر ادیان، راه هایى وجود دارد که یکى از آن ها بررسى ویژگى هاى اسلام در بُعد شناخت شناسی،‌ جهان بینی،‌ انسان شناسی، عقیده و مسائل اخلاقى و ارزشى است، سپس با معیار عقل و خِرَد ـ که اولین داور و معیار پذیرفته شده است ـ اگر در این زمینه خواهان بررسى هستید، توجه شما را جلب می‌کنیم به کتاب هاى شهید مطهرى و کتاب هاى شهید محمد باقر صدر (به ویژه کتاب فلسفتنا که در فارسى به نام هاى «فلسفه ما»،‌ جهان بینى ما» و «شناخت ما» ترجمه شده است). به عنوان نمونه شهید مطهرى درباره‌ ویژگى هاى اسلام مى نویسد: دیدگاه اسلام از نظر شناخت شناسى چنین است:
1ـ بشر می‌تواند جهان و حقایق آن را بشناسد و خود مشوق آن است... .
2ـ شناخت حقایق جهان از این راه ها ممکن است: طبیعت یا آیات آفاقی،‌ انسان یا آیات انفسی، تاریخ یا سرگذشت اجتماعى اقوام و ملل و عقل... .
3ـ ابزار شناخت عبارتند از: حواس، قوه تفکر و استدلال، تزکیه و تصفیة نفس و مطالعه ‌آثار علمى دیگران.
4ـ موضوعات شناخت عبارتند از: خدا، جهان طبیعت، انسان با جامعه و زمان.
از نظر جهان بینى و انسان شناسى عبارت است از:
1ـ جهان واقعیتش از خدا است. یعنى تمام واقعیتش انتساب به حق است.
2ـ واقعیتش و نسبتش به حق یکى است.
3ـ این واقعیت متغیر و متحرک است.
4ـ واقعیت هاى این جهان درجة تنزل یافته و مرتبة نازلة واقعیات جهانى دیگر است که جهان غیب نامیده می‌شود.
ـ این جهان ماهیت «به سوى اویی» دارد؛ یعنى همان طور که از اوست به سوى او هم هست... .
6ـ جهان داراى نظام متقن علّى و معلولى و سببى و مسببى است. فیض الهى و قضا و قدر او به هر موجودى تنها از مسیر علل و اسباب خاص خود او جریان مى یابد... .
7ـ جهان یک واقعیت هدایت شده است. تمام ذرات جهان در هر مرتبه اى که هستند از نور هدایت برخوردارند.
8ـ بعد از این جهان جهانى دیگر است... .
9ـ روح انسان حقیقتى جاودانه است.
10ـ انسان ها به حسب خلقت مساوى آفریده شده اند، تنها ملاک فضیلت، علم، جهاد و تقوا است.
11ـ انسان ها به حسب اصل خلقت از یک سلسله استعدادهاى فطرى از جمله فطرت دینى و اخلاقی برخوردارند.
12ـ به حکم این که هر فردى بالفطره انسان متولد می‌شود. در هر انسانى استعداد توبه و بازگشت و پند پذیرى هست... .
13ـ انسان ها همواره در عمق جانشان یک تضاد درونى (تضاد بین عقل و هواى نفس) دارند و مختار و آزادند، لذا مسئولیت دارند.
14ـ جهان زیر چتر اراده خداوند واحد است... .
از نظر ایدئولوژی:
ایدئولوژی اسلام همه جانبه،‌جامع و فراگیر است، در آن اجتهاد راه دارد، از سماحت و سهولت برخوردار است. زندگى گرا است(نه زندگى گریز)، اجتماعى است و مقررات اجتماعى دارد. در عین اجتماعى بودن،‌ حقوق و آزادى فردى را محترم مى شمارد... .
با نگاه به این خصائصى که از اسلام بیان شد. مى گوییم: این معارف را مى توان با معارف دیگر مکاتب و مذاهب مقایسه کرد. زیرا مقایسه یکى از مهمترین معیارهاى ارزیابى است. مى توان در وهلة نخست مکاتب را بر دو قسم تقسیم نمود، مادى و الهى با بطلان مکاتب عادی، اعم از مکتب مادى میکانیک و دیالک تیک، بحث در مکاتب الهى متمرکز می‌شود.
مکاتب الهى هم بر دو قسم است: توحیدى و غیر توحیدى (شرک)، عقل سلیم توحید را مى پذیرد، بنابراین بحث در ادیان توحیدى متمرکز می‌شود. در بین ادیان و مکاتب الهى و توحیدى سه دین مطرح است، اسلام،‌ مسیحیت و یهود. تبلور اسلام در قرآن، مسیحیت در انجیل و یهود در تورات است. با تأمّل در این سه کتاب به راحتى حقانیت و برترى قرآن بر دو گتاب دیگر را مى توان دریافت نمود .
کوتاه سخن این که: با نگاه مقایسه اى بین اسلام و سایر ادیان و مکاتب مى گوییم: دین اسلام برترى دارد،‌
اوّل: دین هاى امروز، توحیدشان و تصویرى که از خدا ارائه مى کنند،‌ قابل خدشه است، بر خلاف اسلام.
دوم: حقوق فردى انسان ها در دین هاى دیگر به صورتى که در اسلام شمولیت دارد، لحاظ نشده و گاه نادیده گرفته شده است.
سوم: در دیگر ادیان تعادل میان زندگى دنیوى و اخروى رعایت نشده است، بر خلاف اسلام.
چهارم: رهنمود هاى دین هاى دیگر به جهاتى ایدئالیستى اند،‌ مثلاً عدم خشونت بودایى ها و مسیحیان، در حالى که دنیا پر است از خیر و شر و نیک و بد. از این رو جا به جا باید خشن یا نرم بود. این دستور اسلام است. هم قانون دارد و هم اخلاق؛ یعنى رهنمودش با واقعیت ها همخوان است.
پنجم: اکثر دین ها عهده دار زندگى اجتماعى انسان ها نیستند،‌ یا اگر هستند، تعادلى در آن ها دیده نمى شود و قوانین اجتماعى آنان سبب پایمال شدن حقوق انسان‌ها مى شود. این وضع در اسلام بهتر است.
ششم: اکثر مذاهب با پیروان دیگر ادیان با خشونت برخورد مى کنند، در اسلام این امر تعدیل شده است. تاریخ هم نشان داد. که در همزیستى مسالمت آمیز، مسلمانان گوى سبقت را از همه ربوده اند.
هفتم: تحریف در ادیان آسمانى تعالیم آنان را دچار خدشه کرده است، ولى در اسلام(قرآن) تحریفى وجود ندارد.

 

1704
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

  دلیل نامگذاری سوره حمد به فاتحه الکتاب چیست وایا نام ...
نفس با روح چه فرقي دارد؟
لقب حیدر کرار به چه معنا است؟
آیا خواندن نماز در پنج وقت صحیح تر است یا در سه وقت؟
شب لیله الرغائب چه فضیلت و اعمالی دارد؟
 مبدا تاریخ چیست؟
چرا ما به خدا نیاز داریم؟
چگونه همیشه یاد خدا باشیم؟
عالم غیب و شهود چیست و در آیات و روایات چگونه مطرح شده؟
 معنای قربه الی الله چیست؟ "من به خدا نزدیکتر شوم" ...

بیشترین بازدید این مجموعه

چگونه اراده خودمان را تقویت کنیم ؟
راه هاي خودشناسي چيست؟
چگونه مي شود عارف و عاشق خدا شد؟
راه هاي مقابله با بدبيني چيست؟
يقين چيست؟ و راه هاي رسيدن به يقين كدام است؟
مدیتیشن از نظر شرعی قابل قبول هست یا نه؟
آیا دعای (یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور ...
آیا کسانی که در روز عاشورا امام حسین را یاری نکردند، ...

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز