فارسی
جمعه 08 بهمن 1400 - الجمعة 25 جمادى الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
688
0
نفر 0

علت دورى از حق

 

امام زين العابدين  عليه السلام مى فرمايد: كه چرا اين طورى شده است، چرا به اينجا رسيدم، كسالت در عبادت، تاريكى درون، شاد نبودن، دور بودن،

«سَيِّدِي لَعَلَّكَ عَنْ بَابِكَ طَرَدْتَنِي»

 شايد مرا از در خانه ات طرد كرده اى، كه اين حال به من دست داده، قبلا خيلى با حال برايت نماز شب مى خواندم، اما اكنون حال ندارم

 «وَ عَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيْتَنِي»

گفتى كه تو ديگر لياقت ندارى براى من خدمت كنى،

 «أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ»

يا ديدى كه من تمام حقوقت را سبك شمردم،

 «فَأَقْصَيْتَنِي»

دستور دادى كه مرا از پيشگاهت تبعيد كنند.

 «أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي مُعْرِضاً عَنْكَ فَقَلَيْتَنِي»

 هر بار مرا دعوت كردى ديدى من رو برگرداندم، حالا از دست من عصبانى شدى،

 «أَوْ لَعَلَّكَ وَجَدْتَنِي فِي مَقَامِ الْكَاذِبِينَ»

يا ديدى هر سال به تو دروغ گفتم، مرتب به تو گفتم توبه كردم، بعد معلوم شد دروغ بود.

 «فَرَفَضْتَنِي»

 حالا ديگر كارى به من ندارى، گفتى برو، ديگر نه تو بنده منى، نه من خداى تو.

«أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي غَيْرَ شَاكِرٍ لِنَعْمَائِكَ فَحَرَمْتَنِي»

 ديدى من وجود پيغمبرت را شكر نكردم، وجود على را شكر نكردم، وجود زهرا را شكر نكردم، وجود حسن و حسين تو را شكر نكردم، قرآنت را شكر نكردم، ديدى آدم ناسپاسى بودم، حالا مرا از رحمتت محروم كردى،

 «أَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَنِي مِنْ مَجَالِسِ الْعُلَمَاءِ»

ديدى من وقت داشتم كنار عالمان ربانى بروم، در جلسات آنان شركت بكنم، اما توجهى نكردم، شركت نكردم

«فَخَذَلْتَنِي»

 حالا مرا به خودم واگذار كردى،

 
«أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي فِي الْغَافِلِينَ»

 يا نه، ديدى من با اهل غفلت زياد نشست و برخاست دارم

 «فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنِي»

مرا نااميد از رحمتت كردى،

 «أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي آلَفُ مَجَالِسَ الْبَطَّالِينَ»

 ديدى با بازيگران دنيا و آنهايى كه عمرشان را بيهوده تلف مى كنند، خيلى رفت و آمد دارم

 «فَبَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ خَلَّيْتَنِي»

 مرا به همانها واگذار كردى

 «أَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعَائِي فَبَاعَدْتَنِي»

 يا شايد ديگر دوست ندارى كه صداى مرا بشنوى كه هر چه دعا مى كنم جوابم را نمى دهى.

يا محبوب من

 «أَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمِي وَ جَرِيرَتِي كَافَيْتَنِي»

 

 ديدى خيلى گناه كردم مرا مجازات مى كنى، چه شده من به اين روز افتاده ام.


منبع : پایگاه عرفان
688
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

داستان صبر رشید هجری
دین کامل چیست؟
ديوث و معناى آن
مفهوم نور در قرآن
شرایط قبولی توبه
شناخت انسان کامل
داستان میرفندرسکی
دین خدا ترکیبی از قرآن و روایات است
درخواست همسر از خدا روش بزرگان است‏
حكايت كار خير

بیشترین بازدید این مجموعه

آياتى در تبيين هدايت و ضلالت
ديوث و معناى آن
8- ميرزا احمد شهاب و استعداد شعرى او
ارزش آبرو نزد خدا
هدايت تكوينى و تشريعى - جلسه هشتم (2) – (متن کامل + ...
توحيد امام زين العابدين (علیه السلام)
حكايت كار خير
مقايسۀ زيباترين شعر سعدى با سخن حضرت در دعاى عرفه
همدان_ مهدیه دهه سوم رجب1395 -  سخنرانی ششم
تعهد دینی، ضامن پیوند انسان‌ها

 
نظرات کاربر




گزارش خطا  

^