فارسی
جمعه 30 مهر 1400 - الجمعة 16 ربيع الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
368
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

توفيق خوددارى از معصيت‏

 

 منابع مقاله:

کتاب  : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد دهم

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

 

حضرت باقر عليه السلام مى فرمايد: خداوند به داود وحى فرمود:

نزد بنده ام دانيال برو و به او بگو: همانا ترك اولى كردى تو را بخشيدم، باز ترك اولى كردى تو را بخشيدم، بار سوم ترك اولى كردى باز هم تو را بخشيدم، اگر به مرحله چهارم برسد تو را نخواهم بخشيد.

داود نزد دانيال آمد و آنچه را حضرت حق فرموده بود به او گفت. دانيال عرضه داشت: اى داود، برنامه حق را به من ابلاغ كردى، چون وقت سحر آمد، دانيال به عبادت برخاست و به حضرت ربّ العزّه عرضه داشت: خداوندا! داود پيغمبر مسائل تو را به من خبر داد كه پس از سه بار ترك اولى مرا نخواهى بخشيد، الهى به عزّتت قسم! اگر خود تو مرا از گناه حفظ نكنى، و توفيق خوددارى از معصيت را از من دريغ دارى هر آينه دچار گناه مى شوم، هر آينه دچار گناه مى شوم، هر آينه دچار گناه مى شوم! «1» آرى، اگر توفيق او رفيق راه نشود، و عصمت او به داد انسان نرسد، و رحمت و لطفش به بدرقه انسان نيايد، پس واى به حال اين موجود ضعيف و جرثومه ناتوان در مقابل هجوم اين همه خطر و دشمن.

 [ «15» اللَّهُمَّ أَيُّمَا عَبْدٍ تَابَ إِلَيْكَ وَ هُوَ فِي عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ فَاسِخٌ لِتَوْبَتِهِ وَ عَائِدٌ فِي ذَنْبِهِ وَ خَطِيئَتِهِ فَإِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَكُونَ كَذَلِكَ فَاجْعَلْ تَوْبَتِي هَذِهِ تَوْبَةً لَا أَحْتَاجُ بَعْدَهَا إِلَى تَوْبَةٍ تَوْبَةً مُوجِبَةً لِمَحْوِ مَا سَلَفَ وَ السَّلَامَةِ فِيمَا بَقِيَ «16» اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْتَذِرُ إِلَيْكَ مِنْ جَهْلِي وَ أَسْتَوْهِبُكَ سُوءَ فِعْلِي فَاضْمُمْنِي إِلَى كَنَفِ رَحْمَتِكَ تَطَوُّلًا وَ اسْتُرْنِي بِسِتْرِ عَافِيَتِكَ تَفَضُّلًا «17» اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَتُوبُ إِلَيْكَ مِنْ كُلِّ مَا خَالَفَ إِرَادَتَكَ أَوْ زَالَ عَنْ مَحَبَّتِكَ مِنْ خَطَرَاتِ قَلْبِي وَ لَحَظَاتِ عَيْنِي وَ حِكَايَاتِ لِسَانِي تَوْبَةً تَسْلَمُ بِهَا كُلُّ جَارِحَةٍ عَلَى حِيَالِهَا مِنْ تَبِعَاتِكَ وَ تَأْمَنُ مِمَا يَخَافُ الْمُعْتَدُونَ مِنْ أَلِيمِ سَطَوَاتِكَ ]

خدايا! هر بنده اى كه به پيشگاهت توبه كند، و در علم غيبت معلوم است كه شكننده توبه است، و بازگشت كننده به گناه و خطايش. من به تو پناه مى آورم از اين كه چنين باشم؛ پس اين توبه مرا توبه اى قرار ده كه پس از آن نيازمند به توبه اى نباشم؛ توبه اى سبب محو شدن گناهان گذشته، و سلامت از گناه در باقى مانده عمر.

خدايا! از نادانيم به درگاهت عذر مى خواهم، و نسبت به زشتى عملم طلب بخشش مى كنم؛ پس مرا از باب احسان در پناه رحمت خود آر، و از راه تفضّل به پوشش عافيتت مرا بپوشان.

خدايا! از عملى كه با خواسته ات مخالفت مى كند يا مرا از عرصه محبتت بيرون مى برد، مانند انديشه هاى غير منطقى دلم، و نگاه هاى چشمم، و گفته هاى بى جاى زبانم، به درگاهت توبه مى كنم؛ توبه اى كه هر يك از اندامم به سهم خودش از كيفرت سالم بماند، و از سختگيرى هاى دردناكت كه متجاوزان از آن مى ترسند، در امان قرار گيرد.

 

توبه ناب

شرط توبه آن است كه انقلابى در باطن انسان صورت گيرد كه يك باره او را بر ضدّ بدى هايش بشوراند و سوز او از جان برخيزد تا از همه جا بريده و به خدا بنگرد.

در اين دگرگونى باطنى، انسان بايد بر ضدّ نفس امّاره شيطان صفت كودتا كند و دشمن داخلى خود را سركوب و از صحنه جان خود بيرون كند و دل را از آلودگى ها پاكيزه سازد، تا قلب آماده ورود فرشتگان گردد.

معاوية بن وهب گفت از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:

إِذا تابَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ تَوْبَةً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَيْهِ فِى الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ، قُلْتُ: وَ كَيْفَ يَسْتُرُ عَلَيْهِ؟ قالَ: يَنْسى مَلَكَيْهِ ما كَتَبا عَلَيْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ أَوْحَى إِلى جَوارِحِه اكْتُمى عَلَيْهِ ذُنُوبَهُ وَ أَوْحى إِلى بِقاعِ الْأَرْضِ اكْتُمى عَلَيْهِ ما كانَ يَعْمَلُ عَلَيْكَ مِنَ الذُّنُوبِ فَيَلْقَى الَّلهُ حِينَ يَلْقاهُ وَ لَيْسَ شَئٌ يَشْهَدُ عَلَيْهِ بِشَئٍ مِنَ الذُّنُوبِ. «1»

هر گاه بنده اى مؤمن از سويداى دل توبه خالصانه كند خداوند دوستش بدارد و در دنيا و آخرت زشتى هاى او را بپوشاند، عرض كردم: چگونه مى پوشاند؟

فرمود: گناهانى را كه دو فرشته نگهبان براى او نوشته اند از يادشان مى برد؛ و خداوند به اعضاى بدن او فرمان مى دهد تا گناهان او را پنهان سازند. و به نقطه هايى از زمين دستور مى دهد تا گناهان او را بپوشاند. پس آنگاه كه خداوند او را ديدار مى كند چيزى وجود ندارد كه به گناهان او گواهى دهد.

امام معصوم عليه السلام در اين قسمت ها براى نجات نفس از دغدغه هاى شيطانى به التماس هاى شديد رو آورده است و خواهش هاى پى در پى او تمنّاى تأييد الهى را مى طلبد، گاهى تأييد خداوند به كمك انسان مى آيد و او را توفيقات خاصى فرا مى گيرد، بنابراين عملكرد آدمى به علاوه دست توسّل به سوى عنايت هاى ربوبى و شفاعت معصومان عليهم السلام در اين مسأله نقش بسزايى دارد، اگر انسان بخواهد بر ترك گناه عزم جدى داشته باشد بايد تضرّع و صداقت او به درخواست يارى از درگاه خداوند متعال پيوسته متّصل باشد، مانند لامپى كه از منبع نور پيوسته روشنايى مى گيرد و تاريكى را از بين مى برد، پس توبه و انابه به كمك حضرت حقّ ممكن مى شود. اگر انسان قدرت بر اطاعت و توانايى در دورى از گناه را در خود احساس كرد، نبايد بر آن مغرور شود؛ زيرا توفيق الهى رفيق راه اوست، گرچه رنج اطاعت و صبر بر گناه بسيار دشوار است ولى پايدارى در آن حالت رحمت و عصمت پروردگار را نياز دارد.

از اين رو خداى منّان به ياران حضرت موسى مى فرمايد:

ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنتُم مّنَ الْخسِرِينَ» «2»

آن گاه بعد از [پيمان گرفتن، از وفاكردن به آن ] سرپيچى كرديد، و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، قطعاً از زيانكاران بوديد.

از چكيده بيان ائمه اطهار عليهم السلام به دست مى آيد توبه حقيقى بر دو محور استوار است:

الف- توبه بايد از گناهان ظاهر و باطن باشد. گناهان باطنى از قبيل اعتقاد به كفر، شرك، بخل، حسد و عجب كه دورى از آنان به كوشش فراوان نياز دارد.

ب- خيال گناه در ذهن و فكر زدوده شود تا به دايره عمل كشيده نشود. براى بيمه كردن از اين موقعيت؛ عشق و محبّت الهى را در جان بنشاند تا دل از وسوسه هاى شيطانى و تخلّف فرمان حقّ مصون بماند.

 [ «18» اللَّهُمَّ فَارْحَمْ وَحْدَتِي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ وَجِيبَ قَلْبِي مِنْ خَشْيَتِكَ وَ اضْطِرَابَ أَرْكَانِي مِنْ هَيْبَتِكَ «19» فَقَدْ أَقَامَتْنِي- يَا رَبِّ- ذُنُوبِي مَقَامَ الْخِزْيِ بِفِنَائِكَ فَإِنْ سَكَتُّ لَمْ يَنْطِقْ عَنِّي أَحَدٌ وَ إِنْ شَفَعْتُ فَلَسْتُ بِأَهْلِ الشَّفَاعَةِ «20» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ شَفِّعْ فِي خَطَايَايَ كَرَمَكَ وَ عُدْ عَلَى سَيِّئَاتِي بِعَفْوِكَ وَ لَا تَجْزِنِي جَزَائِي مِنْ عُقُوبَتِكَ وَ ابْسُطْ عَلَيَّ طَوْلَكَ وَ جَلِّلْنِي بِسِتْرِكَ وَ افْعَلْ بِي فِعْلَ عَزِيزٍ تَضَرَّعَ إِلَيْهِ عَبْدٌ ذَلِيلٌ فَرَحِمَهُ أَوْ غَنِيٍّ تَعَرَّضَ لَهُ عَبْدٌ فَقِيرٌ فَنَعَشَهُ ]

خدايا! تنهاييم را در برابرت، و تپيدن دلم را از ترست، و لرزه اندامم را از هيبتت رحم كن. اى پروردگارم! محققاً گناهانم مرا در آستانت در مقام خوارى و رسوايى برپا داشته؛ پس اگر سكوت كنم، كسى از جانب من سخن نمى گويد، و اگر از خود شفاعت كنم، شايسته شفاعت نيستم.

خدايا! بر محمد و آلش درود فرست، و كرم و بزرگواريت را نسبت به خطاهايم، شفيع من قرار ده، و با عفوت بر زشتى هاى من تفضّل فرما، و به پاداشى كه از كيفرت سزاوار آنم پاداشم مده، و دامان احسانت را بر من بگستران، و مرا به پرده پوششت بپوشان، و با من رفتار كن؛ رفتار نيرومندى كه بنده خوارى، پيش او به زارى برخاسته، و او بر آن بنده خوار رحمت آورده، يا رفتار توانگرى كه تهى دستى نزد او رفته، و او تهى دست را از مال و ثروتش بى نياز كرده.

 

شفاعت خداوند از گناهكار

انسان هايى كه مرتكب گناه مى شوند دو دسته اند:

1- گروهى خود را در گناه و عصيان غرق مى كنند و طغيان و سركشى را به حدّ نهايى مى رسانند، پس آنان در گمراهى و غفلت و نا اميدى به سر مى برند.

خداوند قهّار در كمين است و به آنها ميدان مى دهد و به خودشان وامى گذارد تا پشتشان از بار گناه سنگين شود و استحقاق بيشترين مجازات را پيدا كنند. آنان همه پل ها را در پشت سر خود ويران مى كنند و پرده حيا و شرم را دريده و شايستگى هدايت الهى را از دست داده اند. و خداوند نسبت به آنان هيچ گونه رحمت و عفو نشان نمى دهد؛ زيرا در آنان آلودگى به گناه مانند بيمارى وبا به جانشان افتاده و روح ايمان را مى خورد. كار به جايى مى رسد كه سر از تكذيب آيات حق در آورده و فراتر رفته و به استهزا و تمسخر پيامبران و معصومان عليهم السلام وامى دارد و سپس حرف حق و راه حقيقت را انكار مى كنند و قيامت و بهشت و جهنّم را زير سؤال مى برند و به مرحله اى مى رسد كه ديگر هيچ دليل و اندرز و هشدارى مؤثّر نيست و تنها تازيانه عذاب دردناك، او را بيدار كند.

برگهاى تاريخ آكنده است از سيه روزى و سرانجام ستمگران و جنايت كارانى كه به كيفر خداوند نابود شده اند.

خداوند متعال در وصف آنان مى فرمايد:

ثُمَّ كَانَ عقِبَةَ الَّذِينَ أَسُواْ السُّوأَى أَن كَذَّبُواْ بَايتِ اللَّهِ وَ كَانُواْ بِهَا يَسْتَهْزِءُونَ» «3»

آن گاه بدترين سرانجام، سرانجام كسانى بود كه مرتكب زشتى شدند به سبب اينكه آيات خدا را تكذيب كردند و همواره آنها را به مسخره مى گرفتند.

حضرت على عليه السلام در عاقبت آنان كه به باطل ميل نشان مى دهند، فرمود:

وَ لَئِنْ امْهَلَ اللّهُ الظَّالِمَ فَلَنْ يَفُوتَ اخْذُهُ وَ هُوَ لَهُ بِالْمِرْصادِ عَلى مَجازِ طَرِيقِهِ وَ بِمَوْضِعِ الشَّجى مِنْ مَساغِ رِيقِهِ. «4»

اگر خداوند ستمكار را مهلت دهد هرگز فرصت مؤاخذه او از دستش نمى رود، و بر سر راه او در حالى كه گلويش در دست قدرت اوست در كمين است.

2- گروهى، زياد به گناه آلوده نمى شوند و با زنگ هاى بيدار باش مانند فقر و بيمارى و يا مجازات هاى متناسب با اعمالشان كه ناگهانى پديد مى آيد؛ هوشيار و به راه حق باز مى گردند. اينان هنوز شايستگى هدايت را دارند و با پرده پوشى پروردگار در دنيا مشمول شفاعت قرار مى گيرند و در حقيقت چوب خداوند و ناراحتى هاى وارد بر آنان، نعمت محسوب مى شود.

خداوند حكيم در حق آنها مى فرمايد:

ظَهَرَ الْفَسَادُ فِى الْبَرّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِى النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِى عَمِلُواْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» «5»

در خشكى و دريا به سبب اعمال زشتى كه مردم به دست خود مرتكب شدند، فساد و تباهى نمودار شده است تا [خدا كيفر] برخى از آنچه را انجام داده اند به آنان بچشاند، باشد كه [از گناه و طغيان ] برگردند.

رسول اللّه صلى الله عليه و آله درباره الطاف خداوند براى تنبيه انسان مى فرمايد:

إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذا قارَفَ الذُّنُوبَ ابْتُلِىَ بِها بِالْفَقْرِ، فَإِنْ كانَ فى ذلِكَ كَفَّارَةٌ لِذُنُوبِهِ وَ إِلَّا ابْتُلِىَ بِالْمَرَضِ، فَإِنْ كانَ فى ذلِكَ كَفَّارَةٌ لِذُنُوبِهِ وَ إِلَّا ابْتُلِىَ بِالْخَوْفِ مِنَ السُّلطانِ يَطْلُبُهُ، فَإِنْ كانَ ذلِكَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِهِ وَ إِلَّا ضَيَّقَ عَلَيْهِ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِهِ، حَتَّى يَلْقَى اللَّهَ حينَ يَلْقاهُ وَ ما لَهُ مِنْ ذَنْبٍ يَدَّعِيِه عَلَيْهِ فَيَأْمُرُ بِهِ إِلَى الْجَنَّةِ وَ إِنَّ الْكافِرَ وَ الْمُنافِقَ لَيُهَوَّنُ عَلَيْهِما خُرُوجُ أَنْفُسِهِما حَتَّى يَلْقَيانِ اللَّهَ حِيْنَ يَلْقَيانِهِ وَ ما لَهُما عِنْدَهُ مِنْ حَسَنَةٍ يَدَّعِيانِها عَلَيْهِ فَيَأْمُرُ بِهِما إِلَى النَّارِ. «6»

هر گاه مؤمن گناه كند، به سبب آن گناهان گرفتار فقر شود. اگر آن فقر، گناهان را پاك نكرد، به بيمارى مبتلا شود و اگر آن هم گناهانش را نزدود به ترس از تعقيب قدرت حكومت گرفتار شود و اگر اين نيز گناهش را پاك نكرد هنگام مردن به سختى جان دهد تا آن كه سرانجام خدا را بدون گناهى كه به سبب آن بازخواست شود، ديدار كند و دستور دهد كه او را به بهشت برند، امّا كافر و منافق در هنگام مرگ، جانشان به آسانى بيرون مى رود تا هنگامى كه در محضر عدل پروردگار حاضر مى شوند، حسناتى در نامه اعمال آنها نباشد تا ادعايى كنند و سپس دستور مى رسد كه آنان را به سوى دوزخ هدايت كنيد.

بنابراين تا همه پرده ها پاره نشده است و رسوايى ها بر سر زبان فرشتگان و مردم نيفتاده، بايد كارى كرد.

 [ «21» اللَّهُمَّ لَا خَفِيرَ لِي مِنْكَ فَلْيَخْفُرْنِي عِزُّكَ وَ لَا شَفِيعَ لِي إِلَيْكَ فَلْيَشْفَعْ لِي فَضْلُكَ وَ قَدْ أَوْجَلَتْنِي خَطَايَايَ فَلْيُؤْمِنِّي عَفْوُكَ فَمَا كُلُّ مَا نَطَقْتُ بِهِ عَنْ جَهْلٍ مِنِّي بِسُوءِ أَثَرِي وَ لَا نِسْيَانٍ لِمَا سَبَقَ مِنْ ذَمِيمِ فِعْلِي لَكِنْ لِتَسْمَعَ سَمَاؤُكَ وَ مَنْ فِيهَا وَ أَرْضُكَ وَ مَنْ عَلَيْهَا مَا أَظْهَرْتُ لَكَ مِنَ النَّدَمِ «22» وَ لَجَأْتُ إِلَيْكَ فِيهِ مِنَ التَّوْبَةِ فَلَعَلَّ بَعْضَهُمْ بِرَحْمَتِكَ يَرْحَمُنِي لِسُوءِ مَوْقِفِي أَوْ تُدْرِكُهُ الرِّقَّةُ عَلَيَّ لِسُوءِ حَالِي فَيَنَالَنِي مِنْهُ بِدَعْوَةٍ هِيَ أَسْمَعُ لَدَيْكَ مِنْ دُعَائِي أَوْ شَفَاعَةٍ أَوْكَدُ عِنْدَكَ مِنْ شَفَاعَتِي تَكُونُ بِهَا نَجَاتِي مِنْ غَضَبِكَ وَ فَوْزَتِي بِرِضَاكَ ]

خدايا! از كيفرت برايم حمايت كننده اى نيست؛ پس بايد عزّت و تواناييت حمايتم كند، و برايم در پيشگاه تو شفيعى نيست؛ پس بايد احسانت شفيع من شود، و گناهانم مرا ترسانده؛ پس بايد عفوت مرا امان دهد. پس آنچه به زبان آوردم، از باب نادانيم نسبت به كردار زشتم، و از روى فراموشى در مورد عمل بر گذشته ام نيست؛ بلكه براى آن است كه آسمانت و هر كه در آن است، و زمينت و هر كه روى آن است، صداى ندامتى كه براى تو آشكار كردم، و فرياد توبه اى كه در سايه آن به تو پناه بردم، بشنود تا مگر برخى از آنان به خاطر رحمتت بر بدى وضعم رحم كند، يا رقّت بر من به سبب بدى حالم او را دريابد، تا از جانب خود دعايى به من كند، كه از دعاى خود من، نزد تو به اجابت نزديك تر باشد، يا از طرف او شفاعتى به من برسد، كه از شفاعت من استوارتر جلوه كند؛ شفاعتى كه نجاتم از خشمت، و دستيابيم به خشنوديت به آن باشد.

 [ «23» اللَّهُمَّ إِنْ يَكُنِ النَّدَمُ تَوْبَةً إِلَيْكَ فَأَنَا أَنْدَمُ النَّادِمِينَ وَ إِنْ يَكُنِ التَّرْكُ لِمَعْصِيَتِكَ إِنَابَةً فَأَنَا أَوَّلُ الْمُنِيبِينَ وَ إِنْ يَكُنِ الاسْتِغْفَارُ حِطَّةً لِلذُّنُوبِ فَإِنِّي لَكَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِينَ «24» اللَّهُمَّ فَكَمَا أَمَرْتَ بِالتَّوْبَةِ وَ ضَمِنْتَ الْقَبُولَ وَ حَثَثْتَ عَلَى الدُّعَاءِ وَ وَعَدْتَ الْإِجَابَةَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اقْبَلْ تَوْبَتِي وَ لَا تَرْجِعْنِي مَرْجِعَ الْخَيْبَةِ مِنْ رَحْمَتِكَ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ عَلَى الْمُذْنِبِينَ وَ الرَّحِيمُ لِلْخَاطِئِينَ الْمُنِيبِينَ «25» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ كَمَا هَدَيْتَنَا بِهِ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ كَمَا اسْتَنْقَذْتَنَا بِهِ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلَاةً تَشْفَعُ لَنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ يَوْمَ الْفَاقَةِ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ وَ هُوَ عَلَيْكَ يَسِيرٌ]

خدايا! اگر پشيمانى از گناه، در پيشگاهت توبه است، من از همه پشيمانان، پشيمان ترم، و اگر ترك گناهانت بازگشت است، من اولين بازگشت كننده ام، و اگر استغفار، ريزنده گناهان است، من از مستغفرينم.

خدايا! چنانكه به توبه كردن فرمان دادى، و پذيرفتنش را ضمانت فرمودى، و به دعا ترغيب كردى و اجابتش را وعده دادى؛ پس بر محمد و آلش درود فرست، و توبه ام را بپذير، و مرا از درگاهت باز مگردان؛ بازگشت كسى كه از رحمتت نااميد است. همانا تو پذيرنده توبه گناهكارانى، و رحم كننده بر خطاكاران بازگشت كننده اى.

خدايا! بر محمّد و آلش درود فرست چنانكه ما را به وسيله او راهنمايى كردى، و بر محمّد و آلش درود فرست چنانكه ما را به سبب او، از جهالت و گمراهى رهانيدى، و بر محمّد و آلش درود فرست؛ درودى كه در روز قيامت و روز نياز به تو، از ما شفاعت كند. تو بر هر كارى توانايى و خواسته من بر تو آسان است.

 

 

پی نوشت ها:

 

 

______________________________

 

(1)- بحار الأنوار: 6/ 28، باب 20، حديث 31؛ ثواب الأعمال: 171.

(2)- بقره (2): 64.

(3)- روم (30): 10.

(4)- نهج البلاغه: خطبه 96.

(5)- روم (30): 41.

(6)- بحار الأنوار: 78/ 199، باب 1، ذيل حديث 56؛ جامع الأخبار: 115.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
368
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

آیا جلوگیری از سب و لعن دشمنان ، عناد با امام زمان علیه ...
حق پیامبر(ص) بر مردم
حجاب از نگاه استاد انصاریان
بهترین هدیه خدا به انسان
خدا جدا نکند... از مرتضی عصیانی
اعمال ماه ربیع الاول
برخی انتظارات امام حسن عسکری ( علیه السلام) از شیعیان
شهادت امام عسگری (ع) و توطئه های بی ثمر
امام عسکری علیه السلام فرمانده ای جوان در نبردی بی امان
عوامل هلاکت انسان در بیان امام حسن عسکری(علیه السلام)

بیشترین بازدید این مجموعه

شاکیان قیامت
قطع رحم
حج عارفان‏
حقيقت مراء و جدال‏
بازگشت ذوالجناح به خیمه ها
خاتم الانبیاء و خاتم الاوصیاء
مبعث حضرت رسول اکرم(ص)
پرتوی از زندگانی امام حسن مجتبی(ع)
علت خلقت ملائک؟!
رمضان سبکی نو برای زندگی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا