فارسی
چهارشنبه 05 آذر 1399 - الاربعاء 9 ربيع الثاني 1442

  371
  0
  0

امر به معروف و نهى از منكر

اين دو مسئله از مسائل بسيار مهمى است كه قرآن مجيد و روايات به آن اصرار دارند، و وظيفه اى بر دوش ملت، دولت، دانشمندان، انديشمندان، واعظان ناصحان و تك تك مردم و آحاد جامعه است، و خداوند هيچ عذرى را در ترك اين دو فريضه نمى پذيرد.

امر به معروف و نهى از منكر دو وسيله براى اصلاح جامعه، و آراستن افراد به همه كارهاى پسنديده، و دور كننده زشتى ها از عرصه حيات انسان هاست.

براى اجراى اين دو فريضه خداوندى لازم است مردم از طريق قرآن و روايات در حدّ طاقت و توانشان معروف و منكر را بشناسند، و خود آراسته به معروف گردند و از منكر اجتناب نمايند سپس زمينه انجام هر كار پسنديده اى را براى ديگران فراهم آورند، و راه منكر را به روى آنان ببندند.

در برخورد با غافلان از معروف، و با آلودگان به منكر در خانواده و جامعه بايد نرمى در سخن، محبت و مهرورزى به طرف مقابل، و ارائه دين به عنوان شريعت سمحه و سهله كاملًا رعايت شود، تا غافل از معروف عاشق معروف، و آلوده به منكر متنفر از منكر گردد.

امر به معروف و نهى از منكر برخلاف بسيارى از فرائض و واجبات كه پس از هجرت پيامبر به مدينه اعلام شد، در همان اوائل بعثت كه مسلمانان شمارى اندك بودند به عنوان فريضه حق ارائه شد.

مفسر بزرگ حضرت طبرسى در مجمع البيان اين واقعيت را چنين توضيح مى دهد:

وجوب توصيه يكديگر به حق، اشاره به امر به معروف و نهى از منكر است. «1» آيه ى هفدهم سوره ى لقمان و 199 سوره ى اعراف كه بيانگر اين دو فريضه است نيز در مكه بر رسول خدا نازل شده است، اعلام اين دو فريضه در آغاز بعثت در حالى كه هنوز ملّتى بنام ملت اسلام تشكيل نشده بود دلالت بر عظمت و جايگاه اين دو حقيقت در احكام الهى و در تحقق خوشبختى و سعادت جامعه دارد.

قرآن مجيد در آيه ى 157 سوره ى اعراف كه بنابر نظر برخى از مفسران در مكه نازل شده پيامبر را به عنوان آمر به معروف و ناهى از منكر معرفى مى نمايد.

امر به معروف و نهى از منكر دو وظيفه مهمى است كه همه انبياء و امامان و اولياء حق مشتاقانه و گاهى با قبول شهادت آن را انجام داده اند، و در اين زمينه از ملامت ملامتگران باكى به خود راه ندادند.

خداوند مهربان در آيه 71 سوره ى توبه در ضمن بر شمردن اوصاف مردان و زنان با ايمان، امر به معروف و نهى از منكر را از خصلت هاى آنان شمرده است.

قرآن مجيد تاركان اين دو حقيقت را مستحق لعنت مى داند آنجا كه مى فرمايد:

لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ.

كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ:

از بنى اسرائيل آنان كه نسبت به نعمت هاى مادى و معنوى ناسپاس شدند و به راه كفر رفتند به زبان داود و عيسى بن مريم لعنت شدند، لعنت شدنشان براى اين بود كه از دستورات خدا و انبياء سرپيچى داشتند و همواره از حدود الهى تجاوز مى كردند.

آنان يكديگر را از كارهاى زشت و منكراتى كه مرتكب مى شدند باز نمى داشتند، يقيناً آنچه را انجام مى دادند بد بود.

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  371
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

مقام حضرت معصومه (س)
همه‌چیز پیش پروردگار حاضر است
خدا به اندازۀ هستی به ما حق دارد
ناراحت چیزی که از دست رفته نباشید
ارزش مؤمن در کلام امام عسکری(ع)
همه ما از خدا هستیم
دور شدن از خدا
تدبر در قرآن مجید
ازدواج در چارچوب ارزش‌ها
کلید آمرزش آسان

بیشترین بازدید این مجموعه

ستم و ستمگرى
خيانت و جنايت‏
پيام‏آوران قانون الهى‏
منفعت و خسران‏
اگر حادثۀ کربلا اتفاق نمی‌افتاد...
مقام حضرت عباس (ع)
دعوت به بدی
محبت و کینه
ولایت و رهبرى امت
جز زیبایی چیزی ندیده‌ام

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز