فارسی
دوشنبه 03 آبان 1400 - الاثنين 19 ربيع الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
359
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

مرا از قيد هفده ريال نجات دهيد

 

دوستى داشتم داراى كمالات ايمانى و فوق العاده عاشق حضرت سيدالشهداء عليه السلام، نزديك عيد غدير از دنيا رفت، خودم متكفل كفن و دفن و غسل او بودم.

با وصيت جالبى كه داشت تصور مى كردم در عالم برزخ از هر جهت آزاد است، ولى چند روز پس از مرگش، به خواب يكى از عاشقان حق كه وصىّ او نيز بود آمد و به او گفت: گوشه يكى از دفاتر مغازه ام هفده ريال مربوط به حساب فلان شخص است كه از قلم افتاده، آن را بپردازيد، دفاتر را بررسى كردند همان طور بود كه گفته بود؛ هفده ريال را به صاحبش برگرداندند و او را از رنج آن راحت كردند


منبع : پایگاه عرفان
359
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

داستان انگور
نصيحت امام سجاد (عليه السلام) به دلقكى بيكار
گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
فروش خانه همسایه امام صادق(ع)
خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
من تا هستم همينم
محروم ماندن از سعادت ابدى‏
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
افشاگرى شجاعانه طِرِمّاح عليه باطل‏
زن بدكاره‏ در خانه عابد

بیشترین بازدید این مجموعه

عاقبت گنهكار تائب
گفتارى از عارفان
مواردى از تاريخ اسلام
زكريا بن آدم و احترام او
داستان مؤمن آل فرعون و تفويض امورش به حق‏
حکایتی از اعتماد و توكل بر حق‏
زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)
توبه یزید بن معاویه!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا