فارسی
جمعه 30 مهر 1400 - الجمعة 16 ربيع الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
321
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

نصيحت حق به انسان‏

 

 منابع مقاله:

کتاب  : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد دهم

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

 

در مقاله قبلی ( بیماری گناه ) اين معنى روشن شد كه تنها پناه انسان در همه امور، به خصوص هنگام توبه و بازگشت و در نقطه غفران و مغفرت، فقط و فقط خداست.

تفسير «روح البيان» در ابتداى سوره مباركه حديد در توضيح آيه شريفه:

هُوَ الاْوَّلُ وَ الآْخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلّ شَىْ ءٍ عَلِيمٌ» «1»

اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به همه چيز داناست.

مى گويد: خداوند مهربان با زبان رحمت از روى اشارت مى فرمايد:

اى فرزند آدم! در كنار تو چهار گروهند:

1- گروهى كه تو را به كار آيند چون پدر و مادر.

2- گروهى كه در پيرى دست تو گيرند چون اولاد و احفاد.

3- زمره اى كه آشكارا با تو باشند چون دوستان و ياران.

4- فرقه اى كه در پنهان با تو هستند چون زنان و كنيزان.

اما من به تو نصيحت مى كنم كه هيچ يك از اين چهار گروه را تكيه گاه حقيقى خود قرار مده، و به هيچ كدام اعتماد مكن و آنان را كارساز خود مپندار.

اول منم كه تو را از عدم به وجود آوردم.

آخر منم كه بازگشت تو به من خواهد بود.

ظاهر منم كه ظاهرت را به خوب ترين وجه آراستم.

باطن منم كه حاكم بر هستى ام و اسرار در سينه ات به وديعت نهادم. «2»

روايات باب توبه

امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مى فرمايد:

مَنْ تابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِسَنَةٍ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ، ثُمَّ قالَ: انَّ السَّنَةَ لَكَثيرَةٌ، مَنْ تابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِشَهْرٍ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ، ثُمَّ قالَ: انَّ الشَّهْرَ لَكَثيرٌ، مَنْ تابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِجُمْعَةٍ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ، ثُمَّ قالَ: انَّ الْجُمْعَةَ لَكَثيرَةٌ، مَنْ تابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِيَوْمٍ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ، ثُمَّ قالَ: إنّ يوماً لكثيرٌ، مَنْ تابَ قَبلَ أن يُعايِنَ قَبِلَ اللّهُ تَوْبَتَهُ. «3»

كسى كه يكسال قبل از مرگش توبه كند خداوند توبه اش را مى پذيرد، سپس فرمود: يكسال زياد است، كسى كه يك ماه قبل از مرگش به خدا بازگردد، خداوند توبه اش را قبول مى كند، سپس فرمود: يك ماه زياد است، كسى كه يك هفته قبل از مرگش توبه كند، خداوند او را مى پذيرد، سپس فرمود: يك هفته زياد است، آن كه يك روز قبل از موتش توبه كند توبه اش قبول است، سپس فرمود يك روز زياد است، كسى كه قبل از ديدن آثارِ بعد از مرگ توبه كند، توبه اش پذيرفته است.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

انَّ اللَّهَ يَقْبَلُ تَوْبَةَ عَبْدِهِ ما لَمْ يُغَرْغِرْ، تُوبُوا الى رَبِّكُمْ قَبْلَ انْ تَمُوتُوا، وَ بادِرُوا بِالاْعْمالِ الزّاكِيَةِ قَبْلَ انْ تَشْغِلُوا، وَصِلُوا الَّذى بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ بِكَثْرَةِ ذِكْرِكُمْ ايّاهُ. «4»

خداوند توبه بنده اش را قبل از رسيدن جان به گلو قبول مى كند، اى امّت من! پيش از مردن توبه كنيد و به سوى اعمال پاك بشتابيد قبل از اين كه مهلت نيابيد، و فراق بين خود و محبوب را با كثرت يادش مبدّل به وصال كنيد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

التّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لا ذَنْبَ لَهُ. «5»

توبه كننده از گناه، همچون كسى است كه گناهى بر او نيست.

و نيز آن حضرت فرمود:

مَثَلُ الْمُؤْمِنِ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ كَمَثَلِ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ، وَ انَّ الْمُؤْمِنَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ اعْظَمُ مِنْ ذلِكَ، وَ لَيْسَ شَئٌ احَبَّ الَى اللَّهِ مِنْ مُؤْمِنٍ تائِبٍ اوْ مُؤْمِنَةٍ تائِبَةٍ. «6»

مؤمن از نظر شأن و شخصيت در پيشگاه حضرت حق همانند ملك مقرب است، و همانا مؤمن در نزد حق از اين بالاتر است، و چيزى نزد خداوند محبوب تر از مرد و زن مؤمن توبه كار نيست.

 

چند داستان عجيب در مسئله توبه

1- حضرت باقر عليه السلام مى فرمايد:

جوانى يهودى زياد خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله مى رسيد، حضرت كارهاى سبك و بدون زحمت به او ارجاع مى داد، و چه بسا او را دنبال كارهاى خودش مى فرستاد، و گاهى به توسّط او نامه اى به ايل و تبارش مى نوشت. چند روزى نيامد، حضرت احوال او را پرسيد، شخصى گفت: فكر كنم به خاطر بيمارى مهلكى كه به آن دچار شده امروز و فردا بيشتر مهلت زنده بودن نداشته باشد.

رسول حق صلى الله عليه و آله با جمعى از ياران به عيادتش رفت، از كرامات حبيب خدا اين بود كه با كسى حرف نمى زد مگر اين كه طرف جواب مى داد، جوان يهودى را صدا زدند، چشم گشود و گفت: لبّيك يا اباالقاسم. فرمود: به وحدانيت حق شهادت بده، جوان چشم به پدرش دوخت و از ترس پدر چيزى نگفت.

حضرت دوباره، شهادت به حق را به او تلقين كردند، جوان باز با نگاه به پدر سكوت كرد، بار سوم فرمودند: شهادت را بگو، باز جوانك به پدرش خيره شد، حضرت فرمود: ميل دارى بگو، ميل ندارى نگو، جوان به وحدانيّت حق اقرار كرد و به رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله گواهى داد و سپس مرد؛ حضرت به پدرش فرمود: كارى به اين جنازه نداشته باش، آنگاه به اصحاب فرمودند: او را غسل داده و كفن كنيد، سپس نزد من بياوريد تا بر او نماز بگزارم، و چون از خانه خارج شدند مرتب مى گفتند:

خدا را شكر كه به دست من يك انسان از آتش جهنّم نجات پيدا كرد. «7» 2- امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

مرگ كسى فرا رسيد به رسول خدا صلى الله عليه و آله خبر دادند، حضرت با عدّه اى بالاى سرش رفتند، در حال بيهوشى بود، فرمودند: اى ملك الموت! دست نگاهدار از او سؤالى داشته باشم.

فرمود: چه مى بينى؟ عرضه داشت: سپيدى و سياهى زياد، فرمود: كدام به تو نزديكترند؟ عرض كرد: سياهى، فرمود: بگو:

اللَّهُمَّ اغْفِرْلِىَ الْكَثيرَ مِنْ مَعاصِيكَ، وَاقْبَلْ مِنِّى الْيَسيرَ مِنْ طاعَتِكَ.

الهى، بسيارى معاصى مرا بيامرز، و طاعت و عبادت اندك مرا بپذير.

پس از گفتن اين دو جمله بيهوش شد، حضرت فرمود: ملك الموت آسان بگير تا از او سؤالى كنم، از بيهوشى درآمد، فرمود: چه مى بينى؟ گفت: سياهى و سپيدى زياد، فرمود: كدام به تو نزديكترند؟ عرضه داشت: سپيدى، حضرت فرمود:

غَفَرَاللَّهُ لِصاحِبِكُمْ. «8»

خداوند دوست شما را مورد بخشش و مغفرت و لطف و رحمت و كرم و عنايت قرار داد.

3- رسول خدا صلى الله عليه و آله با جمعى از ياران از مدينه خارج شدند، هوا به شدّت گرم بود، فرمودند: در مقابل خود چه مى بينيد؟ عرضه داشتند: جز يك شبح چيزى به نظر ما نمى رسد، فرمود: مردى است بيابانى، مقصدش مدينه است، در حدود شش روز است آب و نان نيافته.

شتر سوار نزديك شد، حضرت به او فرمودند: كجا؟ عرضه داشت: مدينه، فرمود: براى چه؟ پاسخ داد: زياد از شخصى كه مبعوث به رسالت شده خير و خوبى شنيده ام، عاشق زيارت او هستم، بروم تا به جمال دلارايش نظر كنم، فرمود:

آن كه به دنبالش هستى، منم، آيا حاضرى از بت پرستى دست بردارى؟ عرضه داشت: آرى، حضرت شهادتين را به او تلقين كرد، چون شهادتين گفت از حال رفت، نزديك بود از شتر به زمين افتد، حضرت فرمود: آرام او را از روى شتر به زمين بگذاريد، چون او را خواباندند، فرمود: آب تهيه كنيد تا غسلش دهيم، زيرا از دنيا رفت. پس از مراسم غسل و كفن همان جا قبرى آماده كردند، چون وى را دفن نمودند حضرت فرمود: چه آسان و راحت و بى رنج و زحمت به بهشت رفت!

رواياتى ديگر در باب توبه

حضرت باقر عليه السلام مى فرمايد:

انَّ مِنْ احَبِّ عِبادِ اللَّهِ الَى اللَّهِ الْمُحْسِنُ التَّوّابُ. «9»

همانا محبوب ترين بندگان خدا نزد خدا نيكوكار توّاب است.

امام صادق عليه السلام فرمود:

مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً اجِّلَ فِيها سَبْعَ ساعاتٍ مِنَ النَّهارِ، فَانْ قالَ: اسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذى لا الهَ الّا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ- ثَلاثَ مَرّاتٍ- لَمْ يُكْتَبْ عَلَيْهِ. «10»

كسى كه كار بدى انجام دهد هفت ساعت از روز را به او مهلت مى دهند، چون سه بار بگويد: «استغفراللَّه الّذى لا اله الّا هوالحىّ القيّوم» گناه در پرونده او نوشته نشود.

حضرت باقر عليه السلام فرمودند:

انَّ اللَّهَ اشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ رَجُلٍ اضَلَّ راحِلَتَهُ وَ مُزادَهُ فى لَيْلَةٍ ظَلْماءَ فَوَجَدَها، فَاللَّهُ اشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ ذلِكَ الرَّجُلِ بِراحِلَتِهِ حينَ وَجَدَها. «11»

همانا خداوند خوشحاليش به توبه عبد از خوشحالى مردى كه زاد و توشه اش را در شب تاريك گم كرده و آن را پيدا كند شديدتر است.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:

التَّوْبَةُ تَجُبُّ ما قَبْلَها. «21»

توبه؛ گناهان قبل از خودش را از بين مى برد.

امام على عليه السلام مى فرمايد:

لا شَفيعَ انْجَحُ مِنَ التَّوْبَةِ. «31»

شفيعى كامياب كننده تر از توبه نيست.

التَّوْبَةُ تُطَهِّرُ الْقُلُوبَ، وَ تَغْسِلُ الذُّنُوبَ. «14»

توبه دل ها را پاك مى كند و گناهان را مى شويد.

حُسْنُ التَّوْبَةِ يَمْحُو الْحَوبَةَ. «15»

توبه نيك و بازگشت خوب، گناه را محو مى كند.

رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود:

لِلَّهُ افْرَحُ بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنَ الْعَقيمِ الْوالِدِ، وِ مِنَ الضّالِّ الْواجِدِ، وَ مِنَ الظَّمْآنِ الْوارِدِ. «16»

خداوند به توبه عبدش از عقيمى كه اولاد پيدا كرده، و از كسى كه گم شده اش را يافته، و همچنين از تشنه اى كه به چشمه آب برسد خوشحال تر است.

امير المؤمنين عليه السلام مى فرمايد:

تُوبُوا الَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ادْخُلُوا فِى مَحَبَّتِهِ، فَانَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ، وَ الْمُؤْمِنُ تَوّابٌ. «17»

به خداوند بازگشت كنيد، و در عشق و محبتش وارد شويد، همانا خداوند تائبان و پاكيزگان را دوست دارد، و مؤمن تائب است.

رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود:

تُوبُوا الَى اللَّهِ فَانّى اتُوبُ الَى اللَّهِ فِى كُلِّ يَوْمٍ مِائَةَ مَرَّةٍ. «18»

به خدا باز گرديد، همانا من در هر روز صد بار به پيشگاهش توبه مى كنم!

رسول حق صلى الله عليه و آله فرمود:

امّا عَلامَةُ التّائِبِ فَارْبَعَةٌ: النَّصيحَةُ للَّهِ فِى عَمَلِهِ، وَ تَرْكُ الْباطِلِ، وَ لُزُومُ الْحَقِّ، وَ الْحِرْصُ عَلَى الْخَيْرِ. «19»

نشانه هاى تائب چهار چيز است: صافى و پاكى و خلوص در عمل براى خدا، ترك باطل، ملازمه با حق، حرص و ولع به كار خير.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

التّائِبُ اذا لَمْ يَسْتَبِنْ اثَرَ التَّوْبَةِ فَلَيْسَ بِتائِبٍ: يُرْضِى الخُصَماءَ، وَ يُعيدُ الصَّلَواتِ، وَ يَتَواضَعُ بَيْنَ الْخَلْقِ، وَ يَتَّقِى نَفْسَهُ عَنِ الشَّهَواتِ، وَ يَهْزِلُ رَقَبَتَهُ بِصِيامِ النَّهارِ. «20»

زمانى كه اثر توبه ظاهر نشود توبه تائب توبه نيست، آثار توبه عبارت است از: جلب رضايت طلبكاران، اعاده نمازها، تواضع بين مردم، حفظ نفس از شهوات، لاغر كردن بدن به روزه روز.

توبه، به اندازه اى عظيم و قبول كننده توبه آن چنان كريم است كه روايت زير اين حقيقت را بازگو مى كند و دل هر مؤمنى را شاد مى نمايد:

راوى مى گويد: حضرت رضا عليه السلام شنيد بعضى از يارانش گفتند:

لَعَنَ اللَّهُ مَنْ حارَبَ عَلِيّاً عليه السلام، فَقالَ لَهُ: قُلْ: الّا مَنْ تابَ وَ اصْلَحَ. ثُمَّ قالَ: ذَنْبُ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ وَ لَمْ يَتُبْ اعْظَمُ مِنْ ذَنْبِ مَنْ قاتَلَهُ ثُمَّ تابَ. «21»

لعنت خدا بر كسى كه با على عليه السلام جنگيد. حضرت فرمود، اضافه كن مگر كسى كه توبه كرد و به اصلاح خويش برخاست. سپس فرمود: گناه آنان كه از ولايت على عليه السلام تخلّف كردند و توبه ننمودند بزرگتر است از گناه آنان كه با وى جنگيدند و سپس بيدار شده و توبه كردند.

امام على عليه السلام فرمود:

مَنْ تابَ تابَ اللَّهُ عَلَيْهِ، وَ امِرَتْ جَوارِحُهُ انْ تَسْتُرَ عَلَيْهِ، وَ بِقاعُ الاْرْضِ انْ تَكتُمَ عَلَيْهِ، وَ انْسِيَتِ الْحَفَظَةُ ما كانَتْ تَكْتُبُ عَلَيْهِ. «22»

هر كس توبه كند خداوند توبه اش را مى پذيرد، و جوارحش مأمور مى شوند كه بر او پرده پوشى كنند، و قطعه هاى زمين دستور مى يابند كه بر او بپوشانند، و حافظان عمل آنچه را بر او نوشته اند؛ فراموش مى كنند.

امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

خداوند به داود پيغمبر وحى فرمود: اى داود! بنده مؤمنم هرگاه گناهى مرتكب شد سپس به من بازگشت و توبه كرد و از من شرم و حيا نمود به خاطر يادآورى گناهش، او را مى بخشم و گناهش را از ياد كاتبان عمل مى برم و سيّئه او را به حسنه تبديل مى كنم و باكى ندارم، كه من رحم كننده ترين رحيمانم. «23»

روى در روى يار بايد كرد

پشت بر كار و بار بايد كرد

خون دل را ز ديده بايد ريخت

دل و جان را نثار بايد كرد

عشق هوش است و عقل سرپوشى

خويش را هوشيار بايد كرد

بندگى و فكندگى خواهى

عاشقى اختيار بايد كرد

 

ور طلب مى كنى بزرگى و جاه

عقل با خويش يار بايد كرد

گرنه عشق است در خور تو نه عقل

كار دنيات بار بايد كرد

در سرت گر هواى فردوس است

با هوا كارزاربايد كرد

از جهنّم اگر ندارى باك

طلب اعتبار بايد كرد

حق تجلّى نمود از همه سو

چشم را فيض چار بايد كرد

(فيض كاشانى)

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

 

(1)- حديد (57): 3.

(2)- تفسير روح البيان: 9/ 414، ذيل آيه 3 سوره حديد.

(3)- الكافى: 2/ 440، حديث 2؛ وسائل الشيعة: 16/ 87، باب 93، حديث 21057.

(4)- بحار الأنوار: 78/ 240، باب 5، ذيل حديث 26؛ الدعوات، راوندى: 237، حديث 659.

(5)- بحار الأنوار: 6/ 21، باب 20، حديث 16؛ وسائل الشيعة: 16/ 75، باب 86، حديث 21022.

(6)- بحار الأنوار: 6/ 21، باب 20، حديث 15؛ مستدرك الوسائل: 12/ 125، باب 86، حديث 13695.

(7)- بحار الأنوار: 22/ 73، باب 37، حديث 25؛ الأمالى، شيخ صدوق: 397، حديث 10.

(8)- بحار الأنوار: 6/ 195، باب 7، حديث 48؛ الكافى: 3/ 124، حديث 10.

(9)- الزّهد: 70، باب 12، حديث 186؛ مستدرك الوسائل: 12/ 126، باب 86، حديث 13700.

(10)- بحار الأنوار: 90/ 282، باب 15، حديث 24؛ مستدرك الوسائل: 12/ 119، باب 85، حديث 13676.

(11)- شرح اصول الكافى: 1/ 277؛ رياض السالكين: 2/ 405.

(12)- عوالى اللآلى: 1/ 237، حديث 150؛ مستدرك الوسائل: 12/ 129، باب 86، حديث 13706.

(13)- بحار الأنوار: 6/ 19، باب 20، حديث 6؛ من لايحضره الفقيه: 3/ 574، حديث 4965.

(14)- غرر الحكم: 195، حديث 3837، مستدرك الوسائل: 12/ 129، باب 86، ذيل حديث 13707.

(15)- غرر الحكم: 195، حديث 3841؛ مستدرك الوسائل: 12/ 130، باب 86، ذيل حديث 13707.

(16)- كنز العمال: 4/ 205، حديث 10165؛ الجامع الصغير: 2/ 397، حديث 7193.

(17)- بحار الأنوار: 6/ 21، باب 20، حديث 14؛ الخصال: 2/ 622، حديث 10.

(18)- كنز العمال: 4/ 206، حديث 10171؛ السنن الكبرى، بيهقى: 6/ 114، حديث 10265.

(19)- بحار الأنوار: 1/ 119، باب 4، حديث 11؛ تحف العقول: 18، مستدرك الوسائل: 12/ 137، باب 87، حديث 13714.

(20)- بحار الأنوار: 6/ 35، باب 20، حديث 51؛ مستدرك الوسائل: 12/ 130، باب 87، حديث 13709.

(21)- بحار الأنوار: 76/ 221، باب 97، حديث 4؛ وسائل الشيعة: 15/ 335، باب 47، حديث 20674.

(22)- بحار الأنوار: 6/ 28، باب 20، حديث 32؛ وسائل الشيعة: 16/ 74، باب 86، حديث 21018.

 

(23)- بحار الأنوار: 6/ 28، باب 20، حديث 30؛ وسائل الشيعة: 16/ 74، باب 86، حديث 21017.


منبع : پایگاه عرفان
321
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا