فارسی
جمعه 30 مهر 1400 - الجمعة 16 ربيع الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
230
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

عامل سعادت يوسف

 

علت اين كه يوسف يوسف شد، با آن همه شؤونى كه پروردگار عالم براى ايشان بيان كرده است، چيست؟ او هم مانند همه انسان ها، در يك خانواده كنعان نشين، از مادر بزرگوارى به نام راحيل به دنيا آمد، در حالى كه مانند همه كودكان عالم، بى رنگ بود، نه رنگ مثبتى داشت و نه رنگ منفى. مولودى بود كه بر مبناى فطرت به دنيا آمده بود ، ولى اين مولود بزرگوار، همين گونه كه جاده زندگى را مى پيمود، با تعليماتى كه از پيامبر زمانش فرا گرفت، دوستان واقعى و دشمنان حقيقى خود را 
شناخت.

وقتى اين پدر بزرگوار، دشمن شناسى را به او درس مى داد، فرزندش كمتر از ده سال داشت. چون قرآن مجيد، سوره را براى عبرت و درس آموزى مطرح كرده است، به نظر مى آيد كه مى خواهد به همه پدران بياموزد كه هنوز كودكان ده ساله نشده اند، دشمنان واقعى را به آنان بشناسانيد. واى به حال پدرى كه فرزند را به دوستى با دشمنان تشويق مى كند و واى به حال خانواده اى كه رابطه فرزند را با دوستان واقعى انسان قطع كند.

اين آيه شريفه، كه از تعليمات يعقوب  عليه السلام است. اين مرد الهى و اين پدر مهربان، پيش از ده سالگى يوسف، به او القا كرده است:

 « لاَ تَقْصُصْ رُءْيَاكَ »

 خوابت را براى برادرانت نقل نكن، آن چه به تو ارائه شده است، يعنى آينده با منفعت و عالى كه همه خير دنيا در آن است و براى تو در نظر گرفته شده است، با 

كسى در ميان نگذار، چون آن چه به تو ارائه داده اند، اكنون از اسرار تو است. عزيز دلم! ايشان آن اندازه ظرفيت ندارند كه تحمل كنند. برادران تو انسان هاى بى دينى نيستند امّا ظرفيت و درك آنها خيلى كم است.


منبع : پایگاه عرفان
230
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا