فارسی
جمعه 08 بهمن 1400 - الجمعة 25 جمادى الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
346
2
نفر 0

شيطان، دشمن انسان‏

 

 منابع مقاله:

کتاب  : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد دهم

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

 

از دشمنان ديگر انسان، شيطان است كه در چهره هاى گوناگون انسى و جنّى براى بريدن انسان از حق، فعاليّت مستمر دارد.

مسئله شيطان و قيافه هاى گوناگون و دام ها و خدعه هاى خطرناكش در شرح دعاى هفدهم گذشت.

اين دشمنان خطرزا و خطرناك انسان را كه ميل طبيعى به شهوات و زرق و برق دنيا دارد، دوره مى كنند و به محاصره مى كشند و مانند يك توپ كه وسيله بازى اطفال است او را در جهت گناهان ظاهرى و باطنى دست به دست مى كنند.

لذّت گناهان وقتى سراسر درون و برون را احاطه كرد ياد حق از قلب مى رود، و لذّت مناجات و عبادت از كام انسان مى پرد و آدمى به قول حضرت سجّاد عليه السلام گرفتار مهارهاى خطا و غلبه و چيرگى شيطان مى شود، و از اوامر حق كوتاهى ورزيده و در عبادت تقصير مى كند و دچار تفريط مى شود، و به سبب هجوم غرور به خويشتن خود يا غرور به رحمت و كرم حق و فريفته شدن به لطف دوست در انواع گناهان دست و پا مى زند، و از قدرت حق و حكومت حضرت او غافل شده، و انگار به انكار احسان دوست نسبت به خود برمى خيزد، تا زمانى كه خداوند دستش را بگيرد و از شرّ جهل و هوا و شيطان نجاتش دهد، آن وقت بفهمد كه چه اندازه گناه كرده، و راه انديشه در مخالفت با پروردگار و عواقبش براى او باز شود، پس گناه بزرگش را بزرگ و مخالفت عظيمش را عظيم ببيند.

عمرى است ز اسباب غنا هيچ ندارم

چون دست تهى غير دعا هيچ ندارم

تشويش خيالات وجود و عدمم نيست

چون رمز دهانت همه جا هيچ ندارم

يارب چِقدر گرم كنم مجلس تصوير

سازم همه كوك است و صدا هيچ ندارم

چون شمع اگر شش جهتم پى سپر افتد

غير از سر خود در ته پا هيچ ندارم

وامانده يأسم كه از اين انجمن آخر

برخاستنى هست عصا هيچ ندارم

مغرور هوس مى زيم از هستى موهوم

فرياد كه من شرم و حيا هيچ ندارم

همكِسوت اسباب حبابم چه توان كرد

گر باز كنم بند قبا هيچ ندارم

شخص عدم از زحمت تمثال مبرّاست

آينه تو هيچم منما هيچ ندارم

بيدل اگر آفاق بود زير نگينم

جز نام خدا نام خدا هيچ ندارم

 

(بيدل دهلوى)

 [فَأَقْبَلَ نَحْوَكَ مُؤَمِّلًا لَكَ مُسْتَحْيِياً مِنْكَ وَ وَجَّهَ رَغْبَتَهُ إِلَيْكَ ثِقَةً بِكَ فَأَمَّكَ بِطَمَعِهِ يَقِيناً وَ قَصَدَكَ بِخَوْفِهِ إِخْلَاصاً «4» قَدْ خَلَا طَمَعُهُ مِنْ كُلِّ مَطْمُوعٍ فِيهِ غَيْرِكَ وَ أَفْرَخَ رَوْعُهُ مِنْ كُلِّ مَحْذُورٍ مِنْهُ سِوَاكَ فَمَثَلَ بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَضَرِّعاً وَ غَمَّضَ بَصَرَهُ إِلَى الْأَرْضِ مُتَخَشِّعاً وَ طَأْطَأَ رَأْسَهُ لِعِزَّتِكَ مُتَذَلِّلًا وَ أَبَثَّكَ مِنْ سِرِّهِ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنْهُ خُضُوعاً وَ عَدَّدَ مِنْ ذُنُوبِهِ مَا أَنْتَ أَحْصَى لَهَا خُشُوعاً وَ اسْتَغَاثَ بِكَ مِنْ عَظِيمِ مَا وَقَعَ بِهِ فِي عِلْمِكَ «5» وَ قَبِيحِ مَا فَضَحَهُ فِي حُكْمِكَ مِنْ ذُنُوبٍ أَدْبَرَتْ لَذَّاتُهَا فَذَهَبَتْ وَ أَقَامَتْ تَبِعَاتُهَا فَلَزِمَتْ ]

پس با اميد به حضرتت و شرمسارى از وجود مقدّست، به جانب تو روى كرده و از باب اطمينان به تو، رغبت و شوقش را متوجّه پيشگاه تو ساخته، و از روى يقين يا طمعش آهنگ تو كرده، و از باب اخلاص، با توشه ترسش به سوى تو روى آورده، طمعش از هر كه به او طمع ورزيده مى شود تهى شده غير تو، و ترسش از هر چه از آن ترسيده مى شود، برطرف شده جز تو، پس با حال زارى و ذلّت پيش رويت ايستاده، و از روى تواضع و فروتنى ديده اش را به سوى زمين انداخته، و سرش را در برابر عزّتت، ذليلانه به زيرافكنده و خاضعانه رازش را كه تو از او به آن داناترى، برايت آشكار ساخته، و خاشعانه گناهانش را كه حضرتت به تعدادش آگاه تر است برشمرده، و براى نجات از گناهان بزرگى كه براى مرتكب شونده اش در علم تو، عين هلاكت است، و زشتى اعمالى كه در عرصه قضا و قدَرَت او را رسوا كرده، به فرياد رسى و طلب يارى برخاسته؛ همان گناهانى كه روزگار لذّت هايش پشت كرده و از بين رفته، و پيامدهاى زيان بخشش به جا مانده و گريبان گير شده.

 

شناخت گناه و عذاب

چه نيكوست عزيزان مؤمن براى شناخت گناهان و عذاب و عقاب آنها به كتاب «عقاب الاعمال» نوشته شيخ صدوق و جلد دوم «اصول كافى» تأليف كلينى بزرگوار مراجعه كنند، و به دو جمله آخر فرازهاى مورد ترجمه بيشتر توجّه نمايند كه لذّت گناه آنى و بسيار زودگذر، ولى حسرت و عقاب و عذابش اگر در دايره توبه قرار نگيرد، دائمى و هميشگى است.

چون در شرح اين فراز مطالب متفرقه اى قبلًا بيان شده به همين مقدار بسنده كرديم.

اى دل به عشق خويش گرفتار بوده اى

خود را به نقد عمر خريدار بوده اى

گر بگذرى ز خويش انيس خدا شوى

اى خودپرست دون چه ستمكار بوده اى

بگشاى چشم عبرت و كرّوبيان ببين

تا روشنت شود چقدر خوار بوده اى

برخيز و جهد كن به مقام خرد رسى

روز نخست چون به خرد يار بوده اى

زآسودگى نداشته اى دست يك نفس

اى فيض خويش را تو چه غمخوار بوده اى

 

(فيض كاشانى)

 [لَا يُنْكِرُ- يَا إِلَهِي- عَدْلَكَ إِنْ عَاقَبْتَهُ وَ لَا يَسْتَعْظِمُ عَفْوَكَ إِنْ عَفَوْتَ عَنْهُ وَ رَحِمْتَهُ لِأَنَّكَ الرَّبُّ الْكَرِيمُ الَّذِي لَا يَتَعَاظَمُهُ غُفْرَانُ الذَّنْبِ الْعَظِيمِ ]

اى خداى من! اگر اين گنهكار را كيفر دهى، عدالتت را منكر نمى شود، و اگر از او گذشت كنى و به او رحمت آورى، گذشتت را در برابر بى نهايت بودنت بزرگ نمى شمارد؛ براى اين كه تو پروردگار كريمى، پروردگارى كه آمرزش گناه بزرگ، او را بزرگ ننمايد.

 

عدل و فضل خداوند در مجازات

عدالت الهى بر پايه قانون تعادل و تناسب است، اگر تناسب و ميزان در آفرينش موجودات نبود، نظم و حساب در جريان نظام هستى مفهوم نداشت، بر اين اساس خداوند حكيم براى هر موجودى حق حيات قرار داده است.

حقوقى كه براى انسان و حيوانات و نباتات مقرّر شده است هر يك برترى و امتيازى بر آنهاست. پايمال كردن و تجاوز و تصرّف در حقوق ديگرى، ستم و نابودى حق اوست. اصلى كه در نظام خلقت همواره شالوده جهان را پابرجا نگه مى دارد اصل سلامت و صحّت است. يعنى در ساختمان هر موجود زنده نيرويى نهفته است كه اداره سلامت و تندرستى او را به عهده دارد و او را به حركت و كوشش وا مى دارد و از هستى او دفاع مى كند، البته بيمارى و درد از اين اصل فراگير جداست و گاهى اتفاقى است؛ زيرا كمبودها و زيان هايى كه بر وجود وارد مى شود بر اساس يك سلسله از حكمت ها و آثارى است كه در اثر برخى مسائل طبيعى و يا بشرى در نظم امور رخ مى دهد و مسير تكامل را دگرگون مى كند، ولى هميشه راه بازگشت به اصل خلقت و فطرت باز است.

يعنى در فطرت موجودات، نيروى كششى وجود دارد كه او را به سوى حالت اوّليه باز مى گرداند و همواره در گيتى، نيروى گريز از انحراف و تمركز در سلامت و درستى برقرار است. و اين نكته ها نشان از حضور عدالت گسترده خداوندى دارد؛ و با اين حال رحمت او بر غضبش چيرگى دارد و مغفرت او همه جان ها را در برمى گيرد. به معناى ديگر: عدل پروردگار در كنار فضل او قرار مى گيرد و حق او در همسايگى عفو آرميده است. پس به هر بيانى فضل و رحمت و احسان و عفو او بر همه امور مقدّم است.

و خداوند متعال بارها در قرآن مجيد به برترى تفضّل و رحمت خويش اشاره فرموده است:

يأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَاتَتَّبِعُواْ خُطُوَ تِ الشَّيْطنِ وَ مَن يَتَّبِعْ خُطُوَ تِ الشَّيْطنِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَآءِ وَ الْمُنكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنكُم مّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَ لكِنَّ اللَّهَ يُزَكّى مَن يَشَآءُ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» «1»

اى مؤمنان! از گام هاى شيطان پيروى نكنيد؛ و هر كه از گام هاى شيطان پيروى كند [هلاك مى شود] زيرا شيطان به كار بسيار زشت و عمل ناپسند فرمان مى دهد؛ و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، هرگز احدى از شما [از عقايد باطل و اعمال و اخلاق ناپسند] پاك نمى شد، ولى خدا هر كه را بخواهد پاك مى كند؛ و خدا شنوا و داناست.

بنابر بيان حق تعالى آمرزش و پاكى محصول رحمت و فضل الهى است كه در قيامت مايه نجات است وگرنه هيچ موجودى از درِ عدل خداوند نتواند فرار كند ولى مى تواند از باب رحمت و عفو او رهايى يابد.

مَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَ لِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ» «2»

هر كس در آن روز، عذاب از او برگردانده شود، قطعاً خدا به او رحم كرده، و آن است كاميابى آشكار.

يعنى اگر رحمت نباشد عذاب از كسى برداشته نمى شود؛ زيرا ثواب و عذاب الهى عين عدل الهى است، پس اگر در قيامت شفاعت و لطف انبيا و معصومان عليهم السلام و عالمان و شهيدان نباشد بسيارى از انسان ها در محشر بدون تكليف مى مانند.

ملا محمد باقر مجلسى در باب اعتقادات مى نويسد:

إِعْتِقادُنا فِى الْعَدْلِ هُوَ أَنَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى أَمَرْنا بِالْعَدلِ وَ عامِلْنا بِما هُوَ فَوْقَهُ وَ هُوَ التَّفَضُّلُ وَ ذلِكَ أَنَّهُ عَزَّوَجَلَّ يَقُولُ:

مَن جَآءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَآءَ بِالسَّيّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ» «3». «4»

اعتقاد ما در باب عدل آن است كه خداوند متعال ما را به عدل دستور فرموده است، ولى به بالاترين از آن يعنى رحمت و لطف معامله نمود؛ زيرا خداوند عز و جل و بلند مرتبه مى فرمايد: «هر كس كار نيك بياورد، پاداشش ده برابر آن است، و آنان كه كار بد بياورند، جز به مانند آن مجازات نيابند و ايشان مورد ستم قرار نمى گيرند.»

در اين راستا اميرمؤمنان على عليه السلام درباره كلام خداوند إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسنِ» «5» مى فرمايد:

الْعَدْلُ الْإِنْصافُ وَ الْاحْسانُ التَّفَضُّلُ. «6»

عدل انصاف، و احسان بخشش افزونتر است.

اگر پروردگار با عدل خويش رفتار كند به حق انصاف را خواسته است ولى با وجود آثار ظلم و تباهى در زندگى بشر؛ عفو او بالاترين احسان است.

رسول اكرم صلى الله عليه و آله در پايان عمر شريفشان خطبه اى مهم براى مسلمانان ايراد فرمودند:

ايُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَيْسَ بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ احَدٍ نَسَبٌ وَ لا امْرٌ يُؤْتِيهِ بِهِ خَيْراً اوْ يَصْرِفُ عَنْهُ شَرَّاً الَّا الْعَمَلُ، الا لايَدَّعِيَنَّ مُدَّعٍ وَ لايَتَمَنِّيَنَّ مُتَمَنِّ وَ الَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ لايُنجى الَّا عَمَلٌ مَعَ رَحْمَةٍ، وَ لَوْ عَصَيْتُ لَهَوَيْتُ. «7»

اى مردم! بين خدا و كسى رابطه خويشاوندى نيست و هيچ رابطه ديگرى هم كه موجب جلب منفعت يا دفع ضرر شود به غير از عمل نيست. بنگريد: كسى ادعاى گزاف نكند و كسى آرزوى خام در دل نپرورد. قسم به خدايى كه مرا به راستى برانگيخت چيزى جز عمل همراه با رحمت خدا سبب رستگارى نمى گردد، اگر من هم گناه مى كردم سقوط كرده بودم.

با اين فرمايش، نتيجه مى گيريم كه: در نزد خداوند منّان سبب و نسب و مقام و مدرك و هزاران رابطه و رفاقت و زيركى كارساز نيست، تنها عنايات و الطاف الهى دستگيره و پناهگاه بندگان است.

 [ «6» اللَّهُمَّ فَهَا أَنَا ذَا قَدْ جِئْتُكَ مُطِيعاً لِأَمْرِكَ فِيمَا أَمَرْتَ بِهِ مِنَ الدُّعَاءِ مُتَنَجِّزاً وَعْدَكَ فِيمَا وَعَدْتَ بِهِ مِنَ الْإِجَابَةِ إِذْ تَقُولُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» ]

خدايا! اينك منم كه در پيشگاهت نسبت به امرت، مطيع و سر به فرمان آمدم، و آن امر اين است: ما را دستور دادى دعا كنيم، و من وفاى به وعده اى را كه در مورد اجابت دعا داده اى خواستارم؛ زيرا فرمودى: «مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم.»

 

پی نوشت ها:

 

 

______________________________

 

(1)- نور (24): 21.

(2)- انعام (6): 16.

(3)- انعام (6): 160.

(4)- بحار الأنوار: 5/ 335، باب 18؛ الاعتقادات فى دين الاماميه، شيخ صدوق: 69، باب 24.

(5)- نحل (16): 90.

(6)- نهج البلاغه: حكمت 231.

(7)- شرح نهج البلاغه: ابن ابى الحديد: 10/ 183، ذكر خبر موت الرسول صلى الله عليه و آله.

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
346
2
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

عوامل و موانع بصیرت در قرآن
گام‌های چهار‌گانه رستگاری
روزه ی این 3 روز ماه رجب را از دست ندهید!
رحلت حضرت زینب
درخواست حضرت فاطمه زهرا (س)
اهمیت دعا
حقش را هرگز نمی توانی ادا کنی!!
غیرت‌ورزی از دیدگاه قرآن و روایات
گذری بر فضایل حضرت زهرا سلام الله علیها
زندگانی حضرت علی اصغر (ع)؛ طفل شیرخوار امام حسین ...

بیشترین بازدید این مجموعه

وفات حضرت ام کلثوم (س)
آثار احسان به دیگران
شکرگزاری و سپاس از دیدگاه قرآن و روایات
برآوردن حاجت مؤمن‏
مرگ در روايات‏
غمنامه حضرت رقیه (س)
عوامل و موانع بصیرت در قرآن
روزه ی این 3 روز ماه رجب را از دست ندهید!
نفاق در قرآن و منافق در جامعه اسلامی
گام‌های چهار‌گانه رستگاری

 
نظرات کاربر

رضا عارف یار
آیات قرآنی خیلی فوق العاده بود و مرا منقلب کرد.
پاسخ
0     0
11 دى 1392 ساعت 02:34 صبح
رضا عارف یار
خیلی خوبهههههههههههه
پاسخ
0     0
11 دى 1392 ساعت 02:31 صبح
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^