فارسی
چهارشنبه 09 آذر 1401 - الاربعاء 6 جمادى الاول 1444
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
0
نفر 0

زيباى بى‏نهايت

 

 

خانمى نزد عارفى آمد و گفت : شوهرم مى خواهد مرا رها كند و به دنبال زن ديگرى برود. آن گاه گفت: مى دانم كه نگاه به نامحرم حرام است؛ از اين رو، من خودم را به زنان ديگر نشان مى دهم تا ايشان براى تو تعريف كنند كه كسى در اين شهر، زيباتر از من نيست. اين عارف، به جاى اين كه اين خانم را راهنمايى كند، نعره اى زد و غش كرد. خانم هم ترسيد و از آن جا رفت. عارف را به هوش آوردند و گفتند: چرا پاسخ او را ندادى؟ گفت: پاسخى نداشتم كه بدهم. او به من گفت: من 
زيباترين زن اين شهر هستم و شوهرم مى خواهد مرا رها كند. ديدم خدا دارد به من مى گويد: من كه زيباى بى نهايت هستم، چرا دنبال غير من رفتى؟ آيا كسى زيباتر از مرا پيدا كردى؟ ثروتمندتر از مرا پيدا كردى؟ كريم تر از مرا پيدا كردى؟ آمرزنده تر از مرا پيدا كردى؟


منبع : پایگاه عرفان
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

قلب انسان در معرض بیماری‌های خطرناک 
انسان، امانتدار امانت پروردگار
بهشت ابد، بهای قلب سلیم
حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
ديوث و معناى آن
مقام حضرت زينب (س)
ماجراى گریه مشتاقانه و عاشقانه حضرت شعيب عليه ...
خطرات هوای نفس در زندگی انسان
مراقب از نفس، جهاد اکبر انسان
موعظه، هدیۀ پروردگار به بندگان

بیشترین بازدید این مجموعه

گناه تهمت
دلالت اعضا بر اعمال
گذشت و عفو
حكايت سعدى درباره حرص مال دنيا
حكايتي دربارة كظم غيظ
دوستان و دشمنان واقعى
تفاوت فرشتگان با انسان
رمز موفقيت ابن ‏سينا
شکیبایی در برابر مشکلات - جلسه نوزدهم - (متن کامل + ...
حاج میرزا حسین کوه کمره‌ای سالک حقیقی

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^