فارسی
سه شنبه 29 مهر 1399 - الثلاثاء 3 ربيع الاول 1442
  351
  0
  0

جهاد تهاجمى در قرآن‏

 

 منابع مقاله:

کتاب  : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد دهم

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

  

به جز مواردى كه در زمينه جهاد تدافعى بيان شد، اسلام انگيزه هاى ديگرى را نيز به عنوان مجوّز منطقى براى اعلان جهاد مى شناسد كه ما در اين جا به نام جهاد تهاجمى و رهائى بخش، آن را از ديدگاه قرآن مورد بررسى قرار مى دهيم.

در آغاز بايد به اين نكته توجّه كافى مبذول داشت كه قرآن در همان حال كه جنگ را در مواردى تجويز مى كند، شيوه مسلمانان مجاهد و رزمنده و پرهيزكارانى را كه پرچم پيكار رهائى بخش را به دوش مى كشند، اينچنين توصيف مى كند:

تِلْكَ الدّارُ الآْخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِى الاْرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» «1»

آن سراى [پرارزش ] آخرت را براى كسانى قرار مى دهيم كه در زمين هيچ برترى و تسلّط و هيچ فسادى را نمى خواهند؛ و سرانجام [نيك ] براى پرهيزكاران است.

 

عوامل جهاد ابتدايى وتهاجمى

 

اهم انگيزه ها و عوامل جهاد ابتدايى و تهاجمى از اين قرار است:

1- آزاد كردن ملّت ها و توده هاى مردمى كه از شرايط آزاد انديشيدن و آزاد قضاوت كردن و بالأخره انتخاب آزاد نمودن، محرومند و موانع و سدها و دشوارى هايى بر اثر سلطه قدرتمندان و دولت مردان در راه درك حقايق و رسيدن به واقعيت ها بر سر راهشان قرار گرفته است، و نيز به منظور هموار كردن راه حقيقت يابى و نفى تحميل ها و استضعاف هاى فكرى و آماده كردن زمينه رشد آگاهى ها و شكوفائى انديشه ها.

وَ قاتِلُوهُمْ حَتّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ للَّهِ فَانِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ الّا عَلَى الظّالِمينَ» «2»

و با آنان بجنگيد تا فتنه اى [چون شرك، بت پرستى و حاكميّت كفّار] بر جاى نماند و دين فقط ويژه خدا باشد. پس اگر بازايستند [به جنگ با آنان پايان دهيد و از آن پس ] تجاوزى جز بر ضد ستمكاران جايز نيست.

2- براى رهائى بخشيدن به ملّت ها و گروه هاى تحت ستم كه خود ياراى گرفتن حق خويش را ندارند. و به گونه اى به استعمار و استثمار كشانده شده و از حقوق خود محروم گرديده و مستضعف شده اند، همان طور كه موسى و هارون براى مبارزه با فرعون كه ملّتش را به استضعاف كشانده بود فرستاده شدند:

انَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِى الاْرْضِ وَ جعَلَ اهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ ابْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِى نَساءَهُمْ انَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدينَ» «3»

همانا فرعون [در سرزمين مصر] برترى جويى و سركشى كرد و مردمش را گروه گروه ساخت، در حالى كه گروهى از آنان را ناتوان و زبون گرفت، پسرانشان را سر مى بريد، و زنانشان را [براى بيگارى گرفتن ] زنده مى گذاشت؛ بى ترديد او از مفسدان بود.

وَ نُرِيدُ انْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الاْرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ ائِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ» «4»

و ما مى خواستيم به آنان كه در آن سرزمين به ناتوانى و زبونى گرفته شده بودند، نعمت هاى باارزش دهيم، و آنان را پيشوايان مردم و وارثان [اموال، ثروت ها و سرزمين هاى فرعونيان ] گردانيم.

3- كمك و يارى دادن و همراهى با نهضت هاى آزادى بخش و مستضعفانى كه در سراسر جهان براى نجات خود در برابر استكبار و ستم جهانى مى جنگند.

وَ ما لَالَكُمْ تُقاتِلُونَ فِى سَبيلِ اللَّهِ وَ المُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا اخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظّالِمِ اهْلُها وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا» «5»

شما را چه شده كه در راه خدا و [رهايى ] مردان و زنان و كودكان مستضعف [ى كه ستمكاران هر گونه راه چاره را بر آنان بسته اند] نمى جنگيد؟ آن مستضعفانى كه همواره مى گويند: پروردگارا! ما را از اين شهرى كه اهلش ستمكارند، بيرون ببر و از سوى خود، سرپرستى براى ما بگمار و از جانب خود براى ما ياورى قرار ده.

 

نشانه هاى مجاهدان در راه خدا

در جنگ تدافعى گرچه انگيزه و هدف اصلى، جهاد در راه خداست، ولى بيشتر موارد آن به طورى كه بررسى كرديم مقاصد مادّى از قبيل بيرون راندن دشمن از سرزمين اسلامى و به دست آوردن حقوق از دست رفته و پاسدارى از مال و جان و نگهدارى از حقوق و منافع مادّى مشروع نيز مطرح است.

اما در موارد جنگ تهاجمى، جهاد در شكل توحيدى ناب و فقط براى خدا و تنها به خاطر هدف هاى معنوى ارائه شده است، حتى آن جا كه به يارى مستضعفان مى شتابند به دنبال هيچ گونه مقاصد و منافع مادّى براى خود نيستند.

اين واقعيّت را كه نشانگر ماهيّت جهاد ابتدايى اسلام و قداست كامل آن چه از نظر هدف و چه از نظر كيفيّت، اجراى آن مى باشد مى توان با تأمّل در آيات زير به دست آورد:

الَّذينَ انْ مَكَّنَّاهُمْ فِى الاْرْضِ اقامُوا الصَّلاةَ و آتَوُا الزَّكاةَ وَ امَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنْ الْمُنْكَرِ وَ للَّهِ عاقِبَةُ الاْمُورِ» «6»

همانان كه اگر آنان را در زمين قدرت و تمكّن دهيم، نماز را برپا مى دارند، و زكات مى پردازند، و مردم را به كارهاى پسنديده وا مى دارند و از كارهاى زشت بازمى دارند؛ و عاقبت همه كارها فقط در اختيار خداست.

با اين توصيف هرگز جهاد اسلامى با توسعه طلبى و قدرت خواهى و سلطه جوئى و استعمار و استثمار و جستجوى ثروت و سرزمين هاى بيشتر و حكومت جابرانه بر توده ها، آنگونه كه مقصد جنگجويان بى تقوا و سياستمداران است، آلوده نخواهد شد.

فَلْيُقاتِلْ فِى سَبيلِ اللَّهِ الَّذينَ يَشْرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا بِالآْخِرَةِ» «7»

بايد كسانى كه زندگىِ زودگذرِ دنيا را با سراى جاويدان آخرت مبادله مى كنند، در راه خدا بجنگند.

بى شك چنين كسانى كه حاضر شده اند دنيا و جانشان را به جهان معنويّت بيكران آخرت از دست بدهند، هرگز با مقاصد پست و آرمان هاى توسعه طلبانه و طمعكارانه آلوده نخواهند شد.

انَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرتابُوا وَ جاهَدُوا بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ فِى سَبيلِ اللَّهِ اولئِكَ هُمُ الصّادِقُونَ» «8»

مؤمنان فقط كسانى اند كه به خدا و پيامبرش ايمان آورده اند، آن گاه [در حقّانيّت آنچه به آن ايمان آورده اند] شك ننموده و با اموال و جان هايشان در راه خدا جهاد كرده اند؛ اينان [در گفتار و كردار] اهل صدق و راستى اند.

وقتى مؤمنى كه در راه ايمان به خدا و پيامبرش ترديدى به دل راه نمى دهد و آماده تقديم اموالش مى شود كه محصول تلاش عمر اوست و جانش را در راه ايمانش تقديم كند، چگونه مى تواند جهادش با مقاصد پست بشرى، رنگ غير خدائى به خود بگيرد.

انَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنينَ انْفُسَهُمْ وَ امْوالَهُمْ بِانّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِى سَبيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِى التَّوْراةِ وَ الاْنْجيلِ وَ الْقُرآنِ وَ مَنْ اوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذى بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ* التّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السّائِحُونَ الرّاكِعُونَ السّاجِدُونَ الآْمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤمِنينَ» «9»

يقيناً خدا از مؤمنان جان ها و اموالشان را به بهاى آن كه بهشت براى آنان باشد خريده؛ همان كسانى كه در راه خدا پيكار مى كنند، پس [دشمن را] مى كشند و [خود در راه خدا] كشته مى شوند [خدا آنان را] بر عهده خود در تورات و انجيل و قرآن [وعده بهشت داده است ] وعده اى حق؛ و چه كسى به عهد و پيمانش از خدا وفادارتر است؟ پس [اى مؤمنان!] به اين داد و ستدى كه انجام داده ايد، خوشحال و شاد باشيد؛ و اين است كاميابى بزرگ.* [آن مؤمنان، همان ] توبه كنندگان، عبادت كنندگان، سپاس گزاران، روزه داران، ركوع كنندگان، سجده كنندگان، فرمان دهندگان به معروف و بازدارندگان از منكر و پاسداران حدود و مقرّرات خدايند؛ و مؤمنان را [به رحمت و رضوان خدا] مژده ده.

امير المؤمنين عليه السلام درباره جهاد در راه خدا مى فرمايد:

فَانَّ الْجَهادَ بابٌ مِنْ ابْوابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخاصَّةِ اوْليائِهِ، وَ هُوَ لِباسُ التَّقْوى، وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصينَةُ، وَ جُنَّتُهُ الْوَثيقَةُ. «10»

جهاد درى است از درهاى بهشت كه خدا آن را براى بندگان مخصوص و برگزيده اش گشوده است. جهاد پوشش پرهيزكارى، و زره محكم و مقاوم خدائى و سپر قابل اطمينان خداست.

 

ارزش جهاد گرى در راه حق

 

آنان كه براى برقرارى توحيد، و دفاع از فرهنگ پاك حق، و حفظ مرزهاى اسلام، همراه با قصد قربت به جهاد برمى خيزند از چنان ارزشى در پيشگاه حق برخوردارند، كه از اين ارزش جز ذات مقدّس حضرت ربّ احدى واقف و آگاه نيست.

انَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِى سَبيلِ اللَّهِ اولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ» «11»

يقيناً كسانى كه ايمان آورده، و آنان كه هجرت كرده و در راه خدا به جهاد برخاستند، به رحمت خدا اميد دارند؛ و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.

بدون شك كسانى كه خواب را بر خود حرام كرده، در راه خدا دل از خانه و آشيانه شسته اند و راهى جبهه ها گشته اند، بر كسانى كه از علايق دنيوى نبريده، در خانه هاى خويش راحت آرميده اند، برترى بسيار دارند.

لا يَسْتَوِى الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ غَيْرُ اولِى الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِى سَبيلِ اللَّهِ بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدينَ دَرَجَةً وَ كُلّاً وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ عَلَى الْقاعِدينَ اجْراً عَظيماً* دَرَجاتٍ مِنْهُ وَ مَغْفِرَةً وَ رَحْمَةً وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً» «12»

آن گروه از مؤمنانى كه بدون بيمارى جسمى [و نقص مالى، و عذر ديگر، از رفتن به جهاد خوددارى كردند و] در خانه نشستند، با مجاهدانى كه در راه خدا با اموال و جان هايشان به جهاد برخاستند، يكسان نيستند. خدا كسانى را كه با اموال و جان هايشان جهاد مى كنند به مقام و مرتبه اى بزرگ بر خانه نشينان برترى بخشيده است. و هر يك [از اين دو گروه ] را [به خاطر ايمان و عمل صالحشان ] وعده پاداش نيك داده، و جهادكنندگان را بر خانه نشينانِ [بى عُذر] به پاداشى بزرگ برترى داده است.* به درجات و رتبه هايى، و آمرزش و رحمتى ويژه از سوى خود؛ و خدا همواره بسيار آمرزنده و مهربان است.

 

مجاهدان در روايات

 

رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره مجاهدان در راه خدا فرموده:

مَثَلُ الْمُجاهِدينَ فِى سَبيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ الْقائِمِ الْقانِتِ لايَزالُ فِى صَوْمِهِ وَ صَلاتِهِ حَتّى يَرْجِعَ الى اهْلِهِ. «13»

مثل مجاهدان در راه خدا مانند كسى است كه قائم و قانت باشد و هميشه در روزه و نماز، تا وقتى كه به سوى اهلش بازگردد.

و نيز آن حضرت فرمود:

الْمُجاهِدُونَ فِى سَبيلِ اللَّهِ قُوّادُ اهْلِ الْجَنَّةِ. «14»

مجاهدان در راه خدا رهبران اهل بهشت اند.

و آن حضرت فرمود:

يَرْفَعُ اللَّهُ الْمُجاهِدَ فِى سَبيلِهِ عَلى غَيْرِهِ مِائَةَ دَرَجَةٍ فِى الْجَنَّةِ، مَا بَيْنَ كُلِ دَرَجَتَيْنِ كَما بَيْنَ السَّماءِ وَ الاْرْضِ. «15»

خداوند، مجاهد در راهش را بر غير او صد درجه در بهشت رفعت و بلندى بخشد كه فاصله ميان هر دو درجه همانند فاصله ميان آسمان و زمين است.

و آن جناب فرمود:

انَّ اللَّهَ يَدْفَعُ بِمَنْ يُجاهِدُ عَمَّنْ لايُجاهِدُ. «16»

همانا خداوند بلاها را از كسى كه جهاد نمى كند به واسطه جهادگر دور مى كند.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

دَعا مُوسى وَ امَّنَ هارُونَ عليهما السلام وَ امَّنَتِ الْمَلائِكَةُ، فَقالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: اسْتَقيما فَقَدْ اجِيبَتْ دَعْوتُكُما. وَ مَنْ غَزا فِى سَبيلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ اسْتُجِيبَتْ لَهُ كَما اسْتُجِيبَتْ لَهُما الى يَوْمِ الْقِيامَةِ. «17»

موسى عليه السلام دعا كرد و هارون و ملائكه آمين گفتند، پس خداوند عزّ و جلّ فرمود: پايدار باشيد، هر آينه دعاى شما را قبول مى كنم. و هر آن كس كه در راه خداوند عزّ و جلّ جنگ كند دعاى او قبول مى شود همان طور كه دعاى آن دو تا روز قيامت قبول شد.

حضرت صادق عليه السلام مى فرمايد:

ثَلاثةٌ دَعْوَتُهُم مُسْتَجابَةٌ، احَدُهُمُ الْغازى فِى سَبيلِ اللَّهِ، فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونَهُ .... «18»

دعاى سه كس پذيرفته مى شود، يكى از آنها رزمنده اى است كه در راه خدا مى جنگد، پس ببينيد چگونه جانشين او مى شويد ....

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

انَّ الْغُزاةَ اذا هَمُّوا بِالْغَزْوِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُمْ بَراءَةً مِنَ النّارِ. «19»

به درستى كه جنگجويان و رزمندگان وقتى كه قصد جنگ كنند، خداوند براى آنها برائت از آتش مى نويسد.

و نيز آن حضرت فرمود:

وَ مَنْ خَرَجَ فِى سَبيلِ اللَّهِ مُجاهِداً فَلَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ سَبْعُمِائَةِ الْفِ حَسَنَةٍ، وَ يُمْحى عَنْهُ سَبعُمِائَةِ الْفِ سَيِّئَةٍ، وَ يُرْفَعُ لَهُ سَبْعُمِائَةِ الْفِ دَرَجَةٍ، وَ كانَ فِى ضَمانِ اللَّهِ، بِاىِّ حَتْفٍ ماتَ كانَ شَهيداً، وَ انْ رَجَعَ رَجَعَ مَغْفُوراً لَهُ مُسْتَجاباً دُعاؤُهُ. «20»

و هر كس در راه خدا در حالت جهاد خارج شود، پس براى او به ازاى هر قدمى هفتصدهزار حسنه نوشته مى شود، و هفتصد هزار گناه از او پاك مى گردد، و هفتصد هزار درجه به او رفعت دهند، و او در كفالت خدا خواهد بود، به هر مرگى كه بميرد شهيد خواهد بود، و اگر سالم برگردد در حالتى برمى گردد كه گناهان او بخشيده شده، و دعاهايش مستجاب گرديده است.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

إِذا خَرَجَ الْغازى مِنْ عَتَبَةِ بابِهِ بَعَثَ اللَّهُ مَلَكاً بِصَحيفَةِ سَيِّئاتِهِ فَطَمَسَ سَيِّئاتِهِ. «21»

وقتى كه رزمنده از درگاه خانه اش خارج شود، خداوند ملكى را با صحيفه سيئات و گناهان او ارسال مى كند، پس وى گناهان او را مى پوشاند و محو مى كند.

و نيز آن حضرت مى فرمايد:

فَاذا وَدَّعَهُمْ اهْلُوهُمْ بَكَتْ عَلَيْهِمُ الْحيطانُ وَ البُيُوتُ. «23»

و چون خانواده هاى رزمندگان به بدرقه ايشان مى روند، ديوارها و خانه ها بر آنها مى گريند.

رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد:

انَّ الْغُزاةَ اذا هَمُّوا بِالْغَزْوِ ... وَ يَخْرُجُونَ مِنْ ذُنُوبِهِمْ كَما تَخْرُجُ الْحَيَّةُ مِنْ سِلْخِها. «24»

رزمندگان چون عزم جهاد كنند ... و از گناهان خود خارج مى شوند همان طورى كه مار از پوستش بيرون مى رود.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

انَّ صَبْرَ الْمُسْلِمِ فِى بَعْضِ مَواطِنِ الْجِهادِ يَوْماً واحِداً خَيْرٌ لَهُ مِنْ عِبادَةِ ارْبَعينَ سَنَةً. «25»

به درستى كه صبر يك روز مسلمان در بعضى از ميدان هاى جهاد، براى او از عبادت چهل سال بهتر است.

حضرت باقر عليه السلام مى فرمايد:

وَ ما مِنْ قَدَمٍ احَبَّ الَى اللَّهِ مِنْ خُطْوَةٍ الى ذِى رَحِمٍ اوْ خُطْوَةٍ يُتِمُّ بِها زَحْفاً فِى سَبيلِ اللَّهِ. «26»

هيچ گامى در نزد خدا دوست داشتنى تر نيست از گامى كه براى ديدار اقوام برداشته شود، و يا گامى كه به وسيله آن جهاد در راه خدا انجام گيرد.

امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مى كند:

انَّ جَبْرَئِيلَ اخْبَرنِى بِامْرٍ قَرَّتْ بِهِ عَيْنِى، وَ فَرَحَ بِهِ قَلْبِى، قالَ: يا مُحَمَّدُ! مَنْ غَزا غَزْوَةً فِى سَبيلِ اللَّهِ مِنْ امَّتِكَ فَما اصابَتْهُ قَطْرَةٌ مِنَ السّماءِ اوْ صُداعٌ الّا كانَتْ لَهُ شَهادَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ. «27»

جبرئيل مرا به مسئله اى خبر داد كه چشمانم بدان روشن و قلبم شاد گشت، جبرئيل گفت: اى محمّد! هر كس از امّت تو كه در راه خدا جنگ كند، پس بر او قطره اى از آسمان نبارد و يا سردردى نگيرد مگر آن كه براى او در روز قيامت گواهى دهند.

حضرت صادق عليه السلام فرمود:

كُلُّ عَيْنٍ ساهِرَةٌ يَوْمَ الْقِيامَةِ الّا ثَلاثَ عُيُونٍ، عَيْنٌ سَهَرَتْ فِى سَبيلِ اللَّهِ، وَ عَيْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللَّهِ، وَ عَيْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ. «28»

تمام چشم ها در روز قيامت گريان و چون چشمه روانند مگر سه چشم:

چشمى كه در راه خدا بيدارى كشد، و چشمى كه از محرّمات خدا بسته شود، و چشمى كه از ترس خدا بگريد.

 

 

پی نوشت ها:

 

 

______________________________

 

(1)- قصص (28): 83.

(2)- بقره (2): 193.

(3)- قصص (28): 4.

(4)- قصص (28): 5.

(5)- نساء (4): 75.

(6)- حج (22): 41.

(7)- نساء (4): 74.

(8)- حجرات (49): 15.

(9)- توبه (9): 111- 112.

(10)- نهج البلاغه: خطبه 27.

(11)- بقره (2): 218.

(12)- نساء (4): 95- 96.

(13)- مستدرك الوسائل: 11/ 13، باب 1، حديث 12293، جامع احاديث الشيعه: 13/ 8، حديث 13.

(14)- مستدرك الوسائل: 11/ 18، باب 1، حديث 12313، بحار الأنوار: 8/ 199، باب 23، حديث 202.

(15)- مستدرك الوسائل: 11/ 18، باب 1، حديث 12313، جامع احاديث الشيعه: 13/ 8، حديث 17.

(16)- مستدرك الوسائل: 11/ 14، باب 1، ذيل حديث 12295، جامع احاديث الشيعه: 13/ 15، حديث 30.

(17)- مستدرك الوسائل: 11/ 7، باب 1، حديث 12276، الجعفريات: 76، كتاب الجهاد.

(18)- وسائل الشيعة: 15/ 21، باب 3، حديث 19931؛ تهذيب الأحكام: 6/ 122، باب 54، حديث 7.

(19)- بحار الأنوار: 97/ 12، باب 1، حديث 27؛ مستدرك الوسائل: 11/ 10، باب 1، حديث 12289.

(20)- وسائل الشيعة: 15/ 18، باب 1، حديث 19927؛ كشف الغطاء: 2/ 283.

(21)- مستدرك الوسائل: 11/ 13، باب 1، ذيل حديث 12293، جامع احاديث الشيعه: 13/ 8، حديث 13.

(23)- بحار الأنوار: 97/ 12، باب 1، حديث 27؛ مستدرك الوسائل: 11/ 10، باب 1، حديث 12289.

(24)- بحار الأنوار: 97/ 12، باب 1، حديث 27؛ مستدرك الوسائل: 11/ 10، باب 1، حديث 12289.

(25)- مستدرك الوسائل: 11/ 21، باب 1، حديث 12324؛ عوالى اللآلى: 1/ 282، فصل 10، حديث 121.

(26)- بحار الأنوار: 97/ 14، باب 1، حديث 31؛ الزهد: 76، باب 13، حديث 204.

(27)- بحار الأنوار: 97/ 8، باب 1، حديث 5؛ تهذيب الأحكام: 6/ 121، باب 54، حديث 1.

(28)- بحار الأنوار: 97/ 50، باب 5، حديث 32؛ مستدرك الوسائل: 11/ 17، باب 1، حديث 12307.

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  351
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

ترویج شیطان پرستی در عرفان حلقه ؟
نظر امام رضا(ع) درباره ازدواج موقت متأهل‌ها
اسرار زیارت امام رضا (ع)
28 صفر رحلت پیامبر گرامی اسلام (ص)
عزاداری حضرت سیدالشهدا(ع) واجب است یا مستحب؟
صلوات در كلام امام رضا(ع)
امام رضا(ع) در آثار استاد انصاریان
 الگوى رفتارى حضرت امام حسن مجتبى (ع)
عنصر مردانگی و جوانمردی در بیان امام حسن مجتبی(ع)
طلوع نور محمدى

بیشترین بازدید این مجموعه

جن و انس در قرآن کریم
اصلاح ذات البين در فرهنگ دينى
برترین بانوی جهان
نظر امام رضا(ع) درباره ازدواج موقت متأهل‌ها
هيبت پدر و مادر همانند هيبت سلطان‏
اسرار زیارت امام رضا (ع)
فرمانی قطعی در کنار دعوت به توحید!
شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!
نقش دین در تامین خواسته‌های دنیوی بشر
پایه‌ دوم دین؛ آبروداری و راستگویی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز