فارسی
سه شنبه 04 آبان 1400 - الثلاثاء 20 ربيع الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
217
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

تجاهل كفار به دلیل هواي نفس

 

آنان نفهميدند؟ چرا مي‌فهميدند اما هواي نفس و شهوات آن ها، آزادطلبي غلط آن‌ها نگذاشت تو را باور كنند. مي‌دانستند من حق هستم و من تو را به حق فرستادم:

(أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ) اين تفسير (إِنَّا أَرْسَلْناكَ) است که چه کسي تو را فرستاده است؟ که من گفتم: (إِنَّا أَرْسَلْناكَ) ما تو را فرستاديم، من کيم که تو را فرستادم:

(أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوانُها)

من از عالم بالا آب فرستادم. باران چگونه به وجود مي‌آيد؟ اولاً: فاصلۀ زمين و خورشيد را صد و پنجاه ميليون كيلومتر قرار دادم؛ چون اگر نزديک تر قرار مي‌دادم زمين گلوله آتشين مي‌شد. اگر اين فاصله را دورتر قرار مي‌دادم، زمين کرۀ يخي مي‌شد. اين فاصله از زماني که زمين را ساختم، تا كنون حفظ شده است.

حرارت خورشيد متعادل بر سطح دريا مي‌تابد، آب را بخار مي‌کند؛ در درون بخار، نيروي حرکت به بالا قرار دادم تا يک حدي بالا مي‌آيد كه ابر تشکيل مي‌شود و باران را نازل مي‌كند. از هر گونه ميوه و سبزيجات، دانه‌هاي نباتي به وجود مي‌آورد که رنگ‌هاي آنان با هم متفاوت است.

آيا باران مهم‌تر است يا وجود پيغمبر؛ اگر از ابر نبوتِ پيغمبر، بر انسان باران رحمت ببارد، سرزمين وجود انسان چه ميوه‌هايي به وجود مي‌آورد. براي اين‌که هنر پيغمبر اكرم (ص) را بدانيد، در نظر بگیرید که اميرالمؤمنين (ع) و فاطمه زهرا 3 را ايشان ساخته است. گروهي از اهل بيت و مردم، پيغمبر را نديده بودند، اما با پيغمبر هماهنگ شدند. زمين‌هايي که باران رسالت پيغمبر بر آن‌ها باريده است:

(فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوانُها وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بيضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابيبُ سُودٌ)

بعد مي‌فرمايد: به کوه‌ها نگاه کنيد؛ اگر اين کوه‌ها را قرار نمي‌دادم، سطح زمين پيوسته دچار باد مي‌شد. نمي‌توانستيد يک ديوار بسازيد؛ باد آن را ويران مي‌کرد.

کوه‌ها انبار آب و طلا و مس هستند؛ کوه‌ها انبار انواع عناصر معدني هستند و در کوه‌ها جاده قرار دادم بتوانيد برويد و الا همۀ شما دچار بن بست بوديد. خيلي جاها پر از کوه است (وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ) بر بسياري از کوه‌ها جاده قرار دادم (بيضٌ) جاده سفيد رنگ و (حمرٌ) جادۀ قرمز رنگ، (مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها) رنگ به رنگ است که در راه رفتن لذت ببريد (وَ غَرابيبُ سُود) بعضي از جاده‌ها هم سياه است.

(وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ كَذلِك)

 

خيلي از انسان‌ها و جنبندگان و حيوانات را با رنگ‌هاي مختلف آفريدم.


منبع : پایگاه عرفان
217
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

تفاوت «ضرر» و «خسران»
خاطره بزرگواران پارسا
قرآن، نشان‌دهندۀ راه اندیشه در جهان هستی
درک حقایق با عمل به اهداف چهارگانۀ قرآن
بیماری‌های دل، مانعِ دریافت فیوضات الهی
تفکر و اندیشه، غذایی مفید برای عقل
زمینه‌های اندیشه برای انسان در قرآن
ارزش اندیشه و تفکر در نگاه امیرالمؤمنین(ع)
باارزش‌ترین گوهر دریای آفرینش
بیماری‌های درونی انسان

بیشترین بازدید این مجموعه

ارزشها و لغزشهای نفس - جلسه هیجدهم
در مجلس ابن زیاد(لعنة الله علیه) چه گذشت؟ - جلسه چهاردهم
به میدان رفتن آینه ی تمام نمای پیامبر اسلام(ص)، حضرت ...
ورود کاروان اسرا به شهر شام
شعر مرحوم صدر در رثاى مرحوم حائرى
گناه و سبب آن - جلسه بیست و سوم (1) – (متن کامل + عناوین)
توبة جوان گناهکار
مقربین چه کسانی هستند؟
پرهیز از خودرأیی
تهران- حسینیه همدانیها – رمضان 95 - جلسه بیستم

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا