فارسی
سه شنبه 06 آبان 1399 - الثلاثاء 10 ربيع الاول 1442
  70
  0
  0

مهياي سفر

مهياي سفر

زهري گويد: امام سجاد عليه السلام را در شبي تاريك و سرد ديدم كه مقداري آرد بر دوش خود گذارده و حركت مي كند. عرض كردم : يا بن رسول اللّه اينها چيست ؟ فرمود: سفري در پيش دارم و براي آن توشه اي را به جاي امني مي برم . زهري : اين غلام من است و آن را براي شما حمل مي كند، اما امام عليه السلام نپذيرفت . زهري : خودم آن را حمل مي كنم زيرا من شان شما را بالاتر از اين مي دانم كه آن را حمل كنيد. امام عليه السلام : اما من شان خود را بالاتر از اين نمي دانم كه آنچه مرا در سفر نجات مي دهد و ورودم را بر كسي كه مي خواهم به محضر او باريابم نيكو مي گرداند حمل نمايم ، تو را به خدا بگذار كار خود را انجام دهم . زهري از خدمت امام جدا شد به راه خود رفت اما پس از چند روز كه به محضر امام عليه السلام رسيد عرض كرد: يابن رسول اللّه ! اثري از سفري كه فرمودي نمي بينم . امام عليه السلام فرمود: بله اي زهري ، آنطور كه گمان كرده اي نيست بلكه آن سفر، سفر مرگ است و من براي آن آماده مي شوم . براستي كه آمادگي براي مرگ پرهيز از حرام و بخشش در راه خير است .

 

نويسنده:محمد رضا اکبري


منبع : قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليه السلام)
  70
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

مظلومیت و بی‌گناهی سیدالشهدا(ع) و خاندان او
الگوهای رفتاری و اخلاقی حضرت سیّدالشهدا(ع)  
حضرت رقیه (س)؛ سفیر كوچك امام حسین (ع) در شام
چگونگی شهادت غم انگیز حضرت رقیه بر اساس 3 منبع
غمنامه حضرت رقیه (س)
ماجراى شهادت مسلم در كوفه‏
توجه عاطفی به دختران را از امام حسین(ع) بیاموزیم
ماجرای پیوستن «زهیر» به کاروان امام حسین(علیه السلام)
پژوهشی در هویت تاریخی حضرت رقیه (علیهاالسلام)
دوری قبر حربن رياحي از بارگاه امام حسين (ع)!

بیشترین بازدید این مجموعه

صبر و بردباری اباالفضل علیه السلام

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز