فارسی
سه شنبه 12 اسفند 1399 - الثلاثاء 18 رجب 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
186
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده

گرچه تا غارت اين باغ نماند است بسي

بوي گل مي وزد از خيمه خاموش کسي

چه شکوهي است در اين خيمه که صد قافله دل

مي نوازند به اميد رسيدن، جرسي

دامن خيمه به بالا بزن اي گل که دلم

جز پرستاري درد تو ندارد هوسي

اي صفاي لعري جمع به پيشاني تو!

باد پاييم و به گردت نرسيده است کسي

چه صميمي است خدايي که تو يادم دادي

لطف محض است اگر نيست جز او دادرسي

باز شب آمد ومن ماندم واين گريه و نيست

جز ابوحمزه طوفاني توهم نفسي


منبع : محمد فخارزاده
186
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز