فارسی
چهارشنبه 05 آذر 1399 - الاربعاء 9 ربيع الثاني 1442

  804
  0
  0

ارزش شيعيان‏

 

منابع مقاله:

کتاب  : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد نهم

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

 

ارزش شيعه به خاطر همرنگى او در عقايد و اخلاق و اعمال با امامان معصوم عليهم السلام است.

شيعه پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله فقط اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله و نوّاب عامّه آنان- كه مراجع تقليد و عالمان واجد شرايطند- را واجب الاطاعه مى داند.

توحيد شيعه توحيد قرآن است، شيعه به روز جزا پايبند است، فقه شيعه فقه اهل بيت است، شيعه با ستم و ستمگران به هيچ عنوان سازش ندارد، امر به معروف و نهى از منكر را واجب مى داند گرچه به قيمت جان او تمام شود.

هر روز براى شيعه عاشورا است، يعنى روز ستيز با ظالمان و ستمگران و طاغوت هاست، و هر سرزمين براى شيعه كربلاست.

تشيع همان اسلام قرآن و آيين ناب محمّدى است، شيعه راهى جز قرآن نمى شناسد، و رهبرانى پس از پيامبر جز رهبران معصوم را اعتقاد ندارد.

شيعه براى بقاى خود و حفظ متابعت از اهل بيت، و روشن نگاه داشتن چراغ هدايت، پس از مرگ رسول خدا تاكنون از لابلاى زندان ها و تبعيدها، و خاك و خون و ايثار و شهادت گذشته، و اين روش را تا ظهور امام دوازدهم و پهن شدن سفره عدل و عدالت ادامه مى دهد.

شيعه براى دفاع از هويت خود در برابر تهمت هاى ناروا و ناجوانمردانه اى كه در زمينه عقايد و اعمال از جانب علماى اهل سنّت در طول قرون و اعصار به او زده شده، بهترين كتابهاى علمى و فنى و استدلالى را نوشته، و از اين راه حجت خدا را بر تمام جهانيان تمام كرده است.

شيعه با نوشتن كتاب «الفين»، «احقاق الحق»، «شافى»، «عبقات»، «اصل الشيعة و اصولها»، «المراجعات»، و «النصّ و الاجتهاد»، «دلائل الصدق»، و كتاب جهانى «الغدير»، و «أعيان الشيعة» و «تأسيس العلوم» و «الذريعة» كه برخى از آنها از چند هزار صفحه تجاوز مى كند، صحت و سلامت و استحكام و قدرت و نيرومندى معنوى راه خود را ثابت كرده، و باب هر شك و ترديد را به روى غير بسته و دست رد بر سينه نامحرم زده، و همچون خورشيد وسط روز از نظر علمى و درستى راه در ميان تمام مذاهب اسلامى درخشيده است.

شيعه اقتداگر به تمام انبيا و رنگ پذير از امامان معصوم، و بنده خدا، و تابع آيات قرآن، و تسليم فقه جعفرى است، فقهى كه سينه به سينه از رسول خدا گرفته شده، رسولى كه علم و دانشش را از حضرت حق دريافت كرده است.

شيعه فقط و فقط تابع عقايد حقّه است، عقايدى كه از چشمه زلال وحى گرفته شده، و عاشق عبادت و طاعت خداست، عبادت و طاعتى كه فرامين و دستورهايش درقرآن، و در گفتار پيامبر و اهل بيت اوست.

شيعه علاقه مند به حسنات اخلاقى و متنفّر از رذايل نفسى، و دلباخته اولياى الهى، و دشمن دشمنان خداست.

شيعه بر خلاف اهل سنّت كه فقه خود را در چهارچوب فقه چهار نفر حبس كرده اند، باب اجتهاد را مفتوح مى داند، و از مجتهد زنده اعلم و فتاوى او كه زمان و مكان و مصالح امت در آن لحاظ شده، پيروى مى كند.

 

تفسير آيه قرآن به شيعه

شدّت و كثرت زحمات خالصانه شيعه باعث شده كه رسول الهى وائمه طاهرين عليهم السلام اعلام كنند:

شيعيان ما را بر ما حقوقى است لازم، چه در دنيا و چه در آخرت، بر ماست كه آن حقوق را ادا كنيم و به خصوص به هنگام مرگ و در برزخ و در آخرت به زيارت آنان آئيم و اين پاك باختگان را مشمول شفاعت خود قرار دهيم. «1» امام صادق عليه السلام در تفسير آيه:

انَّ اوْلَى النّاسِ بِابْراهِيمَ لَلَّذينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِىُّ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ اللّهُ وَلِىُّ الْمُؤْمِنينَ» «2»

مسلماً نزديكترين مردم به ابراهيم [از جهت پيوند وانتساب معنوى ] كسانى اند كه [از روى حقيقت ] از او پيروى كردند، و اين پيامبر و كسانى كه [به او] ايمان آورده اند [از همه به او نزديك ترند] و خدا ياور و سرپرست مؤمنان است.

فرمودند:

هُمُ الْائِمَّةُ وَ اتْباعُهُمْ.

منظور از جمله وَ الَّذينَ آمَنُوا امامان معصوم كه جانشينان بر حق پيامبرند و تابعان آنهايند. «3» پس از رسول خداوند، در طول اين پانزده قرن، جز شيعه كسى تابع دوازده امام معصوم نبوده است.

و نيز حضرت صادق در توضيح اين آيه فرمودند:

امام على عليه السلام به خدا قسم بر دين ابراهيم و طريق اوست، و شما اى شيعيان ما، سزاوارترين مردم به ابراهيم يا على هستيد. «4»

شيعه در روايات

حضرت امام حسين عليه السلام مى فرمودند:

ما اعْلَمُ احَداً عَلى مِلَّةِ ابْراهِيمَ الَّا نَحْنُ وَ شيعَتُنا. «5»

من يك نفر را در اين جهان بر آيين الهى ابراهيم جز خودمان دوازده امام و پيروانمان خبر ندارم.

حضرت صادق عليه السلام مى فرمود:

وَ اللّهِ انَّكُمْ لَعَلى دينِ اللّهِ وَ دينِ مَلائِكَتِهِ، فَاعينُونا عَلى ذلِكَ بِوَرَعٍ وَ اجْتِهادٍ، فَوَاللهِ ما يَقبَلُ اللّهُ الّا مِنْكُمْ، فَاتَّقُوا اللّهَ وَ كُفُّوا الْسِنَتَكُمْ، صَلُّوا فِى مَساجِدِكُمْ فَاذا تَمَيَّزَ النَّاسُ فَتَمَيَّزُوا. «6»

به خدا قسم! شما شيعيان ما بر آيين خدا و ملائكه هستيد، مرا به پاكدامنى و كوشش در عبادت و اطاعت كمك كنيد، به خدا قسم در اين جهان و آن جهان اعمال غير شما قبول نخواهد شد، پس تقواى الهى را در تمام شؤون حيات مراعات كنيد، و در مسأله زبان، مردم خوددارى باشيد، و در مساجد خود نماز بگزاريد، و چون مردم به يكسو شدند، شما هم به طرف ماآئيد.

عبّاد بن زياد مى گويد: حضرت صادق عليه السلام به من فرمود:

يا عَبّادُ! ما عَلى مِلَّةِ ابْراهِيمَ احَدٌ غَيرُكُمْ، وَ ما يَقْبَلُ اللّهُ الّا مِنْكُمْ، وَ لايَغْفِرُ الذُّنُوبَ الّا لَكُمْ. «7»

اى عبّاد! احدى جز شما شيعيان ما بر آيين ابراهيم نيست، خداوند از غير شما عمل قبول نمى كند، و گناهان غير شما را نمى بخشد.

 

خصوصيات شيعه در روايات

 

حضرت صادق عليه السلام پس از بيان اين حقيقت كه شيعه در راه خدا، و بر صراط ابراهيم و همه انبيا و پيرو امامان معصوم است، به خصوصيات اين طايفه اين چنين اشاره مى فرمايند:

امْتَحِنُوا شَيعَتَنا عِنْدَ مَواقيتِ الصَّلَواتِ كَيْفَ مُحافَظَتُهُمْ عَلَيْها، وَ الى اسْرارِنا كَيْفَ حِفْظُهُمْ لَها عِنْدَ عَدُوِّنا، وَ الى امْوالِهِمْ كَيْفَ مُواساتُهُمْ لِاخْوانِهِمْ فيِها؟ «8»

شيعيان ما را به هنگام اوقات نماز امتحان كنيد كه محافظتشان بر نماز چگونه است و ببينيد در برابر دشمنان ما حافظ اسرار هستند يا نه، و مواسات با مال را نسبت به برادران دينى رعايت مى نمايند يا بخل مى ورزند؟

حضرت باقر درباره اوصاف شيعه خطاب به يكى از شيعيان فرمود:

شيعيان على عليه السلام، از كثرت كوشش در راه خدا، رنگ پريده، لاغر، سرسبزى چهره و پوست از دست داده، خشك لب، شكم به پشت چسبيده، زرد رنگ هستند. چون شب رسد خواب را تبديل به عبادت كنند، صورت در پيشگاه حق بر زمين نهند، سجده و گريه و دعاى آنان زياد است، مردم دلخوش به زخارف دنيايند و آنان در بستر حزن و اندوهند. «9» امام صادق عليه السلام خطاب به عده اى از شيعه فرمودند:

مَعا شِرَ الشِّيعَةِ! كُونُوا لَنا زَيْناً وَ لاتَكُونُوا عَلَيْنا شَيْناً، قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً، وَاحْفَظُوا الْسِنَتَكُمْ، وَ كُفُّوها عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبيحِ الْقَوْلِ. «10»

اى جمعيت شيعه! با ورع و تقوا و عمل صالح زينت ما باشيد، كارى نكنيد كه باعث نفرت ديگران از ائمه طاهرين شويد، با مردم خوش بگوئيد، زبان از غيبت و تهمت و دروغ حفظ كنيد، از زيادى سخن و كلام بد بپرهيزيد.

امير المؤمنين عليه السلام فرمود:

آنان كه مطيع ما هستند، خداوند مهربان گناهان آنان را مى آمرزد و اين منّتى از حق بر خوبى آنان است. به حضرت گفتند: آنان كه مطيع شمايند كيانند؟

فرمود: آن مردمى كه خداوند را يكتا دانسته و شريكى براى او قائل نيستند، و او را آن چنان كه هست وصف مى كنند، و به محمّد صلى الله عليه و آله پيامبرش ايمان دارند، و در انجام واجبات و ترك محرمات مطيع حقّند، اوقات خود را به ياد خدا و صلوات بر محمّد و آل محمّد زنده مى كنند، خود را از حرص و بخل حفظ مى نمايند، و آنچه را خداوند از زكات بر آنان واجب نموده ادا مى نمايند. و نسبت به حقوق مالى منعى ندارند. «1 حضرت صادق عليه السلام فرمود:

انَّما اصْحابُ جَعْفَرٍ مَنِ اشْتَدَّ وَرَعُهُ، وَ عَمِلَ لِخالِقِهِ. «12»

ياران امام صادق آنانند كه داراى ورع شديد، و عمل براى خدايند.

و نيز آن حضرت فرمود:

شيعيان ما را اين نشانه هاست:

1- پاك دامنى 2- كوشش در راه حق 3- وفادارى 4- امانتدارى 5- زهد 6- عبادت 7- پنجاه و يك ركعت نماز 8- شب زنده دارى 9- روزه دارى 10- پرداخت زكات 11- انجام حج خانه حق 12- اجتناب از تمام محرمات. «13» از حضرت صادق عليه السلام درباره شيعه پرسيدند فرمود:

شيعيان ما خوبى ها را بجا مى آورند. از قبايح پرهيز مى كنند، خوبى ها را آشكار مى نمايند، در اجراى اوامر حق براى رسيدن به حرمت الهى شتاب مى كنند، اينان از ما و به سوى ما و با ما هستند هر كجا كه ما باشيم. «14» حضرت صادق عليه السلام به مفضّل بن عمر فرمود:

فَانَّما شيعَةُ عَلِىٍّ عليه السلام مَنْ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُهُ، وَ اشْتَدَّ جِهادُهُ، وَ عَمِلَ لِخالِقِهِ، وَ رَجا ثَوابَهُ، وَ خافَ عِقابَهُ، فَاذا رَأَيْتَ اولئِكَ فَاولئِكَ شَيعَةُ جَعْفُرٍ.

شيعه على عليه السلام حافظ و نگهدارنده شكم و شهوت از حرام است، داراى كوشش سخت، و مجرى برنامه هاى الهى است، به ثواب حق اميد دارد و از عذاب الهى بيمناك مى باشد، چون چنين مردمى را ديدى، بدان كه اينان شيعه امام جعفر صادق عليه السلام هستند.

ابن عبّاس مى گويد: از رسول خدا صلى الله عليه و آله از مفهوم آيات:

وَالسّابِقُونَ السّابِقُونَ* اولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ* فِى جَنّاتِ النَّعِيمِ» «15»

و پيشى گيرندگان [به اعمال نيك ] كه پيشى گيرندگان [به رحمت و آمرزش ] اند.* اينان مقربان اند.* در بهشت هاى پرنعمت اند.

پرسيدم: فرمود: جبرئيل به من گفت: مقصود على عليه السلام و شيعيان اوست، اينان سبقت به بهشت دارند و مقرّبان درگاه حقّند به گراميداشتى كه خدا نسبت به آنان دارد. «16» رسول خدا صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود:

انْتَ يا عَلِىُّ وَ اصْحابُكَ فِى الْجَنَّةِ، انْتَ يا عَلِىُّ وَ اتْباعُكَ فِى الْجَنَّةِ. «17»

يا على! تو و اصحاب تو در بهشت هستيد، اى على! تو و پيروان تو در بهشت هستيد.

حضرت صادق عليه السلام به جمعى از شيعيان فرمودند:

انَّ النّاسَ اخَذُوا يَميناً وَ شِمالًا وَ انَّكُمْ لَزِمْتُمْ صاحِبَكُمْ، فَالَى ايْنَ تَرَوْنَ يُريدُ بِكُمْ؟ الَى الْجَنَّةِ وَ اللّهِ، الَى الْجَنَّةِ وَ اللّهِ، الَى الْجَنَّةِ وَ اللّهِ. «18»

مردم به راست و چپ گرايش پيدا كردند، شما متوسل به امام حق شديد، فكر مى كنيد عاقبت شما كجاست؟ واللَّه بهشت، و اللَّه بهشت، و اللَّه بهشت است.

رسول خدا صلى الله عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

يا على! تو و شيعيانت از قبر بيرون مى آئيد در حالى كه چهره هاى شما همانند ماه شب چهارده نورانى و روشن است، از شدايد و سختى ها درآمده، غصه ها از شما برطرف شده. درسايه عرش هستيد، مردم مى ترسند ولى شما ترس نداريد، مردم محزونند ولى شما شاد هستيد، مردم در حسابند و شما سرسفره حق. «19» رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

نماز و روزه و شب زنده دارىِ عاشق على عليه السلام قبول حق است، و دعايش را در پيشگاه حضرت ربوبيت، مستجاب بدانيد كه هر كس محبّ على باشد، برابر هر رگى كه در بدن دارد شهرى در بهشت از جانب خداوند به او عطا مى شود. بدانيد محب آل محمّد از حساب و ميزان و صراط در امان است.

بدانيد هر كس بر عشق محمّد و آل محمّد بميرد من با انبيا كفيل بهشت او هستم. بدانيد هر كس آل محمّد را دشمن بدارد، وارد قيامت مى گردد در حالى كه بين دو چشم او نوشته: مأيوس از رحمت خداست. «0 رسول خدا صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود:

شيعيان تو رستگاران روز قيامتند، هر كس به يكى از آنها اهانت كند به تو اهانت كرده، و هر كس به تو اهانت نمايد به من اهانت نموده، و هر كس به من اهانت كند خداوند او را وارد جهنّم مى كند و وى را در آن جا ابدى مى نمايد و جهنّم بدجائى است. «1» سلمان فارسى مى گويد:

روزى خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله بودم، به ناگاه على بن ابيطالب عليه السلام وارد شد، به او فرمود: يا على تو را بشارت ندهم؟ عرضه داشت: چرا يا رسول اللَّه. فرمود:

اين حبيب من جبرئيل است از جانب خداوند خبر مى دهد. كه حضرت حق، تو و عاشقانت را هفت خصلت عنايت فرموده:

مدارا در وقت موت، انس در وحشت، نور به هنگام ظلمت، امنيّت به وقت ناامنى، عدالت به وقت ميزان، اجازه عبور بر صراط، دخول در بهشت قبل از تمام مردم از تمام امت ها به هشتاد سال. «2» فضايل شيعه و درجات او در قيامت، و عنايتى كه حضرت حق به آنان دارد، و لطفى كه از جانب پيامبر و امامان معصوم به اين طايفه به عنوان اداى حق شيعه مى شود، در معارف اسلامى و كتب معتبره همچون دريا موج مى زند، چه خوب است در اين زمينه به تفسير «برهان»، «بشارة المصطفى»، «بحار الأنوار»، «الغدير» علّامه امينى، تفسير «نور الثقلين»، و در ميان كتب اهل سنّت به «ينابيع المودّة» مراجعه كنيد.

 

 

پی نوشت ها:

 

 

______________________________

 

(1)- بحار الأنوار: 65/ 24، باب 15، حديث 44؛ الأمالى، شيخ طوسى: 304، حديث 609؛ تفسير فرات الكوفى: 552، حديث 552.

(2)- آل عمران (3): 68.

(3)- بحار الأنوار: 65/ 84، باب 16، حديث 2؛ تفسير العياشى: 1/ 177، ذيل آيه 68 سوره آل عمران.

(4)- بحار الأنوار: 65/ 84، باب 16، حديث 3؛ تفسير العياشى: 1/ 177، ذيل آيه 68 سوره آل عمران.

(5)- بحار الأنوار: 65/ 84، باب 16، حديث 4؛ تفسير العياشى: 1/ 185، حديث 88.

(6)- مستدرك الوسائل: 8/ 311، باب 1، حديث 9524.

(7)- وسائل الشيعة: 1/ 121، باب 29، حديث 307؛ المحاسن: 1/ 147، باب 16، حديث 56.

(8)- بحار الأنوار: 65/ 149، باب 19، حديث 1؛ قرب الاسناد: 38.

(9)- بحار الأنوار: 65/ 149، باب 19، حديث 2؛ وسائل الشيعة: 1/ 90، باب 20، حديث 214.

(10)- بحار الأنوار: 68/ 310، باب 79، حديث 3؛ وسائل الشيعة: 12/ 193، باب 19، حديث 16063.

(11)- بحار الأنوار: 65/ 163، باب 19، حديث 12؛ مستدرك الوسائل: 11/ 257، باب 18، حديث 12921.

(12)- بحار الأنوار: 65/ 166، باب 19، حديث 18؛ مستدرك الوسائل: 11/ 270، باب 21، حديث 12974.

(13)- بحار الأنوار: 65/ 167، باب 19، حديث 23؛ صفات الشيعة: 2، حديث 1.

(14)- بحار الأنوار: 65/ 169، باب 19، حديث 29؛ صفات الشيعة: 17، حديث 32.

(15)- واقعه (56): 10- 12.

(16)- بحار الأنوار: 35/ 335، باب 12، ذيل حديث 14؛ الأمالى، شيخ طوسى: 72، حديث 104.

(17)- بحار الأنوار: 40/ 27، باب 91، حديث 53؛ الأمالى، شيخ طوسى: 138، حديث 224.

(18)- بحار الأنوار: 65/ 21، باب 15، حديث 36؛ الأمالى، شيخ طوسى: 158، حديث 264.

(91)- بحار الأنوار: 65/ 27، باب 15، حديث 50؛ ارشاد القلوب، ديلمى: 2/ 293.

(20)- بحار الأنوار: 65/ 40، باب 15، ذيل حديث 84؛ ارشاد القلوب، ديلمى: 2/ 235.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  804
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

سفارش امام حسن عسکری (ع) به شیعیان
اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
امام زمان (عج) فريادرس انسان‏‌ها
راز ورود حضرت فاطمه معصومه (س) به شهر قم
چرا امام علی علیه السلام حکومت را پذیرفت؟
ویژگی‌‏های حضرت معصومه (س)
 مختصری از زندگي نامه حضرت معصومه (س) را بیان کنید؟ 
آیا حضرت معصومه(س) مقام شفاعت دارند؟
پژوهشى در زيارتنامه فاطمه معصومه(س)
عظمت حضرت فاطمه معصومه (س)

بیشترین بازدید این مجموعه

ثروت دو چهره
غفلت و بی‏خبری
اهمیت دعا
روايات مربوط به حق پدر و مادر
تبديل خواسته حق به خواسته ديگر
روشهای تربیتی در قرآن
پروژه نفوذ در دست قاسطین
تاریخ نگاشت عاشورا با نام طبقات الکبری
طلوع خورشید در شهر خفاشان!
نظر امام‌سجاد(ع) درباره "مختار و قيام" او چه بود؟

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز