فارسی
چهارشنبه 15 تير 1401 - الاربعاء 6 ذي الحجة 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
224
0
نفر 0

داستان برگرداندن قلم امانتي

 

عبدالله بن مبارک در دمشق خواست مطالبي را بنويسد؛ به كسي گفت: قلم داري؟ گفت: بله. مطلب را نوشت، فراموش کرد قلم را به صاحب قلم بدهد و در جيبش گذاشت. راه افتاد و از دمشق رفت، تا به انطاکيه رسيد. در انطاكيه چيزي مي‌خواست، از درون جيبش درآورد و قلم را ديد و گفت: اين قلم که از من نيست. از انطاکيه برگشت. او گفت: پياده مي‌روم و خود را جريمه مي‌کنم که قيامت به خاطر بردن مال مردم مرا جريمه نکنند. بعد صاحب قلم را پيدا کرد و قلم را به او داد و سواره برگشت.

 

فرهنگ توحيد نمي‌گذارد آدم، ظلم و بي‌رحمي کند. اما شرک راه هر گناهي را باز مي‌کند و مي‌گويد: برو! انسان مشرک هم مي‌رود كه پايان جادۀ شرك، هفت طبقۀ دوزخ است؛ و پايان جادۀ توحيد، هشت درجۀ بهشت است.


منبع : پایگاه عرفان
224
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:
لینک کوتاه

آخرین مطالب

نظام خانواده در اسلام - جلسه هجدهم – (متن کامل + ...
تفاوت فرشتگان با انسان
ديوث و معناى آن
موضوعات اخلاقی - جلسه سوم - عرفا چگونه می بینند ؟
نجات دلقك دربار فرعون از عذاب‏
توبه جوان گناهکار
اشتیاق خدا نسبت به بندگانش
دوران باردارى‏
اهميت اخلاق نسبت به اعتقاد و عمل
حكايت عيسى و زن بدكاره

بیشترین بازدید این مجموعه

عبادت با نگاه كردن به عالم‏
جهل از ديدگاه فلاسفه‏
زيان پرخورى‏
نظام خانواده در اسلام - جلسه هجدهم – (متن کامل + ...
ديدن باطن افراد با نور الهى
شگفتی‌های خلقت انسان
عيادت مريض
چه كسى مى‏گويد عالم خدا ندارد؟
نعمت های الهی - جلسه اول - (متن کامل + عناوین)
طرح پروردگار برای رهایی انسان از ظلمت کامل

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^