فارسی
جمعه 02 آبان 1399 - الجمعة 6 ربيع الاول 1442
  70
  0
  0

راه رنج تا رستاخير از سياوش کسرايي

به کربلاي توآمدم
حسين!
نه بدان گذرگاه که امتي اندک
با توماندند و
ماندگار شدند
با تو آمديم بدان مَهلک
که معبر ملّتي است
و نه به دين تو
که به آيين تو
از سرِ صداقت
به شهادت
*
با توآمدم
تا عاشورا را به اَعشار بَرَم
به عَشًَرات برم
تا اين گل گونه را
درشت کنم
درشت تر کنم
و شنلي از خون بر آرم
شايسته ي اندام مردمم
*
تنها رفتم و
خلقي به خانه باز آمدم
گندمي
که در غلاف لاغر خويش
خرمني باخويش آورد!


منبع : سياوش کسرايي- عاشورايي سال 57
  70
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

این ستاره چه به پیراهن شب می آمد ازصالح دُروند
کوفه ازغلامعلی رجایی
بار سفر گو ببند هر که به ره آشناست از امیر عاملی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز