فارسی
جمعه 02 آبان 1399 - الجمعة 6 ربيع الاول 1442
  41
  0
  0

شب بود و من به مطبخ آن خانه آمدم از نادر بختیاری

شب بود و من به مطبخ آن خانه آمدم

مطبخ نه،سوی راز نهانخانه آمدم

دیدم که نور می زند از دخمه ای برون

دل خسته ام کشاند به دنبال رد خون

خون در میان نور چه می کرد؟یا علی

خورشید در تنور چه می کرد؟یا علی «ع »


منبع : نادر بختیاری(کیهان 6/5/73).
  41
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

این ستاره چه به پیراهن شب می آمد ازصالح دُروند
کوفه ازغلامعلی رجایی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز