فارسی
جمعه 09 آبان 1399 - الجمعة 13 ربيع الاول 1442
  70
  0
  0

سبز بخت سرخ او از احد ده ‏بزرگی

تا شقایق را به دست عشق بر کردیم ما

زیر دوش آفتاب خون وضو کردیم ما

همچو قوی مست دست افشان وجود خویش را

در شط سرخ شهادت شستشو کردیم ما

گر چه دست از جان و سر شستیم پاکوبان ولی

دست دشمن را برای خلق رو کردیم ما

می دهد از حنجر ما بوی تاولهای داغ

بسکه چون ققنوس آتش زیر و رو کردیم ما

غنچه غنچه، زخم زخم پیکر ما چون شکفت

عطرافشان خنده بی های و هو کردیم ما

در بلا با سوزن مژگان و رشته رشته اشک

جامه صد پاره جان را رفو کردیم ما

چون گل اشکی سر سجاده در دشت عطش

با دعای ندبه کسب آبرو کردیم ما

تا نماز عشق بندد نقش بر لوح وجود

با دهان زخم با حق گفت وگو کردیم ما

فخر ما این بس که همچون ماه در طی طریق

اقتدا بر قائد خورشید خو کردیم ما


منبع : احد ده‏ بزرگی
  70
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

محمد بیریایی گیلانی «شیدا» ناگهان عباس
سرو نگون از وصال شیرازی
مکتب آزادگی از محمدرضا شفیعی کدکنی
برتوسن موج از محمد حسين کاظم زاده
یک خیابان کرده مجنونم تو می دانی کجاست از سید حسن ...

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز