فارسی
پنجشنبه 08 آبان 1399 - الخميس 12 ربيع الاول 1442
  70
  0
  0

آب یعنی بی ‏وفایی از کریم رجب ‏زاده

به روی نیزه ذکر یا حبیب است

هوا آکنده «أمّن یجیب» است

نه تنها کودکان تو، خدا هم

پس از مرگ غریب تو، غریب است

تو مثل دست خود افتاده بودی

به قدر مهربانی ساده بودی

در آن هنگامه از خود گذشتن

عجب دستی به دریا داده بودی

پریشان یال و بی زین و سوارم

غریب کوچه های انتظارم

صدای «العطش آقا» بلند است

به خیمه روی برگشتن ندارم

سر خورشید برنی آشیان زد

علم بر بام قلب عاشقان زد

غروب کربلا رنگ فلق بود

مگر خورشید را سر می توان زد

بیا و حاجت ما را روا کن

دو دستت را ستون خیمه ها کن

به دریا می روی یادت بماند

لبی با سوز دریا آشنا کن

نمی دانم چرا اکبر نیامد

چراغ خانه مادر نیامد

نمی دانم چرا بانگ عطش از

گلوی نازک اصغر نیامد؟

نمی دانی چه بی تابم عموجان!

غمت را برنمی تابم عموجان!

هلاک دیدن روی توام من

که گفته تشنه آبم عموجان؟

مدد کن عشق، دریا یار من نیست

فلک در گردش پرگار من نیست

مدد کن دیده از دنیا ببندم

عموی آب بودن کار من نیست

عموی مهربان من کجایی؟

الهی بشکند دست جدایی

بیا با تشنگی هامان بسازیم

عموجان، آب یعنی بی وفایی

علم از دست و دست از من جدا شد

و مشک آب از دندان رها شد

قیامت را به چشم خویش دیدم

دمی که قامت خورشید تا شد


منبع : کریم رجب‏ زاده
  70
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت ازفواد کرمانی
جوشنی از زخم بر تن اشک افشان ذوالجناح از سید عبدالله ...
دل می دهد گواهی غم های کربلا از مهدی طهماسبی دزکی
ای بهترین بهانه برای گریستن از مهدی طهماسبی دزکی
ای گیاهِ برآمده! ابتری، بی‌بری هنوز از امید مهدی‌نژاد

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز