فارسی
جمعه 09 آبان 1399 - الجمعة 13 ربيع الاول 1442
  99
  0
  0

آسيب‏ شناسى فرهنگ سياسى عاشورا (3)

 آسيب‏ شناسى فرهنگ سياسى عاشورا (3)

تحريف هاى معنوى حادثه عاشورا
 

حماسه كربلا، از يك سو علل و عواملى دارد و از سوى ديگر اهداف و اغراض عالى، كهاين علل و اهداف گرفتار تحريف، گرديده اند، عدّه اى عالمانه يا جاهلانه، عامدانه يا غافلانه،نهضت حسينى را به گونه اى تفسير كرده اند كه يا علل و عوامل پيدايش اين رخداد رادستخوش تغيير مى كند و آن را دگرگونه جلوه مى دهد يا اهداف آن را به گونه اى معرّفىمى كند كه با اهداف واقعى آن و متون تاريخى مستند و پژوهش هاى عميق علمى ناسازگاراست. آنچه در پى مى آيد، گزارش گونه اى از اين تحريفات است.


الف. عاشورا، كفّاره گناهان مردم
 

از جمله تحريفات معنوى كه هدف اصلى قيام اباعبدالله(ع) را وارونه جلوه مى دهد،پندارى است كه بسيارى از افراد قشرى و شايد مقدس دارند و مى گويند: امام حسين(ع) براىبخشش گناهان شيعيان خود كشته شد. اينان با تشبّث به رواياتى كه فضيلت گريستن برسيدالشهدا(ع) را بر مى شمرد و تشويق و ترغيب به عزادارى مى كند و پاداش آن را آمرزشگناهان و ورود به بهشت برين مى داند،
[41] تمامى اهداف حسينى را به يكباره فراموش مى كنندو نوعى اباحه گرى و روايى گناه را ترويج مى كنند. شبيه آنچه در انديشه مسيحيت راه يافتهاست كه مسيح(ع) را فادى لقب مى دهند و به دار آويخته شدن او را ،كفاره معاصى امّتاومى پندارند.
[42]
خطر اين تحريف آن است كه نه تنها قيام حسينى، كالبدى مى شود، بى روح و بى خاصيت،بلكه وسيله و ابزارى مى گردد، در دست كسانى كه صددرصد در برابر اهداف حسينى قرارگرفته اند. اين تحريف هدف امام حسين را دقيقاً وارونه و بر عكس مى كند. اگر هدف ازحماسه كربلا، اطاعت الله و عصيان شيطان و اقامه ارزشهاى دينى بود، در اين تفسير، كاملاً،اين اهداف منسوخ مى شود وجاى آن را صرف گريستن و اقامه محافل عزادارى، بدون ذكرمعارف دينى و احكام شرعى، مى گيرد. در اين تحريف، عاشورا، مى تواند ابزارى گردد دردستان افرادى كه از نظر شخصيت و چهره واقعى، تفاوتى با امويان و قتله امام حسين(ع)ندارند، كسانى كه اگر در محرم 61هجرى بودند، چه بسا در لشگر عمر سعد قرار مى گرفتند.
در برابر اين تحريف وظيفه عالمان آگاه و متعهد آن است كه با مستند سازى دقيق واستفاده از كلمات امام حسين(ع) و اهل بيت(ع) و سيره و رفتار ايشان و اصحاب و يارانشان،بى اساسى اين تحريف برداشت گونه را براى عموم مردم آشكار گردانند.

 

ب. عاشورا، تكليف خصوصى امام حسين(ع)
 

تحريف ديگرى كه چه بسا در قالب برداشتى علمى از حماسه خونبار كربلا، ممكن استجلوه كند، به علل و عوامل رخداد نينوا مى پردازد و آن را وظيفه شرعى و تكليف خصوصىسيدالشهدا(ع) معرّفى مى كند. طبق اين برداشت مقتضاى روايات آن است كه حادثه كربلا را،قضيه اى بدانيم كه از ابتداى خلقت رقم خورده بوده و اين تكليف امام حسين(ع) بود كه براساس همان فرمان ازلى الهى عمل و خود را قربانى و فدا كند. در اين رابطه، سخن آن حضرت خطاب به ابن عباس و ابن زبير : «انّ رسول الله(ص) قدامرنى بامرٍ و انا ماض فيه؛ پيامبر(ص) مرا مأمور به فرمانى كرده كهبه دنبال آن مى باشم» و سخن ايشان به محمّد حنفيه «اتانى رسولالله(ص) بعد ما فارقتك فقال: يا حسين اخرج فان الله قد شاء انيراك قتيلا؛
[43] پيامبر(ص) را مشاهده كردم كه به من فرمان خروجداد، چون خداوند مى خواهد مرا كشته ببينيد»، مى تواند مستنداين برداشت قرار گيرد. همچنين روايات فراوانى كه نشانمى دهد، پيامبران و اولياى الهى همچون: نوح، ابراهيم، ذكريّا،عيسى، يوشع بن نون و پيامبر خاتم(ص) از وقوع قتلامام حسين(ع) توسط جبرئيل خبر داشته و به ديگران نيز اطلاعداده بوده اند گويا حادثه كربلا، حادثه اى خاصّ و مخصوصفرزند رسول خاتم(ص) بوده كه از ازل رقم خورده است وامام حسين(ع) چاره اى جز انجام دادن آن را نداشته است.
اين برداشت به ظاهر علمى و مستند، تحريفى ماهرانه استكه به قول شهيد مطهرى(ره)، حادثه كربلا را از نظر اثر مفيدداشتن عقيم مى كند. وقتى گفته شد دستور خصوصى، اين حادثهاز مكتب بودن و قابل پيروى بودن، بيرون رانده شده و نشان دادهشده در برابر ظلم و ستم و فساد و تباهى، اسلام دستور عمومىندارد، تنها تكليف خصوصى امام حسين(ع) بوده است كه دربرابر اين ناهنجارى ها بايستد و جان فدا كند.
[44] خطر اين تحريفخطرناك آن است كه قيام حسين(ع) را از اسوه بودن مى اندازد ونيروى حركت و الگوى قيام را از ملل عالم كه مى خواهند از يوغاستبداد و ظلم و استكبار و جهالت رهايى يابند و به حق و عدالتو پاكى روى آورند، مى گيرد.
منقولات تاريخى و رواياتِ مستند اين برداشت، كه فرمانپيامبر (ص) را به امام حسين(ع) منعكس مى كند و از مطلع بودناولياى بزرگ الهى از جريان كربلا خبر مى دهد منافات با اين
حقيقت ندارد كه سيدالشهدا(ع) به عنوان امام معصوم؛ كه سيره و روش او سنت است وحجّت و قابل تمسك، پيروان و عاشقان او نيز، همچون خود او موظّفند در برابر بى عدالتى واسلام زدايى امويان هر زمان، بايستند و از حريم دين الهى و حقوق انسانى دفاع كنند.امام خمينى(ره) در همين زمينه مى فرمايد:
«حضرت سيدالشهدا،سلام الله عليه، به همه آموخت كه در مقابل ستم، در مقابل حكومتجائر چه بايد كرد.»
و مى فرمايد:
«عمل امام حسين، سلام الله عليه، دستور است براى همه، «كل يوم عاشورا و كلارض كربلا.»
[45]


ج. عاشورا و تحريف هاى نو
 

نكته درخور اهمّيت، در بحث آسيب شناسى وقايع و فرهنگ ها، آن است كه با گذشتزمان و سپرى شدن شرايط فرهنگى و سياسى جامعه، تحريف ها نيز دگرگون شده و رنگعوض مى كند چنين نيست كه تحريفى تا ابد بماند، تحريف پرده و پوششى است كه با آشكارشدن حقيقت، رخ در نقاب كشيده و همچون كف روى آب، نابود و مضمحل مى گردد.
«كذلك يضرب الله الحقّ و الباطل، فامّا الزبد فيذهب جفاءً و اما ما ينفع الناس فيمكث فىالارض...»(رعد/17.).
اما رفتن و اضمحلال مصداقى از مصاديق تحريف، بدان معنا نيست كه خطر تحريف بهكلّى از ميان رفته باشد، بلكه عمر گونه اى از تحريف به سر مى آيد و گونه اى ديگر كه چه بساپيچيده تر است، قارچ گونه سر از زمين بر مى آورد و مانع نورافشانى حقيقت يك واقعه يامكتب مى شود.
با اين مقدمه، در بررسى تحريف هاى معنوى عاشورا، بايد اذعان كرد، دو تحريفپيش گفته، تحريفهايى بود كه در دهه هاى گذشته و پيش از انقلاب اسلامى، جولانگاه زيادىداشتند و با طلوع خورشيد انقلاب و روشنگرى حقايق توسط رهبر كبير انقلاب و فرزانگانىچون شهيد مطهرى، تا حدودى، زواياى پنهان آن تحريف و آسيب ها پديدار گشت، هر چندخطر آنها را نمى توان صددرصد منتفى شمرد و امكان بروز آنها با شيوه ها و قرائت هايى نوينوجود دارد. ولى در اين سالهاى اخير، در گوشه و كنار، از گفتار و نوشتار پاره اى محافل ونشريّات، زمزمه هايى به گوش مى رسد كه از تكوين نطفه هايى نو از تحريفات جديد خبر مى دهد. امروزه با ادبياتى متفاوت و گويش هايى نوين، مطالبى پيرامون فرهنگ عاشورا بيانمى شود كه مى تواند نشانگر برخى بيمارى ها باشد. پيش از اين در مقاله «پيوند دين و سياستدر گفتمان عاشورا»، گوشه هايى از اين آسيب ها كه در قالب برداشت جديد از فرهنگعاشورا و تغيير برداشت سياسى از آن، ارائه مى شد، بررسى شد.
[46] در اينجا به طور فشرده وگذرا، به نشانه هايى ديگر كه عمدتاً بر محور تضعيف پايگاه اجتماعى فرهنگ عاشورا و ابعادسازنده آن متمركز است و در مقام تقدّس زدايى از عاشورا و خشونت زا معرفى كردن فرهنگآن مى باشد، مى توان اشاره نمود و تجزيه و تحليل عميق آن را به فرصتى ديگر واگذار كرد.
اينكه اخيراً برخى افراد، عزادارى امام حسين(ع) را ادامه آيين سوگ سياوش بر اساساساطير ايران باستان مى شمرند كه مردم تا پيش از دوره صفويّه براى نه گفتن به حكومت، بهآن مى پرداختند و با از بين رفتن آيين سياوش و جايگزينى عزادارى امام حسين(ع) اينآيين ها در خدمت حكومت قرار گرفت، اينكه ميان امام حسين(ع) با تراژدى هاى افسانه اىهمچون آنتيگونه، تامس موروجان پروكتور مقايسه مى شود و با اين مقايسه، تراژيك بودنعاشورا القاء مى گردد، اينكه مى گويند: «امروزه ديگر از دشمنان و كشندگان امام حسين(ع)خبرى نيست و هنوز هم از داستان حسين استفاده كردن و عنصر انتقام، عنصر كينه توزى وعنصر خشونت و خونريزى را زنده نگه داشتن و از طريق تحريك عواطف، دشمنان موهومو غير موهوم تراشيدن و اين حادثه را خرج آن امور كردن، شايسته نيست.» اينكه القاءمى شود «پيامبر(ص) در بدر و حنين شمشير زد و كربلا پيامدهاى همان جنگ ها بود وخشونت فرزند خشونت است و درخت خشونت ميوه هايى جز خشونت به بار نمى آورد»اينكه؛ فرهنگ شهادت خشونت آفرين شمرده مى شود، اينكه پيشنهاد تغيير زيارتنامهامام حسين(ع) و جايگزينى «آزادى» به جاى «اشهد انك قد اقمت الصلوة و اتيت الزكوة وامرت بالمعروف و نهيت عن المنكر» داده مى شود، اينكه، براى قرنها بزرگداشت قيامعاشورا، حاصلى جز تأثّر و حزن ارزيابى نمى شود، و مواردى از اين قبيل، نشانه هايى از اينواقعيّت است كه جامعيّت و تقدّس فرهنگ عاشورا، در قالب مطالبى به ظاهر زيبا و فريبا، باآسيب هايى جديد و پيچيده مواجه است و مواجهه و دفع اين آسيب ها، نيازمند تبيين مكتبعاشورا با ژرف انديشى و نكته سنجى همه جانبه است.
نتيجه القائاتى نظير القائات بالا، بى خاصيت كردن فرهنگ عاشورا و ربودن اين مكتبسازنده از دست ملتهاى ستمديده است. آيا به راستى عاشورا جنبه هاى اساطيرى و افسانه اى
دارد كه با اسطوره افسانه سياوش و غيره مقايسه شود؟ در حالى كه از شگفتى هاى حماسهكربلا آن است كه تمامى خصوصيات و ويژگيهاى آن حادثه، با ذكر جزئى ترين مسائل، درسينه تاريخ مضبوط است و متون تاريخى و روايى مستند، به طور دقيق، اين واقعيّت راگزارش مى كنند، البته ممكن است در برخى نوشته جات غير معتبر مطالبى مبالغه آميز واغراقى مطرح شده باشد كه جنبه اسطوره اى داشته باشد ولى اين دليل نمى شود كه اين سندمقدّس و اين حادثه مستند معتبر را اسطوره بخوانيم يا با افسانه ها مقايسه كنيم. به قول شهيدمطهرى، ما وظيفه داريم آن را از چنگ افسانه سازها بيرون آوريم.
[47] نه اينكه به اين تحريفدامن بزنيم.
آيين عزادارى سيد مظلومان(ع) چنانچه در صفحات پيشين گذشت، چه ربطى به آيينسوگ سياوش دارد؟ در حالى كه اين آيين از زمان ائمه اطهار(ع) و از همان روز عاشورا،معمارى شد، براى آنكه عاشورا، به عنوان يك مكتب زنده بماند و خون ثارالله در كالبدجوامع به جريان افتد و به آنها حيات طيّبه و زندگى شرافتمندانه هديه كند. عاشورا ، توسطولىّ مطلق الهى و عبد صالح و انسان كامل و معصومى چون سيدالشهداء(ع) و نه يك موجوداساطيرى آفريده شد، براى آنكه شاخص حركت تعالى بشر باشد و با انگشت اشاره اش،سمت و سوى زندگى را نشان دهد. عاشورا، دو چهره دارد، همچنان كه در آن رحمت، رأفتو عشق به همه خوبى ها و زيبايى ها موج مى زند، چهره ديگر آن زشتى و شيطنت و فساد وتباهى است و انسان عاشورايى همچنان كه درود و سلام و عاطفه خود را نثار چهره رأفت ورحمت آن مى كند، نمى تواند از لعن و نفرين نسبت به قاتلان و كشندگان امام حسين(ع) كهچهره ديگر كربلا را ترسيم كردند غافل باشد. شيعه تولّى و تبرّى را يك جا دارد و از هيچ يكاز اين دو، به بهانه ديگرى غافل نمى شود. امروزه هر چند كشندگان امام حسين(ع) جز نامننگ، چيزى براى خود باقى نگذاشته اند، ولى نمى توان منكر ادامه حيات انديشه و خط و فكرامويان بود و تا زمانى كه اين فكر و انديشه زنده است، ذكر و ياد سيدالشهدا(ع) و لعن و نفرينبر قاتلان او تداوم مى يابد، از اين رو است كه در دعاى ندبه مى خوانيم: «اين الطالب بدمالمقتول بكربلا».
اسلام، هم جاذبه، هم دافعه دارد، نمى توان با نام مبارزه با خشونت و رواج تساهل وتسامح و آموزه هاى پلوراليستى، منكر حقّ و باطل شد و اين دو صف را از يكديگر متمايزنساخت. اسلام بدون برائت از كفر و الحاد و نفاق و لعن و نفرين بر شيطان و طاغوت و ظالم و مستكبر، اسلام نيست. تولّى و تبرّى و خودى و غير خودى از مباحث عميق قرآنى است:
«لا تجد قوماً يؤمنون بالله و اليوم الاخر يوادّون من حادّ الله و رسوله و لو كانوا اباءهم او ابناءهماو اخوانهم او عشيرتهم...اولئك حزب الله؛ (مجادله/22)
نمى يابى مؤمنان به خدا و قيامت را كه دوستان كسانى باشند كه مخالفت با خدا و رسول اومى كنند، هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندان آنان باشند. اينهاحزب خدايند.»
از اين رو است كه بر طبق روايات اهل بيت(ع) همچنان كه سلام بر امام حسين(ع) عبادتاست و فضيلت فراوانى دارد، لعن و نفرين بر قاتلان او نيز عبادت است و ثواب زيادى دارد.
امام رضا(ع) به ريّان بن شبيب فرمود:
«يابن شبيب ان سرّك ان تسكن الغرف المبنّية فى الجنة مع النبى و اله فالعن قتلةالحسين(ع)؛
[48]
اى فرزند شبيب، اگر خشنود مى شوى كه در غرفه هاى بهشتى، در جوار پيامبر و آل او سكنىگزينى، قاتلان امام حسين(ع) را نفرين كن.»
لذا كمتر زيارتى از زيارات امام حسين(ع) را مى توان سراغ گرفت كه در كنار سلام بر او ويارانش، لعن بر قاتلان آنها ذكر نشده باشد، با وجود آنكه اين زيارات از امامان معصوم(ع) واهل بيت(ع) و در متون معتبر نقل شده و بسيارى از آنها از جهت سند نيز به هيچ وجه قابلخدشه نمى باشد.

 

 

نویسنده : مصطفى جعفرپيشه فرد

 

پي‌نوشت‌ها:
 

[42]. ر.ك: شهيد مطهرى، حماسه حسينى، ص 108 - 109.
[43]. ر.ك: موسوعة كلمات الامام الحسين(ع)، ص 325 و 329.
[44]. نك به: حماسه حسينى، مجموعه آثار، ج 17، ص 109 - 110.
[45]. نك به: قيام عاشورا، در كلام و پيام امام خمينى، ص 55 و 58.
[46]. نك به: مجله حكومت اسلامى، شماره 25(دفتر اول ويژه نامه).
[47]. حماسه حسينى، مجموعه آثار، ج 17، ص 88.
[48]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 44، ص 299.


منبع : فصلنامه حکومت اسلامی شماره 27
  99
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

زیارت اربعین
علمدار کربلا
زيارت ناحيه مقدسه
زیارت ناحیه مقدسه
تحليلي درباره اهداف قيام امام حسين
انسان زنده
آیا امام حسین (ع) خود را به هلاکت انداخت؟
حادثه عاشورا در گذر تاریخ
نقش اهل کوفه در شهادت امام حسین علیه السلام
قیام امام حسین علیه السلام از دیدگاه شیعیان

بیشترین بازدید این مجموعه

نامهای شهر عشق - پیشینه تاریخی کربلا
چه کساني سيداشهدا(ع) راکشتند؟شيعيان کوفه؟
قيام امام حسين، تقدم مصالح عاليه
واقعه کربلا را با نگاهی درست بررسی کنیم
حریت و آزادگی در مکتب حسینی
عاشورا از نگاه قرآن، سوره ی مبارکه الصافات: آيه 107
آثار و برکات عزاداری -آمرزش گناهان
ذکر مصیبت اهل بیت و فسلفه آن
آرامش عاشورایی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز