فارسی
يكشنبه 09 آذر 1399 - الاحد 13 ربيع الثاني 1442

  99
  0
  0

موج اشک از غلامرضا سازگار (میثم)

ای از ازل به مهر تو دل آشنا حسین

وی تا ابد لوای عزایت به پا حسین

هر ماه در عزای تو، ماه محرّم است

هرجا بود به یاد غمت کربلا حسین

امواج اشک از سر هفت آسمان گذشت

آن دم که کرد جسم تو در خون شنا حسین

حسرت برم به مُحتضری، کاخرین نفس

روی تو دید و خنده زد و گفت: یا حسین

من کیستم که گریه کنم در عزای تو

گریند روز و شب به غمت انبیا حسین

خون آب غسل و کفن گَرد رهگذر

تشییع توست زیر سُم اسب ها حسین

سنگم اگر زنند، به جایی نمی روم

آخر تو خود بگو که روم در کجا حسین؟

تن خسته، پشت خم شده، بار گنه به دوش

رحمی به حال «میثم» بی دست و پا حسین


منبع : غلامرضا سازگار (میثم)
  99
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

پای رفتن، یا دل ماندن؟ از نزهت بادی
خون ریخته شده‏ی خدا از علی خیری
كاروان كربلا از شهریار
آب یعنی بی ‏وفایی از کریم رجب ‏زاده

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز