فارسی
سه شنبه 29 مهر 1399 - الثلاثاء 3 ربيع الاول 1442
  70
  0
  0

کربلا بود و حسین علیه‏السلام از سیدتقی قریشی (فراز)

ظهر عاشورا، زمین کربلا بود و حسین

پیش خیل دشمنان، تنها خدا بود و حسین

هر طرف پرپر گلی از شاخه ای افتاده بود

و اندر آن گلشن، خزانِ لاله ها بود و حسین

داشت در آغوش گرمش آخرین سرباز را

زآن همه یاران، علی اصغر به جا بود و حسین

آخرین سرباز هم غلطید در خون گلو

بعد از آن گل، خیمه ها ماتم سرا بود و حسین

یک طرف جسم علم دار رشید کربلا

غرقه در خون، دستش از پیکر جدا بود و حسین

عون و جعفر، اکبر و اصغر به خون خود خضاب

کربلا چون لاله زاران با صفا بود وحسین

تیرباران شد تن سالار مظلومان «فراز»

هرطرف از شش جهت تیرِ بلا بود و حسین


منبع : سیدتقی قریشی (فراز)
  70
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

دشمنان نقشه کشیدند و تفکر کردند از حبیب الله چایچیان ...
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز