فارسی
سه شنبه 04 آذر 1399 - الثلاثاء 8 ربيع الثاني 1442

  70
  0
  0

خدا جدا نکند... از مرتضی عصیانی

خدا جدا نکند، از دلم، ولای تو را

ز سینه ام نَبَرد شور نینوای تو را

به دردهای دل من امید درمان نیست

خدا نصیب کند تربت شفای تو را

هراسِ روز قیامت کجا به دل دارد

به دوش خویش کشد هرکسی لوای تو را

نشست بر لب من ذکر یا حسین، حسین

کجا برون کنم از سر، دگر هوای تو را

چه لاله ها که نشاندیم در مسیر رهت

ولی نشد که ببوسیم خاک پای تو را

اگرچه خانه دل ها مزار توست حسین

کرامتی! که ببینیم کربلای تو را

مگر تو باز کنی عقده زبانِ مرا

که باز هم بُسرایم ز غم، رثای تو را

وگرنه «آینه» را جز زبان حیرت نیست

که واژه واژه دهد شرح ماجرای تو را


منبع : مرتضی عصیانی
  70
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

مرتضی نوربخش‏ عطش تاریخ‏
آیا یوسف زهرا تویی از امیر عاملی
روز نخستین که صلا زد بلا از امیر عاملی
یاری نماند و کار ازین و از آن گذشت از وحشی بافقی
دلم به یادتو ای دوست خلوتی دارد از وحشی بافقی
صف محشر از محمدرضا سروری
می‌توان مانند کوهی درد بود از کاظم علیپور
داد زد ها ... سر از این خاک کجا بردارد از مریم سقلاطونی
لهجه خون از سیدحسن حسینی
تیغ از رخ او ز ترس ، گریان گردید از سید هاشم نبی زاده

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز