فارسی
جمعه 09 آبان 1399 - الجمعة 13 ربيع الاول 1442
  41
  0
  0

خداحافظ اي مدينة پيغمبر (علیه السلام) از حبيب الله چايچيان

زين وداع آتشين ، کز شهر قرآن مي‌کني

آستان وحي را ، بي تاب و حيران مي‌کني

اي که با جمعي پريشان ، از مدينه مي‌روي

قلب زهرا را ، ز حال خود پريشان مي‌کني

تا ابد بنياد غم ، از غصه ات ماند بپا

کاخ شادي را چرا با خاک يکسان مي‌کني ؟

اي که مصباح هدايت هستي و فلک نجات

از چه با اين اشکها ايجاد طوفان مي‌کني ؟

با عزيزان مي‌روي و ، زادگاه خويش را

پيش چشم فاطمه ، خالي ز جانان مي‌کني

سينة بشکستة او ، رفت از يادش دگر

با دلي بشکسته هجران را چو عنوان مي‌کني

مصطفي را قصة پيراهنت مدهوش کرد

زينب از اين پيرهن بردن ، پشيمان مي‌کني

اي ذبيح کربلا ، جانها فداي حج تو

اي که خود را در مناي عشق ، قربان مي‌کني

در طوافت کعبه بر گرد تو مي‌گردد حسين

کآمدي ، در بيت حق ، تجديد پيمان مي‌کني

اشک بيت الله مي‌جوشد ، ز چشم زمزمش

از حرم ، ثارالها ، تا قصد هجران مي‌کني

کعبه بگرفته ست دامانت ، که برگرد اي حسين

اين حرم را ، ز فراقت ، جسم بي جان مي‌کني

مروه گردد بي فروغ و ، بي صفا گردد صفا

کربلا خوش باد ، کآنجا را گلستان مي‌کني

نهضت خونين تو ، سرمشق آزادي بود

بهترين تعليم را ، از درس قرآن مي‌کني

جان فداي تربت تو ، اي طبيب جسم و جان

درد عالم را به درد خويش درمان مي‌کني

ابر رحمت مي‌شود ، اين چشمة اشکت

ز آن ، تاريک قبرت ، نور باران مي‌کني


منبع : حبيب الله چايچيان
  41
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

محمد بیریایی گیلانی «شیدا» ناگهان عباس
سرو نگون از وصال شیرازی
مکتب آزادگی از محمدرضا شفیعی کدکنی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز