فارسی
جمعه 02 آبان 1399 - الجمعة 6 ربيع الاول 1442
  41
  0
  0

لطف ارباب از مهدي محمدي

ساقي از لطف تو در هر دو سرا ممنونم

بنگر از حسرت ديدار تو چون مجنونم

من آواره ميخواره بدنام کجا

حرمت ميکده و جام و مي گلگونم

شده بدنامي من ورد زبانها ساقي

ببر از دايره کون و مکان بيرونم

مدتي از سر خوان کرمت دور شدم

کس نپرسيد چرا غمزده و محزونم

نرود از در ميخانه مهرت هرگز

گرچه مژگان تو هردم بکشد در خونم

کرمي کن در ميخانه به رويم بگشا

که همه هستي خود را به تو من مديونم

هستي‌ام مي‌دهم و کرب و بلا مي‌خواهم

غير از اين هرچه دهندم به خدا مغمونم

تا نفس دارم و فريادزنان مي‌گويم

که من از لطف تو در هر دو سرا ممنونم


منبع : مهدي محمدي
  41
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

این ستاره چه به پیراهن شب می آمد ازصالح دُروند
کوفه ازغلامعلی رجایی
بار سفر گو ببند هر که به ره آشناست از امیر عاملی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز