فارسی
شنبه 08 آذر 1399 - السبت 12 ربيع الثاني 1442

  271
  0
  0

اوج تواضع

 

بار دوم ملا مهدي نراقي بلند شد و رفت. يک روز مانده بود که از نجف به کربلا برود باز گفت: دلم تنگ شده يک بار ديگر بحرالعلوم را ببينم و بروم. اين بار که آمد، ديدند بحرالعلوم با پاي برهنه دم در آمد و ارادتمندانه به مرحوم نراقي سلام کرد و با يک دنيا ادب دم در کوچه ايستاد و تعارف کرد. نراقي را داخل اتاق برد و بالا نشاند. خودش دم در آمد و همين جوري زير لب مي‌گفت: احترام ايشان واجب است. از دم در تکان نخورد و سرش پايين بود. بعد هم گفت: من منتظر فرمان شما هستم، من فرمانبردار شما هستم. مرحوم ملا مهدي نراقي فرمود: شما مولاي من هستيد. وقت خداحافظي پاي برهنه در کوچه رفت و خداحافظي کرد و رفت.

به مرحوم بحر العلوم گفتند: اين رفتارها چيست؟ فرمود: او کتابي که نوشته بود، خواستم ببينم نوشته‌هايش در درون خودش هست يا نه؟ در کتاب نوشته: حسن ظن، فروتني، عمل ديگران را حمل به صحت کنيد. خواستم ببينم مطالبي که از احاديث ائمه: نوشته، در خود او هم عملي شده است. ديدم تمام کتاب در او وجود دارد.

روايت اين است:

«أَبِي عَبْدِاللَّهِ (ع) قَالَ لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي فَضْلِ مَعْرِفَةِ اللَّهِU مَا مَدُّوا أَعْيُنَهُمْ إِلَى مَا مَتَّعَ اللَّهُ بِهِ الْأَعْدَاءَ مِنْ زَهْرَةِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ نَعِيمِهَا وَ كَانَتْ دُنْيَاهُمْ أَقَلَّ عِنْدَهُمْ مِمَّا يَطَئُونَهُ بِأَرْجُلِهِمْ وَ لَنُعِّمُوا بِمَعْرِفَةِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ تَلَذَّذُوا بِهَا تَلَذُّذَ مَنْ لَمْ يَزَلْ فِي رَوْضَاتِ الْجِنَانِ مَعَ اوليا اللَّهِ إِنَّ مَعْرِفَةَ اللَّهِU آنِسٌ مِنْ كُلِّ وَحْشَةٍ وَ صَاحِبٌ مِنْ كُلِّ وَحْدَةٍ وَ نُورٌ مِنْ كُلِّ ظُلْمَةٍ وَ قُوَّةٌ مِنْ كُلِّ ضَعْفٍ وَ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ سُقْمٍ ثُمَّ قَالَ (ع) وَ قَدْ كَانَ قَبْلَكُمْ قَوْمٌ يُقْتَلُونَ وَ يُحْرَقُونَ وَ يُنْشَرُونَ بِالْمَنَاشِيرِ وَ تَضِيقُ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِرُحْبِهَا فَمَا يَرُدُّهُمْ عَمَّا هُمْ عَلَيْهِ شَيْ ءٌ مِمَّا هُمْ فِيهِ مِنْ غَيْرِ تِرَةٍ وَتَرُوا مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ بِهِمْ وَ لَا أَذًى بَلْ مَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ دَرَجَاتِهِمْ وَ اصْبِرُوا عَلَى نَوَائِبِ دَهْرِكُمْ تُدْرِكُوا سَعْيَهُمْ»[4]

 

اين خط سير اهل توحيد است. اگر بيشتر مردم دنيا در اين جاده بودند، فسادي در اين عالم نبود؛ چون عدّه اندك زمينۀ فساد پيدا نمي‌کردند که نقشه‌هاي شياطين را پياده کنند.


منبع : پایگاه عرفان
  271
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

بار سنگین ظلمت در جدایی از نور حق
دو درس مهم از حادثۀ کربلا
موجی از رحمت الهی در اعمال اختیاری انسان
درک رحمانیت و رحیمیت پروردگار، کوتاه‌ترین راهِ یافتن ...
رحمت رحیمیۀ پروردگار، مختص مؤمنین
رسول خدا(ص)، جامع همۀ ارزش‌ها و کرامات
معرفت و عبادت، دو هدف نهاییِ خلقت انسان
ارزش بندگی و دینداری در آزادی عمل
ارزش زیارت حضرت رضا(ع) در کلام امیرالمؤمنین(ع)
حقیقت آدم مقدّم و آدم مؤخر در کلام وحی

بیشترین بازدید این مجموعه

مرگ و فرصتها - جلسه هفتم
معامله كردن با خدا
اشتراك لفظ انسان و تفاوت در معنا
ارزش تاجر آخرتى در قيامت‏
جبران ربا خوارى پدر
زيرك‏ترين مؤمن در ياد مرگ
روايات بسيار مهم باب دختر دارى‏
تهران حسینیهٔ همدانی‌ها - رمضان 1396 - سخنرانی اول
تهران حسینیهٔ همدانی‌ها - رمضان 1396 – سخنرانی پنجم
خوانسار/ حسینیهٔ آیت‌الله ابن‌الرضا/ دههٔ اول ...

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز