فارسی
شنبه 10 آبان 1399 - السبت 14 ربيع الاول 1442
  70
  0
  0

داغ هفتاد و دو گل تشنگی...از زکریااخلاق

آخر ای مردم! ما هم عتباتی داریم
کربلایی داریم، آب فراتی داریم
ما پر از بوی خوش سیب، پر از چاووشیم
وز چمن های مجاور، نفحاتی داریم
داغ هفتادودو گُل تشنگی از ماست اگر
دست و رو در تپش رشته قناتی داریم
آن سبک بال ترانیم که بر محمل موج
ساحل امنی و کشتیّ نجاتی داریم
در تماشای جمال از جبروتی سُرخیم
که شگفت آینه جلوه ذاتی داریم
در همین روضه سربسته، خدا می داند
دست در شرح چه اسماء و صفاتی داریم
زیر این خیمه که از ذکر شهیدان سبز است
کس نداند که چه احساس حیاتی داریم
همه هستی ما عینِ زیارت نامه است
گو از این گونه سلام و صلواتی داریم


منبع : زکریااخلاق
  70
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

بند سوم ترجیع بند محتشم کاشانی درباره امام حسين(ع)
عشق من پائیز آمد مثل پار از احمد عزیزی
سفر از حمیدرضا شکارسری
گلی دور از چمن بر شانه ی توست از سید حبیب نظاری
از فضل خودت شبی زبانم دادی از حسین حاجی هاشمی
مه بارقه‌ای است در شبستان حسین (ع) از مشفق کاشانی
در شگفتم که ناگهان چون شد از اسماعیل علیان(چاوش)
طفل نخورده آب کمی در حرم بخواب از رضا رسول زاده
انگار که شهر شام دعوا شده بود از محمد چراغ چشم

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز